تبليغاتX
قـبـله گـاه من کجایی؟
 
   
     
 
 
 

سيد حسين موسويان با استناد به ماده 507 قانون كيفري در شعبه 5 دادگاه انقلاب اسلامي محكوم شد.

«هر كس باهدف بر هم زدن امنيت كشور به هر وسيله اطلاعات طبقه بندى شده را با پوشش مسئوولين نظام يا مأمورين دولت يا به نحو ديگر جمع آورى كند چنانچه بخواهد آن را در اختيار ديگران قرار دهد و موفق به انجام آن شود به حبس از دو تا ده سال و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم مى شود.»

                

حسین موسویان به مجازات مندرج در همین ماده محکوم شد. این محکومیت خیلی چیزها را فریاد می کند که برای شنیدنش کافیست پنبه در گوش هامان نکرده باشیم. این یعنی آنکه نفر اول مذاکره کننده ی هسته ای در دولت خاتمی و نزدیکترین فرد به حسن روحانی و معاون وی در مركز تحقیقات استراتژی مجمع تشخیص مصلحت نظام ، فردی است که قصد و هدفش بر هم زدن امنیت ملی از طریق ارائه ی اطلاعات به بیگانگان بوده است.
بر خلاف تصور عامه، در حبس تعلیقی، (برخلاف حبس تعزیری) فرد به زندان نمی رود.

همچنین طبق حکم صادره، موسویان حق خواهد داشت در مشاغل دولتی همچنان فعال باشد ولی صرفا در بخش های دیپلماتیک، آن هم تا پنج سال نمی تواند شاغل باشد.

درباره این رای نکات زیر می تواند مورد توجه باشد:

1- رای صادره، عملا هیچ تغییری در وضعیت کنونی موسویان نمی دهد چه آنکه اولا، او به زندان نمی رود زیرا حبس اش تعلیقی است و ثانیا در حال حاضر، کار دیپلماتیک هم نمی کند که با این حکم از آن محروم شود.

2- طبق حکم صادره، موسویان، تا 5 سال حق تصدی مشاغل دیپلماتیک ندارد و جالب است که با احتساب دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد - به شرط انتخاب مجدد- و یک سال باقی مانده از دور نخست، در 5 سال آینده در عمل هیچ شانسی برای موسویان وجود ندارد که بتواند در بخش های دیپلماتیک به فعالیت بپردازد
3- با توجه به اوصاف فوق، حکم صادره، از یک سو موسویان را از تحمل مجازات معاف کرده است (زیرا او از اتهام جاسوسی تبرئه شده) و بدین ترتیب موجبات رضایت او و حامیانش فراهم آمده و از سوی دیگر با محکوم شدن وی از نظر قضایی، مخالفان موسویان نیز که درصدد محکومیتش بوده اند از این عرصه، دست خالی برنگشته اند.

                                                     یا علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

"به همين سادگي"

 

مراسم ازدواج نزديك به 4 ساعت طول كشيد كه پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد. از شام هم خبری نبود؛ "به همين سادگي".

مجلس زنانه در منزل آقای مشایی و مجلس مردانه در منزل صاحبخانه آقای مشایی که پدر شهید و شغل وي نيز بنايي می‌باشد، برگزار شد.

تعداد میهمانان مرد 20 نفر و میهمانان زن 25 نفر بودند و خطبه عقد را حاج آقا ثمری خواند. مهريه نيز 14 سكه بهار آزادي به نيت 14 معصوم(ع). 

 در ايام عيد مراسم خواستگاري نيز در عين سادگي برگزار شد. احمدي نژاد در اين مراسم به ديدار صاحب خانه آقاي مشايي كه پدر شهيد هستند، رفت. قبل از برگزاري مراسم ازدواج نيز آقاي احمدي نژاد اظهار داشت كه اگر ايشان اجازه بدهند، مراسم مردانه در منزل اين شهيد بزرگوار برگزار شود، كه اين امر محقق شد. 

مراسم ازدواج نزديك به 4 ساعت طول كشيد كه پذیرایی با میوه و شیرینی بود و نماز جماعت مغرب و عشا هم به امامت احمدی نژاد برگزار شد. از شام هم خبری نبود؛ "به همين سادگي".

 

 

 

 

 

قابل توجه بعضی از آقایان اصولگرا و ....که دو تا عروسی برای آقازاده هایشان می گیرند. احمدی نژاد اگر هیچ کاری هم برای کشور نکند همین سنت شکنی های رایج در بین مسئولین در رابطه با اسراف گری را از بین برد جای تشکر دارد.

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

در بررسي اهداف و انگيزه­ اين سناريوي جديد:

 

وقتی مهران مدیری سیاسی می شود!!!

در اعیام عید احتمالاً سریال طنزی با نام مرد هزار چهره را دیده اید،سریالی که به مانند چند سال اخیر به ظاهر طنز گونه ولی در باطن حاوی پیام های گوناگون اجتماعی و بیان مشکلات اجتماعی .

اما این بار این سریال پا را فراتر گذاشته و درعرصه سیاست نیز وارد شد.

 سریال های مهران مدیری که در گذشته ساخته شده حاوی  نکاتی اجتماعی و فرهنگی بود که فقر فرهنگی جامعه را بیانگر میشد.

اما این بار داستان چیز دیگری بود ؛ داستان در قالب سریال و ظاهری طنز گونه پا را از نقد هم گذارنده وبه تمسخر و توهین فعالین عرصه سیاسی می پردازد.

حال چرا در قالب سریالی طنز؟

                       مهران مدیری

اينكه برخي محافل قدرت طلب براي دستيابي به اهداف سياسي خود، حاضرند دست به هر كاري بزنند و با زير پاگذاشتن اخلاق، منافع خود را تأمين نمايند، مطلب تازه­اي نيست. بطوریکه قرنها پيش معاويه همچون اسلاف خود از چنين رويه­اي استفاده كرد و عدالت علوي را ساقط نمود و ماكياول آن را به صورت يك تئوري سياسي درآورد.

در دوره انقلاب اسلامي نيز بارها شاهد چنين اعمال فشارهايي بوده­­ايم. بسياري از مزدوران كه حتي در برخي موارد ارتباطات امنيتي با كشورهاي متخاصم انقلاب داشتند، با سوء استفاده از موقعیت مبارزاتي، دانشگاهی و حوزوی (نظیر ابوالحسن بنی صدر و سید مهدی هاشمی)، شخصیتهای ممتاز انقلاب را مورد تهاجم گسترده قرار دادند. جالب آنکه پراکندن چنین اتهاماتی در سطح وسیع، معمولا از منابع قدرت و با حمایت کمیته ­های X رسانه­ای صورت می­گیرد.

اتهامات مطرح شده در دوره اخیر که پس از انتخابات دوم شورای اسلامی شهر شروع و در انتخابات ریاست جمهوری نهم به اوج خود رسید، همان نشانه­ها را داشته و اهانت کنندگان از همان ابزار و وسایل قدیمی استفاده می­کنند. سازماندهی و استفاده از موقعیتهای اداری و حاکمیتی برای زمین زدن ایده دولت اسلامی که برای بسیاری معنایی جز سلب ویژه­خواری و رفع تسلط از منابع ملی ندارد، باعث گردیده تا شخصيت ويژه دكتر احمدي نژاد كه دولت او به زعم مقام معظم رهبري، مقبول ترين دولتهاي قرن اخير ايران است، مورد حمله و تخريب گستاخانه مخالفان قرار گرفته است. در حاليكه بر همگان مشخص است كه حجم فعاليتها و تلاشهاي ايشان براي همه افرادي كه ايشان را از دور و نزديك ديده­اند، حيرت آور است. مطمئنا گذشت زمان و آنگاه مرور تاریخ، قضاوت مناسبی از مردان خدمتگزاري که برای رضای خدا کار میکنند را ارائه خواهد داد و روسياهي براي منافقين و مردان هزار چهره باقي خواهد ماند.

در همين راستا توجه به نمونه­هاي ذيل خالي از لطف نيست:

- تشابه سازي دكتر احمدي­ن‍‍ژاد با بني صدر ملعون، در مقاله "زنگ خطر رهبري براي بازگشت استبداد"، سایت تابناک، تاریخ 3 بهمن 1386، کد خبر 5402

- جلوه دادن حمايتهاي مكرر و تشويقهاي متعدد مقام معظم رهبري از دولت نهم، به مثابه حمايت والدین از فرزند معلول، در مقاله "آينده رابطه آيت‌الله خامنه‌اي و دکتر احمدي‌نژاد؟"، سايت تابناك در تاريخ26 آذر ۱۳۸۶، کد خبر 3100.

- درخواست محاکمه قضایی رییس جمهور، سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی، 30 آبان 1386.

- مقایسه احمدی نژاد با سارکوزی و بوش در سایت فردا و مجله شهروند،

و اتهامات و بی اخلاقیهای هر روز روزنامه اعتماد ملی که به عادت کثیف تبدیل شده است.

متاسفانه یک جریان انحرافی و ضدانقلابی، با بهره­برداري از سكوت نيروهاي انقلاب، به بروز و ظهور فراوانی یافته و با تغییر چهره و گاه با ظاهر متدینانه و طرفدار انقلاب، شخصیتهای ارزشی انقلاب را مورد توهین، تمسخر و فحاشی قرار می­دهند. از این رو لازم خواهد بود نیروهای واقعی انقلاب ضمن تذکر و مؤاخذه آنها، انقلاب و دستاوردهای آن را از گزند خودخواهی چنین افرادی بیمه نماید.

                                            یا علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

نکته ای که مطرح می‌شود  این است که  شما وقتی می‌گویید مهندسی فرهنگ واقعا فکر می‌کنید فرهنگ یک ملت دست شماست که می‌خواهید در داخل یک اتاق، فرهنگ جامعه را اصلاح کنید؟! جواب این است که واقعا تعبیر مهندسی فرهنگ بیشتر تقسیم کار بین نهادهای فرهنگی حکومت است. ما فعلا باید نهادهای فرهنگی حکومت را درست مهندسی کنیم. این وظیفه‌ی اول شورای عالی انقلاب فرهنگی است، آن وقت آثار آن در فرهنگ عمومی معلوم می‌شود. البته مطمئنا مهندسی فرهنگ به این معانی نیست:

ــ دلیل تراشی به نفع فرهنگ مستقر و تحکیم شالوده‌های موجود
ــ اضافه کردن به قطر نهادهای رسمی
ــ تقویت وفاداری‌های جمعی متعصبانه به مفاهیم نهادینه شده
ــ تار تنیدن در اطراف گروههای مرجع در جهت غیر مسئول دانستن آنها
ــ نفی تحول
ــ کادربندی کنترل شده منزلت‌ها در جامعه
ــ توزیع افتخارات بر اساس منافع و یا گروه حاکم

مسئله این است که چگونه می‌شود به جامعه و نخبگان خط مشی داد و با مشارکت آنها در فرهنگ جامعه تغییرات مثبتی به سمت اهداف اسلامی و انسانی، روش منطقی و اخلاقی ایجاد کرد و اگر جایی استفاده از زور مشروع یعنی دولت، لازم است این زور چگونه و چه وقت اعمال شود؟ 

      
 
به عبارتی دیگر:
ــ شالوده‌ی مشترک چگونه تعریف شود و یا تعریف پدرانه از آرمان مشترک برای جامعه چطور ممکن است؟
ــ چگونه می‌توان تعهداتی را در رفتار شهروندان تقویت و یا تضعیف کرد؟
ــ چه چیزهایی و چطور باید گرامی داشته شوند و یا مورد تحقیر قرار بگیرند؟
ــ ابزار تولید تاسیسات اداری، رسانه ها، نظام آموزش، مالکیت‌ها و ... چگونه در مهندسی فرهنگ دخالت کنند؟
ــ مکانیزمی که نهادها از طریق آن اشخاص را شکل می‌دهند و نقش سازی می‌کنند، چیست؟
ــ چه مقدار از صفات جامعه را به افراد می‌توان نسبت داد و کدام صفات افراد را به جامعه نمی‌توان نسبت داد؟
ــ تلاقی فردیت و اجتماعی بودن کجا
است....            یا علی              

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
              

   

فرهنگ ما مثل يك هرمي است كه هر چه به رأس آن نزديك مي‌شويم بيشتر به وحدت مي‌رسيم. دو خط ممكن است فاصله‌هايي با هم داشته باشند اما وقتي به قله مي‌رسند يكي مي‌شوند و قلة ما ايران و اسلام است در قله؛ اين وحدت، چه وحدت ملي، چه همبستگي ملي، چه امنيت ملي همه معنا پيدا مي‌كند. عقايد، گرايشها و قوميتهاي مختلف وجود دارند؛ اگر چه بعضي قبول ندارندو معتقدند ما يك قوم ايراني هستيم. فارس و لُر و ترك و بلوچ و … همه ايراني هستند. به همين دليل قله ما ايران و اسلام است. شما وقتي ايران و اسلام را در قله بگذاريد ديگر همه چيز زير اين تعريف جاي خودش را پيدا مي‌كند و جايي براي اختلاف نمي‌ماند. جايي براي حذف نمي‌ماند. هر چيز جا و تعريف خودش را پيدا مي‌كند، و سطح، قدر، منزلت، جايگاهش معلوم است. آنجا كه پاي اسلام در ميان مي‌آيد همه دنبال اسلام هستند آنجا كه پاي ايران و وحدت ملي ما به ميان مي‌آيد، همه دنبال ايران هستند. ديگر خوزستان و لرستان و آذربايجان همه ايران مي‌شود. همه مي‌شوند يك پيكرة واحد و از يك هويت به نام هويت اسلام وايران دفاع مي‌كنند. 

این مرز ی که بین فرد و جامعه ترسیم شده، با رعایت ملاحظاتی باید برداشته شود. ولی هم از طرف روان شاسان مثل واتسون مورد حمله قرار گرفت و هم از طرف جامعه‌شناسانی مثل دورکیم. شخصیت ایرانی‌ها، شخصیت انگلیسی‌ها، شخصیت هندی، آفریقایی، آلمانی و... اگر آری، چگونه باید تحلیل شود و چه منشایی دارد. چگونه قابل دستکاری است، آیا تصرف پذیر است یا خیر و چگونه؟

آیا چیزی به نام روح ملتها وجود دارد؟ در این صورت باید فرهنگ هر ملتی جداگانه و با توجه به روح آن ملت مهندسی شود. و البته معتقدم بدون آنکه این روح منتظر تفکر نظری خاصی بماند و یا قابل پیش بینی واضحی باشد، گاهی بدون نقشه و اتفاقی حرکت می‌کند. مدام در معرض عوامل درونی و بیرونی است و خیلی از عوامل در اختیار کسی و نهادی نیست. بنابراین قابل مهندسی هم نیست. ولی شامل گستره‌ی وسیعی از دینامیک گروههای اجتماعی آن ملت تا مرفولوژی و صورت عقاید آن جامعه است؛ یعنی هم گروه‌ها موثر هستند و هم عقاید و این دو، پایه‌ی مهندسی فرهنگ است.

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

به جای افسوس خوردن بر خاموش شدن بايد شمعي افروخت و اين سنت مومنان است كه از قبيله روشني هستند و نور را می فهمند لذا وقتی پس از غروب خورشيدی در حوزه علم ثلمه ای پيش مي آيد، عالمی ديگر چراغ راه مي شود، و نور مي دهد اما كم هم نيستند كسانی كه راه شمع افروختن نمی دانند و به گريه افسوس خويش بر نبود نور و بسط تاريكی نشان می دهند حال آنكه بايد به يادشان آورد كه چاره تاريكی كار نه افسوس خوردن كه افروختن شمع است، پس بايد شمعی افروخت، بايد به فراوان شدن روشنی كمك كرد. اين بهترين شيوه چاره كردن كار تاريكی است. 
          

مرتضی آوينی هنرمند متعهد و متفكری بود كه نبودش هنوز باورمان نشده است چنان كه به گاه بودن بعضی ها باورش نداشتند اما مسئله امروز شهادت آوينی نيست. نبود آوينی هاست. آوينی هايی كه بايد شمع شوند تا نور هنر متعهد، تاريكی را بتاراند و جان ها را روشن كند. پس با درك اين واقعيت برای حقيقت هنر و فراگيری هنر حقيقی بايد كاری كرد.
آوينی يك مدل بود اما قرار نبود و نيست كه مدل ها در موزه  خاطرات بمانند بلكه بايد از روي آن ها نوشت ، توليد كرد، پرورش داد و اين اصلا خوب نيست كه هر سال در سالگرد آوينی بناليم كه آوينی رفت و ما را ديگر مرتضی نيست مگر نه اينكه قرار بود رفتن مرتضی آوينی در قامت يك شهيد، آمدن هزاران آوينی با چشمان سرشار از شهود را پيامد داشته باشد، پس چه شد كه امروزه در فراق مرتضی درحالی می سوزيم كه انگار ديگر آوينی نخواهد آمد؟
اينكه تعدا دبر آويني ها افزوده ايم، نشانگر اهتمام ما به راه  آوينی و حتی می توان گفت عيارسنج صداقت ما در اين راه است. درست به اندازه ای كه طالب روشنی هستيم. اگر آوينی ها را پرورده ايم و شمع ها را افروخته ايم مشخص می شود به راه مرتضی ايمان داشتيم و تلاش كرده ايم اما اگر نتيجه نه اين است، ماجرا هم نه آن است.
به امروز فكر كنيم و به فردا و آويني ها را پرورش دهيم و بستر را برای رشد و بالندگي آن ها فراهم كنيم تا روايت فتح را چنان بخوانند كه فتح فرداها را در پی داشته باشد

.        

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
     
 

pctfx3.3

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور

log