|

آنچه كه در نظام جمهوري اسلامي اصالت دارد، انسان است. انسان شدن، به تعبير
امام (ره). حال براي انسان شدن، ابتدا بايد مهندسي فرهنگ را انجام دهيم يا مهندسي فرهنگي را. من معتقد هستم كه اول بايد مهندسي فرهنگي را انجام دهيم. اول بايد كل نظام، مهندسي فرهنگي شود. در اين نقشه كلي خود فرهنگ يك جزء است. مقام معظم رهبري در تعاريفشان فرمودند: «روح موجوديت هر آنچه كه ما داريم فرهنگ است.» اين نگاه در واقع نگاه فرهنگي است. در اين نقشه ما با همان اصولي كه از تعريف نظام جمهوري اسلامي درك ميكنيم يعني اصولي كه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به ما ميدهد بايد اجزاء اين نقشه را در جاي خودش طراحي ميكند.
اقتصاد، سياست و فرهنگ را طراحي ميكنيم، بدون اينكه از ارتباط اينها با هم غفلت كرده باشيم. من معتقد هستم چون نظام ما يك نظام ديني است، اعتقادات و باورهاي ديني بر آموزهها مقدم است. آموزههاي ديني در ترسيم نقشه تأثير اولي و مستقيم دارند. چرا كه تا ما با اعتقادات و باورهاي ديني و با دركي كه از آموزههاي ديني داريم؛ وجه تمايز پديده ديني و غيرديني را تشخيص ندهيم، نميتوانيم اين مهندسي را انجام دهيم. مثلاً طراحي اقتصاد در نظام جمهوري اسلامي ايران، تا اقتصاددان ما كه طبيعتاً در طراحي اقتصاد ميخواهد به ما كمك كند، اطلاع و اشراف دقيقي به موضوع و وجه تمايز اقتصاد يك جامعه ديني و يك جامعه غيرديني نداشته باشد، چگونه ميتواند اين را در مهندسي لحاظ كند. چگونه ميتواند اين ويژگي را در مهندسي اعمال كند. اين نقشه مهندسي فرهنگي كه ما دنبال آن هستيم براي خودش مختصات و چارچوبي دارد كه شايد متأثر از دستاوردهاي فرهنگي كشورهاي ديگر باشد. شايد هم دستاوردهاي فرهنگي ما در آن نقش داشته باشد.
كساني كه ميخواهند اين طراحي را انجام دهند طبيعتاً به همان دليلي كه توضيح دادم اگرمبتني بر اعتقادات، باورها و آموزههاي ديني خودشان نباشد در مهندسي موفق نخواهند بود. اما اجزاء اين پديده مردم هستند. اجزاء نقشهاي كه ما ميخواهيم در جامعه محقق شود تك تك افراد جامعه هستند كه اعتقاد و فعاليتشان روي هم گذاشته ميشود و فرهنگ جامعه را ميسازد. نقش اعتقادات، باورها و آموزههاي ديني براي شكل دهي به اين فرهنگ بسيار مؤثر است.
علی مدد
|