|
هاشمي رفسنجاني روز يكشنبه در دومين سمپوزيوم بينالمللي "ايران توسعه يافته 1404" كه در مركز همايشهاي بين المللي سازمان صداوسيما برگزار همانند 3 سال گذشته بار ديگر نظرات خود را درباره عدالت و مديريت كشور مسائل اقتصادي،انحراف از سند چشم انداز و رفاه اجتماعي تكرار كردند ، از آنجا كه علي رغم هنر ايشان در عدم شفافيت مخاطب اصلي در شيوه بيان ايشان، بر همگان روشن است كه مخاطب واقعي اين انتقادها دولت و به خصوص شخص رئيس جمهور است بر آن شديم حال كه بنا بر فرمايش ايشان دوران مدارا به پايان رسيده بر خلاف آقاي رفسنجاني مبهم گويي را كنار بگذاريم و با كنكاش در سخنان رئيس جمهورمكتبي و مورد تاييد خاص و حمايت گرم مقام معظم رهبري آنچه مي تواند به عنوان پاسخ به انتقادات رئيس مجمع تشخيص مصلحت در سخنان دكتر احمدي نژاد باشد را عينا نقل نمائيم تا اصل عدالت براي قضاوت و تصميم گيري همگان مهيا شده و از حق دولت نهم براي رفع شبهات و پاسخ به موج انتقادات از خود نيز استفاده شود
 در 3 سال گذشته از آقاي هاشمي و ديگر حاميان و ياران ونزديكان ايشان مكرر شنيدهايم كه عدالت را به توزيع فقر و گداپروري تشبيه نموده اند. هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: اینکه بگوییم تامین اجتماعی با دادن چند سهم به مردم عدالت اجرا می کند کار درستی نیست.نباید فرهنگ صدقه خور و گداپروری را بر مردم خود تحمیل کنیم
احمدى نژاد دو روز بعد در جمع مردم زنجان:
برخي با مسئله هدفمند كردن يارانه ها مخالف هستند و ميگويند كه اگر يارانهها را هدفمند كنيم اين گداپروري است، ولي من خطاب به آنها ميگويم كه هدفمند كردن يارانه ها عين عدالت است. به ملت ايران توهين نكنيد، اگر اين يارانهها را امثال شما كه جيبها و شكمهايتان پر است تخصيص يابد، خوب است؟شما از ملت فاصله گرفتهايد، شما ملت را خانواده، اطرافيان و هم حزبي هايتان ميدانيد، ولي اينگونه نيست. دولت مصمم است كه ريشههاي اصلي مشكلات اقتصادي كشور را به مردم معرفي و علاج كند و عليرغم بد انديشي برخي افراد اقتصاد را معالجه كند
هاشمي رفسنجاني:
عدالت توسعه فقر نیست، عدالت توسعه غنا است که آن هم بدون توسعه امکانپذیر نیست. این هدف مسیرهای علمی و روشن دارد و با شعارهای پر زرق و برق امکانپذیر نیست
احمدي نژاد:
من يادم هست هر موقع كه ميگفتيم عدالت ،عده اي كه يك سري تئوريهاي وارداتي رابه زور تحميل مي كردند، مي گفتند آقا اين ها ميخواهند فقر راتوزيع بكنند. چه كسي گفته كه اجراي عدالت با فقر و توزيع فقر مساوي است ؟چرابه خدا دروغ مي بنديد؟ اجراي عدالت دستور خداست ،يعني خدا فقر را مي خواهد ؟به چه استدلالي؟ چرا به پيامبران دروغ مي بنديد؟شما چه كسي هستيد كه فكر ميكنيد خيلي مي فهميد؟چراتئوري هاي شما به پيشرفت بنيادين كشور منجر نشد؟ البته سرمايه گذاري هاي دولت سر جايش هست دولت زير ساخت ها را درست ميكند،اما اسم اين پيشرفت نيست. پيشرفت كشور زماني است كه همه استعدادهاي انساني اين كشور فضا براي رشد پيدا بكند،نه اينكه فكر بكنيم كه آن قدر جاده،پل و فرودگاه با پول بيت المال زده ايم. اجراي عدالت يعني دادن فرصت كافي و يكسان به همه استعدادها، نه فقط به قشر و طبقه اي خاص. 30/7/84
هاشمي رفسنجاني:
عدالت، توسعه، غنا و رفاه برای مردم بدون برداشت درست و توزیع صحیح منابع نفت بدست نمی آید، این که نفت را از چاه ها بیرون بیاوریم و بفروشیم که عدالت نیست. ۲۹ ارديبهشت در گفت و گو با خبرگزاری «موج» گفت: «ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.»
احمدي نژاد:
اجراي عدالت يعني فرصت هاي كشور به طور عادلانه براي مردم توزيع بشود. اجراي عدالت يعني بستن راه درمقابل كساني كه با اتصال به قدرت ، باند ، گروه وجناح فرصت هاي بيشتري را در اختيار مي گيرند كساني كه از اجراي عدالت متضرر مي شوند نمي آيند بگويند كه دست ما از بيت المال كوتاه شده ،به همين دليل دائم فرياد مي زنند و فشار مي آورند.8/8/84 ما مي گوييم عدالت. البته خوشبختانه ديگر نمي گويند و تكرار نمي كنند، اخيراً ديدم فقط يكي دو نفر مدعي هستند و حرفهايي زده اند. عدالت را به توزيع فقر تشبيه مي كنند يا مي گويند كه اگر دنبال عدالت باشي كشور عقب مي افتد. يا من ديده ام يكي گفته كه با يك لقمه نان بخور نمير نمي شود عدالت برپا كرد، براي اينكه اصل عدالت را پايين بياورند. اگر بخواهيم جواب معمولي و به اصطلاح خيلي چكشي بدهيم، بايد بگوييم مثل اينكه شما نعوذ بالله از خدا بيشتر مي فهميد. خدا همه پيامبران را براي برپايي اول توحيد و بعد عدل فرستاد. مأموريت پيامبران بعد از ابلاغ توحيد برپايي قسط و عدل بود. چطور شما مي گوييد عدالت موجب عقب افتادگي است؟ ما مي گوييم بر عكس آن است. اگر شما بدون عدالت جلو برويد امكان شكوفايي استعدادها وجود ندارد. امكان ندارد كه بدون عدالت به قله برسي. در دنيا مي بينيم بدون عدالت به كجا رسيده اند. در همين كشور خودمان، پانزده شانزده سال عده اي فرياد مي زدند كه بابا عدالت را بايد وسط كار بياوريد. مي گفتند شما مي خواهيد فقر را توزيع كنيد. نه بابا ما مي خواهيم هم ثروت توليد كنيم و هم درست توزيع كنيم. ما مي گوييم پيشرفت كشور همراه با عدالت امكان پذير است. ما عدالت را با پيشرفت و پيشرفت را با عدالت مي خواهيم. هر دو اينها را مي خواهيم و هر دو هم شدني است. هر دو با هم هستند. كساني كه آن حرفها را مي زنند بروند حاصل كار خودشان را ببينند. شما الان مي دانيد، من نمي خواهم آمار بدهم كه چقدر خانوار در اين كشور هستند كه تا قبل از اين دولت ماهي هجده هزار تومان دريافتي آنها بود كه حالا از پارسال ماهي 36 هزار تومان شده است و آنها با همين زنده اند. نرفته اند ببينند كه در خراسان جنوبي چه خانواده هاي فراواني كل درآمد ماهيانه آنها 50 هزار تومان است؛ همين الان. بلوكه كردن ثروتها و توانمنديهاي كشور فقط با عدالت باز مي شود . سياستهايي كه در آن عدالت نباشد، فقط تمركز ثروت در جيب يك عده خاص نيست كه اين هست اما فقط اين نيست. ثروتهاي جامعه در مسير انحرافي به كار گرفته مي شود. مثال آن همين وضعيت قيمت برجهاي تهران است. يك ساختمان متري سيصد چهارصد پانصد تومان در مي آيد، اما متري چهار پنج ميليون خريد و فروش مي شود. خب اين ثروت آنجا بلوكه شده، اين پول بايد در جامعه بچرخد و ثروت و آباداني توليد كند. اما چون مناسبات عادلانه نيست آفات دارد. حالا تبعات اجتماعي و فرهنگي و .... بماند كه من نمي خواهم وارد بشوم. بله شما وقتي بخواهي در مسير عدالت بروي، امتيازها را قطع كني و … يك عده سر و صدايشان در مي آيد، خب بيايد. يك دوستي چند روز پيش آمده بود به من مي گفت فلاني تو چه كار داري مي كني؟ خيلي داري اشتباه مي روي. گفتم چرا؟ گفت فلاني، فلاني، فلان گروه و همه از دستت ناراحت هستند، خراب كردي. دستش را گرفتم گفتم حالا بنشين اينجا يك آب خنكي بخور. مگر معيار حق اينها هستند؟ اينها كه شما گفتي كه خودشان منشأ بسياري از نابسامانيها در كشور ما هستند. ريشة بسياري از نابسامانيها در كشورند. كجا معيار حق شده اند؟ خب ناراحت باشند، ما كدام كار خلافي كرديم كه ناراحت هستند؟ از اينكه اين تيم، اين معاونين وزرا، وزرا و دولت به جاي اينكه هشت ساعت كار كنند و بروند خانه هايشان، دارند شانزده ساعت كارمي كنند ، اين چيز بدي است؟ از اين ناراحت اند؟ از اينكه راه افتاده اند جانشان را كف دستشان گرفته اند و دارند همة ايران را ميگردند و كار ميكنند، از اين ناراحت اند؟ اين كار بدي است؟ از اين كه مي گويند دين، خدا و عدالت، اين چيز بدي است؟ از اينكه مي گويند سود بانكي را پايين بياوريم تا توليد راه بيفتد، اين چيز بدي است؟ از اينكه سرمايه گذاري در اين دو سال اخير به شدت در كشور رشد كرده، اين چيز بدي است؟ از اينكه صادارت زياد شده، چيز بدي است؟ آخر چه چيز اين بد است؟ آخر اينها چه كار خطايي كرده اند كه شما مي گوييد بد است؟ بالاخره بگوييد اين جمع چه كار خطايي كرده اند؟ حق كسي را خورده اند؟ به مردم ظلم و بي احترامي كرده اند؟ چه كرده اند؟ خب ايشان چيزي نداشت بگويد. نه اينكه شماها و بنده اشكال نداريم. بالاخره ما هم آدم هستيم، اما بايد مقايسه كرد.

به نظر من علل بى عدالتى اينهاست: 1. رويكردها، يعنى جهت گيريهاى اقتصادى و برنامه اى؛ 2. عدم تخصيص مناسب منابع و حمايتهاى دولتى؛ 3. سود بانكى بالا؛ 4.تمركز در تهران و برخى كلانشهرها؛ 5. هزينه هاى مصرفى بالاى دولت؛ 6. برخي عملكردهاي غلط غير قانوني. 7. برخي امتياز جويي ها و رانت خواريهاي ويژه
.در همين چند ماهه كه بحث عدالت مطرح شد، گفتند اينها مى خواهند فقر را توزيع كنند. ما مى گوييم اتفاقاً عدالت يعنى توزيع ثروت. يا اينهايى كه مى گويند با عدالت مى خواهند رشد اقتصادى را كند كنند. ما مى گوييم اتفاقاً عدالت باعث افزايش رشد اقتصادى مى شود، چون همه استعدادها شكوفا مى شود و همه فرصت تحرك پيدا مى كنند. تا مى گويى عدالت، مى گويند اينها ضد سرمايه دار و سرمايه گذار و ضد فلان اند. نه، چه كسى چنين حرفى را زده است؟ مردم بايد سرمايه گذارى كنند تا كشور پيشرفت كند. مفهوم عدالت مخالفت با [سرمايه گذارى نيست]. اتفاقاً مفهوم عدالت يعنى آماده كردن زمينه ها براى سرمايه گذارى. و اتفاقاً وقتى عدالت راكنار مى گذاريم، استعدادها مى سوزد و رشد اقتصادى كاهش پيدا مى كند و بعد مجبوريم كه مرتب عددسازى كنيم. يك آقايى كه در تهران يك برج مى سازد و 3 ميليارد تومان هزينه مى كند و 15 ميليارد تومان دريافت مى كند، اين را هم جزو رشد اقتصاديمان مى آوريم و منظور مى كنيم. در صورتى كه اتفاقى در زندگى مردم نمى افتد. نمى گويم كسى نبايد ساختمان بلند يا چه بسازد، بايد به گونه اى اداره كنيم كه اگر 3 ميليارد تومان گذاشت، 4 ميليارد تومان بردارد، نه 15 ميليارد. اينكه رشد اقتصادى نيست. اين جمع كردن پول از دست عموم مردم و كردن آن به جيب چند نفر است. با اين كار كشور پيشرفت نمى كند...[سخنرانى در جمع استانداران و مديران عامل بانكها - يکشنبه 13 آذر 1384]
هاشمي رفسنجاني:
طبق زمان بندی در اجرای طرح خصوصی سازی و بر اساس اصل 44 قانون اساسی دولت باید طی پنج سال فعالیتهایی را که خارج از موارد در صدر این قانون بوده را باید به بخش خصوصی واگذار می کرد اما می بینیم که هنوز بسیاری از آنها در دست دولت است. این یک برنامه گام به گام بود نه سند چشم انداز که افق را مد نظر داشته باشد طرح خوبی بود که اجرای آن تا دولت آقای خاتمی هم ادامه یافت اما با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آنها در این مسیر حرکت نمی کنند
.احمدي نژاد:
برنامه ريزي و مباني انديشه خودش را دارد و ساز و كارهايش هم برخاسته از آن منابع است. وقتي مي رويم در ادبيات توسعه آن وقت رباي شانزده درصدي را با هزار استدلال توجيه مي كنيم و رنگ و لعاب ديني هم به آن مي زنيم. بالاخره يك پوسته كشيدن كه كاري ندارد. در صورتي كه همين بلاي جان جامعه است. ما مي گوييم تعالي جامعه، تعالي جامعه هم پيشرفت مادي و هم پيشرفت معنوي در آن هست. هر دو آنها با هم است، بايد رشد كند و اين الگو را بايد طراحي كنيم. مي گويند سخت است. بله سخت است. مي گويند نمي شود؟ مي گوييم نه خير مي شود. چرا مي گوييد نمي شود؟ چرا خودتان را راحت مي كنيد؟ الگوهايي را برداشته اند كه هر كس خلاف آن الگوهاي يا متفاوت با آن الگوها حرف زد، بلافاصله مي گويند غيرعلمي است. زود يك مارك مي چسبانند و خيال خودشان را راحت مي كنند. اتفاقاً عالمانه ترين احكام زندگي احكام اسلام است، چون خداي متعال فرستاده است. چه كسي عالم تر از خدا؟ ما بايد عرضه داشته باشيم اينها را عملياتي كنيم و نترسيم. نه اينكه در جا بزنيم بگوييم بسيار خوب و جالب است بعضيها براي گرفتن 500 ميليون دلار از مثلاً صندوق بين المللي پول صد تا شرط اساسي را مي پذيرند، اجرا مي كنند، بنيادهاي اقتصادي خودشان را زير و رو مي كنند، اما خداي متعال اين همه به آنها ثروت و امكانات داده ولي حاضر نيستند دو تا شرط خدا را اجرا كنند.ما دنبال ساختن كشور همراه با عدالت [هستيم] و اين ها شدني است. نگويند نشدني است.
هاشمي رفسنجاني:
ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.تا کنون دولت در اين زمينه [خصوصی سازی] موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در اين زمينه عمل کند. علناً بخش خصوصی هم وارد عرصه نشده،درجا زدن و شعار دادن آينده را تامين نميکند و بايد با کار کارشناسي و استفاده بهينه از منابع و نيروهاي انساني، به فکر پيشرفت و توسعه کشور بود.
دكتر احمدي نژاد اسفند ماه 1385 پس از یک سخنرانی انتقادی رفسنجانی از دولت خود در زمینه خصوصی سازی::
ما می دانیم شما از چه چیزی عصبانی هستید و علت عصبانیت خود را نمی گویید ولی می آیید و می گویید که این دولت واگذاری نمی کند، کسانی که در زمان خود اجازه نمی دادند که مردم بقالی داشته باشند و می گفتند که باید فروشگاههای زنجیره ای دولتی ایجاد شود و مردم از این فروشگاههای زنجیره ای وسائل مورد نیاز خود را بخرند، حالا مدعی شده اند". وی در انتقاد از سیاستهای دولت اکبر هاشمی رفسنجانی افزود: "از پانزده سال پیش بحث سرمایه گذاری مطرح شد ولی طبق آمار، سرمایه گذاریهای جدید دولتی در طول این سالها پانصد برابر مقدار واگذاریها بوده است، این یعنی ایجاد محدودیت برای مردم و بازدهی کمتر". من خيلي مي بينم اين روزها مرتباً مي گويند آقا سياستهاي اقتصادي دولت چيست؟ سياستهاي خارجي دولت چيست؟ يا بعضيها مي گويند دولت سياست اقتصادي ندارد. اولاً آن كسي كه اين سؤال را مي پرسد اساس سؤالش غلط و ضمناً خلاف واقع است. چرا غلط است؟ وقتي در كشور قانون برنامه و بودجه و چشم انداز مي نويسيم، يعني همه بايد اين را اجرا كنند. معنا ندارد كه هركسي بيايد بگويد همه اينها بروند كنار، ما مي خواهيم چيز جديدي راه بيندازيم. اين غلط است. سؤال غلط است. بعضي از اينها خودشان كساني هستند كه قانون برنامه را نوشته اند و معلوم است كه متوجه نشده اند چه نوشته اند يا اصلاً تصوري كه از يك قانون برنامه دارند تصور درستي نيست. قانون برنامه يعني سياستها و خط مشها اجرايي بشود و وقتي قانوني شد يعني همه بايد همين را دنبال كنند. اما غير واقعي است براي اينكه دولت سياستهاي روشني را دارد دنبال مي كند كه همان سياستهاي انقلاب و نظام است.
انقلاب اسلامي جنسش جنس نهضت انبيا و كربلاست.
براي همين است كه مي ماند و اثر دارد. اين نيست كه حالا يك انقلابي شده است، يك عده بروند كنار و ما سركار بياييم. خب حالا ما براي عالم وجود تخم دو زرده كرده ايم كه همة عالم بيايد، خدا هم كمك كند كه اينها كنار بروند و ما بياييم؟! حالا ما هم آمديم، ما هم مي خواهيم ببينيم غربيها و شرقيها چه مي گويند، فلان كتاب چه مي گويد، ما هم مي خواهيم اقتصاد درست كنيم. مي خواهيم مثلاً يك اقتصاد سرمايه داري يا نظام سياسي ليبرال را در اين كشور برپا كنيم. اين نيست.
گروهها، دسته ها و مجموعه هايى هستند كه باور كرده اند بايد حق بيشترى بگيرند. اينها در مبارزه با دشمن بيرونى همراه هستند. در دفاع از استقلال كشور همراه هستند. چه بسا در دفاع از آزادى هم همراه باشند، اما در اجراى عدالت صفها جدا مى شود. خيلى وقتها آدم ممكن است مجبور باشد با برادر و يار بيست ساله و بيست و پنج ساله خودش هم به خاطر اهميت ندادن و رد كردن توقعات بيجا و تقاضاهاى غيرقانونى برخورد بكند. مطمئن باشيد كسانى كه عادت كرده اند طى پانزده بيست سال با يك تلفن، با يك ارتباط و با يك تقاضاى معمولى همه نيازهاى خود و دوستانشان را برطرف كنند، وقتى مشاهده مى كنند كه اين راه به لطف الهى و به دست قدرتمند ملت ايران بسته شده است، حتماً ناراحت و نگران مى شوند... [سخنرانى در جمع دانشجويان دانشگاه بيرجند - پنج شنبه 19 آبان 1384] در ديدار با مردم بهار - پنج شنبه 1 تير 1385]
|