|
آقای خاتمی یک روز به جامعه دانشگاهي و نخبگان سفارش تهيه بسته هاي انتخاباتي مي دهد و چند روز بعد مي گويد " اگر کسي مي تواند با اختيارات موجود به عنوان رئيس جمهور در اجراي کامل قانون اساسي موفق باشد، بايد وارد صحنه شود و الا صلاح نيست که کسي بيايد...اگر کسي آمد ما هم پشت سر او هستيم." يک روز در خارج از کشور در جمع خبرنگاران مي گويد اينجا در خصوص انتخابات سخن نمي گويم و همان روز در داخل کشور برايش جشن دعوت به انتخابات را مي گيرند و روز بعد از نگارش نامه خداحافظي از صحنه سياست و عدم حضور وي سخن به ميان مي آورند.
جدا از اين که خاتمي نهايتا در صحنه حاضر مي شود يا نه، اين نوع بازي با افکار عمومي آن هم براي چهره اي چون خاتمي که وجهه اي پوپوليستي در ميان جامعه دارد، خاطره خوشي در اذهان مردم باقي نخواهد گذاشت
يکي از سران کارگزاران در جلسه اي چنين مي گويد: «دليلي ندارد که موهبت تعيين تکليف وضعيت حضور خاتمي را نصيب اصولگرايان کنيم و ابهام يک استراتژي حساس براي ماست.» يکي ديگر از اعضاي سازمان مجاهدين نيز چنين مي گويد: «حتي اگر مطمئن شديد خاتمي نمي آيد تا دقيقه 90 نگذاريد که مردم از اين امر مطلع شوند.»

آمدن يا نيامدن آقاي خاتمي مورد استقبال جريان اصولگرا و به طور مشخص حاميان دولت فعلي است يا نه نيز در نوع خود، موضوع جالبي است.
اصولگرايان دوست دارند پيروزي دکتر احمدي نژاد در انتخابات آينده بر رقيبي قدرتمند همچون سيدمحمد خاتمي باشد. ضمن آن که حضور اين دو چهره مطرح کشور انتخابات را کاملاً دوگانه و هدفمند مي کند.
خاتمي و احمدي نژاد هر دو روساي جمهوري مردمي هستند که موفق شدند در انتخابات هاي زمان خود دو حماسه دوم خرداد و سوم تير را خلق کنند و بر خلاف نظرسنجي ها و تصورات سياسيون، با حمايت توده هاي مردم و با شعار تغيير وضعيت موجود بر رقباي خود پيروز شوند.
در واقع انتخابات اين دو فرد، برآيند دوبار تغيير ذائقه مردم در دو دوره 8 ساله است. اما جدا از استقبال اصولگرايان از حضور خاتمي، نکاتي را هم بايد در خصوص چرايي حضور ايشان در صحنه مطرح کرد.
اين روزها که سخن از آمدن خاتمي است، بيشترين سخني که توسط هواداران و حاميان حضور وي در صحنه بر زبان رانده مي شود «حضور خاتمي متفاوت است» حسين مرعشي در اين خصوص چنين مي گويد: «من تصور مي کنم خاتمي به عنوان رييس جمهور آينده بايد کاملا با خاتمي گذشته متفاوت باشد. اگر من به جاي خاتمي باشم حتما با روش ها و مشي جديدي ظاهر مي شوم. خاتمي آينده بايد خاتمي اي باشد سياستمدار، فعال، پرتحرک، قاطع و داراي برنامه هاي نو و به دور از تعابيري از جنس اين که اگر بگذارند، آيا مي توانيم...» ماشاءالله شمس الواعظين در اين راستا مي نويسد: وجه اشتراک آقاي خاتمي و احمدي نژاد آن است که هر دو تا چند روز پيش از انتخابات نمي دانستند رييس جمهور ايران خواهند شد اما آقاي خاتمي نتوانست خودش را جدي بگيرد و بر عکس او احمدي نژاد در صحنه بين المللي، خود را جدي گرفت و ادبيات خود را در صحنه داخلي و بين المللي حاکم کرد» عبارت معروفي نيز ازعبدالله نوري در اين زمينه وجود دارد که گفته است: «خاتمي اگر مي تواند بايستد به صحنه بيايد» لذا همانطور که مشخص است اصلاح طلبان به واقع هنوز بر شخصيت خاتمي حرف دارند و او را همان طور که بوده و هست قبول ندارند. اين حرف که خاتمي بايد تغيير کند بزرگترين توهين به شعور و شخصيت اين چهره مطرح سياسي کشور است چرا که نشان مي دهد افراد به اصطلاح حامي وي تنها قصد استفاده ابزاري از ايشان و چهره مردمي وي را دارند و او را تنها کسي مي دانند که مي توانند عامل وحدت جريان اصلاح طلب شود وگرنه شخصيت وي را اساسا قبول ندارند آقاي خاتمي همانطور که پيشتر گفته شد ما از آمدن شما به صحنه انتخابات استقبال مي کنيم اما نگراني ما از جرياني است که در حال حاضر داعيه دار به ميدان آوردن شما شده است. آنان که هر 9 روز يک بحران براي دولت شما درست کردند اين بار نيز با به صحنه آمدن مجدد شما بار ديگر توهم درگيري با ساير نهادهاي نظام را در سر دارند. آنان حتي در مجلس ششم هيچ گاه نفهميدند که ديگر عضو و جزئي از حاکميت به شمار مي روند لذا دائماً به وضع موجود که خود باني آن بودند و بودجه و قوانين آن را تصويب مي کردند، اعتراض مي نمودند.
نگراني ما از آنجاست که نکند بار ديگر اين جريان شما را به مقاومت در مقابل حاکميت و قانون دعوت کند و باز هم جامعه دچار تنش شود و اين آرامش چند ساله را از دست دهيد، حال خود مي دانيد که بياييد يا نه! ولي لازم است قبل از اين تصميم و اين که براي مردم يا نظام شروطي را بگذاريد، تکليف خود را با اين جريان روشن نماييد. مطمئن باشيد جرياني که خاطره اي فراموش نشدني براي هاشمي رفسنجاني در مجلس ششم خلق کرد با شما نيز بهتر از آن برخورد نخواهد کرد
|