تبليغاتX
قـبـله گـاه من کجایی؟
 
   
     
 
 
 

بنا بر اخبار موثق از منبعی که نمی‌خواست نامش فاش شود، مطلع شدیم که میر حسین موسوی در راه آرمان‌های سبز توسط عده‌ای از لباس شخصی‌ها کشته شد.

یکی از شاهدان با دادن این اعلامیه ترحیم به خبرنگار ما، این خبر هولناک را که نشان از ابعاد جدید جنایات خیلی فجیع نظام می‌دهد، به اطلاع ما و جنبش سبز رساندند.

اعلامیه ی فوت میرحسین موسوی

اعلامیه ی فوت میرحسین موسوی

شاهدان عینی به گزارشگر ما گفتند، چند نفر که لباس شخصی داشتند، حوالی خیابان آزادی، نرسیده به شادمان، با باتوم بر ملاج موسوی زدند. ناگهان خون فوران کرد. مردم که خیلی ترسیده بودند فرار کردند. بعد یک تیم لباس شخصی‌های دیگر که همه‌شان کت شلوار پوشیده بودند، به محل حادثه آمده، روی پاهای موسوی، اسید ریختند. همچنین عده‌ای دیگر از لباس شخصی‌ها که کت تنشان نبود، در وسط خیابان آتش درست کردند.

شاهدان عینی در پاسخ گزارشگر ما که آنها با آتش چه می خواستند بکنند، گفتند: آنها می خواستند جنازه موسوی را آتش زده و در خیابانی حوالی جاده ساوه بیندازند. اما به دلیل حضور سبزها موفق نشدند. ولی متاسفانه موسوی به دلیل کهولت سن بر اثر همان باتوم و اسیدپاشی، فوت کرده است.

شاهدان عینی گفتند: موسوی یک لباس تمام سبز پوشیده بود. و شب قبل به زهرا رهنورد گفته بود که فردا من را می‌کشند! شما جنبش سبز را ادامه دهید تا به تشکیلات راه سبز امید برسید. وقتی به آزادی رسیدید، بپیچید سمت راست!

 

میرحسین غمگین! شبمیرحسین غمگین! شب قبل از کشته شدن قبل از کشته شدن

به این ترتیب لیست شهدای جنبش سبز به ۷۳ رسید و ما می‌توانیم هر سال ماه مهر عزاداری راه بیندازیم!

از آنجا که صدا و سیمای دروغگو حتما برای فریب مردم دست به ساخت برنامه‌های خیلی کثیف خواهد زد و شخصی را به نام میرحسین موسوی نشان خواهد داد تا جنبش سبز را نابود کند، پیشاپیش نکاتی را ذکر می‌کنیم:

۱٫ این فردی که پیدا شده جعلی است و میرحسین موسوی واقعی واقعی کشته شده و مخفیانه به خاک سپرده شده است. (!)

۲٫ علتی که خانواده‌ی میرحسین موسوی واقعی این خبر را تکذیب نمی‌کنند، ترس از دچار شدن به سرنوشت اوست. (!)

۳٫ در مراسم ختم این فرد آقای مهندس موسوی شرکت کرده و چون ایشان هیچگاه اشتباه نمی‌کنند و اساساً ملاک تشخیص حق، قول و فعل ایشان است پس بنابراین او کشته شده است. (!)

۴٫ کشته شدن او از بدیهیات است به همین خاطر نیازی به مدرک نیست، ضمناً هر مدرکی دال بر دروغ بودن این ادعا جعلی است. (!)

۵٫ اگر انسان در یک مورد اشتباه کند و بعد متوجه شود و به اشتباه خود اقرار کند، نشانه‌ی ترس و بزدلی اوست. (!)

۶٫ موج‌سواری بر روی اخبار دروغ و بدون سند نشانه‌ی شجاعت، حق‌طلبی و تعهد فرد به دفاع از حقوق شهروندیست. (!)

۷٫ حالا به فرض هم که این خبر دروغ باشد، خبر مرگ ترانه موسوی و سعیده پورآقایی را چه می‌گویید که به آن شکل فجیع جسد او سوزانده شد و در بیابان رها شد و پس از آنکه همه جسد سوزانده شده‌ی او را دیدند (!) به صورت مخفیانه به خاک سپرده شد. (!)

۸٫ مدرک و منطق برای کسی است که طالب حق است، کسی که دنبال جوسازی و غوغاسالاریست که مدرک نیاز ندارد. مگر برای این ادعا مدرکی ارائه شده که برای تکذیب آن مدرک ارائه می‌دهید؟ (!)

خبرگزاری «سبز» از طرفداران پروپاقرص حقوق شهروندی، آزادی، دمکراسی و غیره و حامیان شعار «دانستن حق مردم است.»         کپی شده از سایت تریبون مستضعفین

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  ماجرا از این قرار است که رفته بودیم زیارت خدمت امام مهربونیها حضرت رضا(ع)که در دار الزهد مواجه شدیم با یک چهره سیاسی اونم از نوع مجمعی و رئیس سابق سازمان صدا و سیما،الان هم که شده مسئول دفتر مجمع تشخیص مصلت نظام :فهمیدین که منظور کیست آقای محمد هاشمی.و حال ادامه جریان.

بحث اینجاست که دیدن و ملاقات با این شخص مسبب نوشتن این مطلب نشد بلکه بحث های رد و بدل شده و اظهار نظرهای مطرح شده توسط این شخص مد نظر بوده است.البته یک عذر خواهی لازم است که از همه دوستانم به دلیل دیر کردی که در نوشتن این مطلب داشتم عذر خواهی بکنم.مسیر را طی میکردم که برم زیارت که اقای محمد هاشمی رو دیدم که با یکی از بچه های تهران که به گفته خودش فرزند یک نماینده مجلس در اوایل انقلاب بود.خدمت  اقای هاشمی نشستیم و بعد از یک خوش و بش کردن.در باب مسائل روز شروع به گفتگو کردیم تا رسیدیم به انتخابات که اقای هاشمی گفت در انتخابات 11000000میلیون تقلب شده که فرمود باجناق بنده در شورای نگهبان است که این تعداد تقلب شده و به دلیل اینکه رهبری انقلاب آرا را تایید کردهان دیگر امکان اعتراض نبوده است.

من پرسیدم که حالا چرا یازده میلیون ,جوابی نداد.و در ادامه بحث سرمایه هاشمی شد که این مسئله را برد به سمت رهبری و اظهار داشت خامنه ای خودش در کاخ نیاوران زندگی میکنه. در حالی که بنده و آن تهرانی گفتند که حضرت آقا که در پاستور زندگی میکنن.کم کم فضا داشت ملتهب میشد و مردم نیز به جمع ما اضافه شدند و حال هر کسی چیزی میگفت یکی میگفت از هاشمی توقع نبود یکی میگفت هر که با اسلام در افتد ور افتدو یک جوان ابادانی گفت چرا حال اطرافیان هاشمی را یک عده بی دین و مرفه بی دردو دین فروش و معاند با نظام را گرفته اندو یکی میگفت اگه لازم باشه فرزندم را نارنجک میبندم و هاشمی را میکشم اگه بخواهد جلو رهبرم وایسته اگه اقام دستور بده و حال خلاصه کنم و آن این بود که هر کسی که میلیاردها تومان برای رای آوردن خود و اطرافیان و حامیانش سرمایه گذاری کند دیگر دین واسلام و انقلاب را یادش میرود و همه چیز میشدود رسیدن به جایگاه از دست رفته.تو همه این مسائل چیزی که جالب توجه بود این است که حرفهائی از این شخص در باب رهبری و امام جامعه اسلامی شنیدیم که از گفتن آن شرم دارم.از خدای رحمن و رحیم میخواهیم که مملکت ما رو از شر این منافقین و معاندین کم کند.

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

مرور وقایع پس از انقلاب به مثابه "یک حادثه و اتفاق"، قبل از هر چیز ظلمی عیان به تاریخ و بعد از آن نیز ظلم بزرگ‌تری به انقلاب اسلامی است. اتفاقاتی که در پس آن هزاران نکته آشکار و پنهان نهفته و با تأمل در هر یک می توان به ریشه یابی بسیاری از حوادث فعلی رسید.

جریان آقای منتظری نه از آن جهت که هنوز هم در ذهن نسل اول و دوم انقلاب خودنمایی می کند، نه از آن جهت که به‌واسطه اهمیتش تبدیل به یکی از نقاط عطف تاریخ انقلاب شده و نه از آن روی که هنوز هم بعد از گذشت 2 دهه از ششم فروردین ماه ۱۳۶۸، هر از چندگاهی ذکری از آن واقعه می شود، که از آن جهت حائز اهمیت است که آن را نباید به یک جریان خاص طی شده در دهه اول انقلاب و صرفاً یک رویداد تاریخی منحصر کرد، زیرا بررسی ابعاد مختلف این واقعه نشان می دهد منتظری اگرچه با نامه حضرت امام(ره) به قسمتی از تاریخ معاصر ضمیمه شد اما "منتظریسم" جریانی است که تا تاریخ به پیش می رود، وجود دارد و تنها ابزار برخورد با آن نیز یک نامه یا صرفاً "یک اقدام" از سوی ولی فقیه یا حتی جریان دیگری نیست، چرا که ریشه های دوانده شده این جریان در جای جای فتنه های گوناگون تاریخ انقلاب، هر از چندگاهی خود را نشان می دهد و اگرچه هیچ گاه نیز به سرانجام نخواهد رسید اما همواره می توان از خسران و زیان آن به اصل گفتمان انقلاب کاست.

اینکه چرا و چگونه حسینعلی منتظری با سابقه درخشان قبل از انقلاب خویش و حتی دهه نخست پس از انقلاب که در جایگاه قائم مقام رهبری نظام جمهوری اسلامی بود و در عین حال در بیش از ۴۰ فقره حساس و مهم از سوی امام راحل به عنوان نماینده ایشان در حل و فصل مسائل مختلف معرفی شده بود، یک‌باره پس از نامه تاریخی حضرت امام(ره) برای همیشه به گوشه ای منزوی می شود تا جایی که تنها مأوا و پشتوانه‌اش جریان بریده از نظام و انقلاب می گردد، از جهات گوناگون قابل بررسی و صد البته عبرت آموز است.

بزرگانی که پیش‌تر و در مدیریت دهه نخست انقلاب در مناصب حساس نظام جمهوری اسلامی نقش تأثیرگذاری داشته اند، در وهله نخست "ساده لوحی" آقای منتظری را علت العلل این سقوط تاریخی می دانند. جدای از نامه حضرت امام خطاب به آقای منتظری که در قسمتی از آن "ساده لوحی" او را به وی گوشزد می کنند و به همین خاطر نیز از او می خواهند تا در امور سیاسی دخالت نکند چون فریب دشمنان و منافقین را می خورد، حجت الاسلام ری شهری، وزیر اطلاعات دولت وقت نیز در بیان ساده لوحی آقای منتظری، در خاطرات خود چنین می نویسد:

«امام که می دانست جریان های سیاسی ناصالح و در رأس آن‌ها جریان خطرناک مهدی هاشمی، از ساده‌لوحی آقای منتظری سوءاستفاده خواهند کرد و از طرفی آقای منتظری را در معرض رهبری آینده جمهوری اسلامی ایران می دید، سال‌ها تلاش کرد که آقای منتظری حساب خود را از اطرافیان ناصالح جدا کند و آنان را از خود رسماً طرد نماید، اما موفق نشد و همین امر مبنای برکناری او از رهبری گردید" (سنجه انصاف، ص ۴۱)                  

     

اما ساده لوحی آقای منتظری تنها در جریان عزل وی خود را نشان نمی دهد، بلکه نگاهی به عکس العمل و گفتارهای وی قبل از نامه حضرت امام(ره) به‌خوبی نمایانگر آن است که به کرات این خصیصه‌ی وی مورد سوءاستفاده دشمنان نظام و انقلاب اسلامی بوده است، به‌گونه ای که ایشان در قسمت هایی از خاطرات خود دقیقاً با تکرار سخنان منافقین دهه ۶۰ پیرامون دادگاه عالی قم، جدای از زیر سوال بردن قوه قضاییه، با بسنده کردن به اظهار کلیات و تعمیم اشتباهات جزیی به تمام نظام قضایی کشور و هم چنین ادعاهای فاقد سند و بعضاً کذب، بهترین خبرساز برای رسانه های ضد انقلاب و نظام اسلامی می‌شود.

از همین رو شاید امروز نیز چندان جای تعجب نداشته باشد که عده ای که خود را جزء السابقون انقلاب قلمداد می کنند، با مردود شدن در امتحان های سخت و سنگین، تکرار ادعاهای رسانه های ضد جمهوری اسلامی را سرلوحه کار قرار دهند و حتی با گذشت ۲۰ روز از طرح یک ادعا، هم چنان بدون سند و تنها با کلی گویی و تعمیم اشتباهات جزیی به کلیت نظام قضایی و امنیتی کشور، لقب "شجاع" را از رییس جمهور صهیونیست فرانسه دریافت کنند.

تفاوت ماهوی میان اسامی وجود ندارد، مهم آن است که در پس این اتفاق به منتظری، -پایه گذار جریان منتظریسم- نیز نامه می نویسند و از او به خاطر حمایتش در رابطه با ادعاهای بدون سند خود تجلیل می کنند، منتظری ۶۸ با منتظری ۸۸ تفاوتی نکرده، بلکه این، برخی مدعیان خط امام دهه ۶۰ هستند که امروز خواسته یا ناخواسته به عنوان عضوی شاخص از جریان منتظریسم، کارویژه ای را که باید انجام دهند، انجام می‌دهند.

اما شاید دومین و حتی مهم ترین خصیصه آقای منتظری که منجر به منتظری شدن او شد، دفاع و حمایت های همه جانبه و متعصبانه وی از جنایات و اشتباهات غیر قابل گذشتی بود که نسبت به مهدی هاشمی (برادر داماد خویش) داشت. اگر بنا باشد تا خاطرات آقای منتظری را به چندین محور تقسیم کنیم، بدون تردید، یکی از محورهای مهم و تأمل برانگیز آن، نوع ادبیات و دفاع همه جانبه وی از مهدی هاشمی است، کسی که در پی جنایات متعددش، امام در قسمتی از نامه خویش به آقای منتظری در مورخ ۶ فروردین ۶۸ او را قاتل می خواند و پس از اعترافات و محاکمه اش سرانجام اعدام شد، اما آقای منتظری همواره سعی دارد تا از وی چهره ای بی گناه و مظلوم بسازد. حتی هشدارهای پی در پی امام به منتظری نیز در این رابطه کارگر نیفتاد تا جایی که سرانجام امام(ره) در نامه ۶ فروردین ماه ۶۸ رسماً منتظری را فاقد عدالت و عنصری نامطلوب برای تصدی رهبری آینده نظام جمهوری اسلامی معرفی کردند و پیرامون مهدی هاشمی نوشتند:

«در مسئله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين، متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم.»

تصوير اصلي را ببينيدبا تدبر در نوع برخورد آقای منتظری در قضیه مهدی هاشمی، می توان به یک مدل از رفتارشناسی وی نسبت به اطرافیانش رسید. مدلی که امروز نیز چندان غریب نمانده و با دقت جزیی در رفتار سیسای برخی از مسئولین نسبت به خویشاوندان و فرزندان خود می توان آن را مشابه‌سازی کرد. خصیصه ای که یکی دیگر از شاخصه های اصلی جریان "منتظریسم" است و گویا تا گذر زمان و گردش قضا وجود دارد، بقای این خصائص را باید به نظاره نشست.

تصوير اصلي را ببينيدساده انگاری است اگر میان مهدی هاشمی دهه ۶۰ که در نهایت نیز به حکم عدالت، اعدام شد با مهدی هاشمی‌های دهه ۸۰ تفاوتی قائل شد. آنچه اصلیت موضوع را حفظ می کند همان قاعده الهی است که از اموال و اولاد به عنوان "فتنه" یاد می کند و مردان روزگار را در انتخاب میان آنها و طریق حق، مخیر می کند. منتظری به عنوان پایه گذار جریان منتظریسم که امروز خود تنها عضوی از آن به شمار می رود، در انتخاب میان مهدی هاشمی و نظر ولی فقیه و طریق عدالت مردود شد، لذا چندان جای تعجب نیست که امروز نیز مهدی هاشمی دیگری یکی دیگر از السابقون انقلاب را به قعر تاریخ انقلاب هدایت کند، چرا که بنا بر اصل "انقلابی ماندن، نه انقلابی بودن" امام (ره) در آخرین بند وصیت نامه خویش چه زیبا فرمود:

"میزان در هر کس، حال فعلی اوست"

                                                                                        امیرحسین ثابتی

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  آغاز سخنرانی مقام معظم رهبری در خطبه نخست نماز جمعه 29 خرداد 88: "پیامبر اسلام در صلح حدیبیه و "فتح المبین" بر اساس یک سیاست عظیم مکتوم که بعدها برای مردم روشن شد، امتیازاتی را به مشرکین داد، از جمله اینکه رحمن و رحیم را از عهدنامه پاک کرد که همین امر دل خیلی از اهل ایمان را به تردید و تشویش انداخت، اما خداوند بر اهل ایمان سکینه نازل کرد که موجب تقویت ایمان مؤمنین شد.....

لَئِن لم یَنتَه المنافقون والذین فی قُلوبهم مرض و المُرجِفون فی المدینةِ لَنُغرِیَنَّکَ بهم ثُمّ لایُجاورونک فیها إلّا قلیلاً ملعونین أینما ثُقِفوا أُخِذوا و قُتِّلوا تقتیلاً/ احزاب 60 و 61:


 "اگر منافقین و آنان که بیماردلند و هراس آفرینان در شهر، بس نکنند، ترا قطعا بر آنان بشورانیم، آنگاه جز اندکی در کنارت نمانند در حالیکه ملعونند هر کجا یافت شوند گرفته شوند و به شدت کشته شوند"

آقازاده هایی که امروز ایران را حیاط خلوت و مردم را رعیت خود می پندارند
شبنامه بی‌سلام اکبر علیه رهبرعزیز انقلاب: "رهبر معظم انقلاب! انتظار است براي رفع فتنه‌هاي خطرناك و خاموش كردن آتشي كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هر گونه كه صلاح مي‌دانيد اقدام موثري بنماييد و مانع شعله ور تر شدن اين آتش در جريان انتخابات و پس از آن شويد"
عفت مرعشی، همسر اکبر: "اگر تقلب نشود، موسوی رئیس ‌جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر اینگونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌آیند و اعتراض می‌کنند"
ميرحسين موسوي و مهدي كروبي 2 كانديداي ناموفق شنبه، بعد از ظهر در منزل هاشمي رفسنجاني به همراه سيد محمد خاتمي براي كشاندن هواداران افراطي به خيابان‌ها، جلسه اضطراري تشکیل دادند

حوادث روزهاي اخير براي همه تحليگراني که حوادث انتخا بات را از چند ماه قبل از آن پيگيري ميکردند قابل پيش بيني بود .نحوه ورود مير حسين موسوي به عرصه انتخا بات آن چنان براي سياسيون اصلاح طلب غير قابل پيش بيني بود که حتي افرادي نظير ابطحي از نزديکان خاتمي قادر به هضم آن نشدند .

و اينها همگي حکايت ازآن داشت که ميرحسين موسوي توسط عوامل پشت پرده به صحنه انتخابات هل داده شده بود نحوه چيد مان ستادهاي موسوي و تبليغات گسترده و پر هزينه و همراهي افرادي نظير بيژن نامدار زنگنه با او پرده از روابط مافياي قدرت و ثروت با مير حسين موسوي برداشت .اينک ديگر اين حقيقت آشکار شده است که مير حسين موسوي با هدايت پدر خوانده با هدفي کاملا ساختار شکنانه پا به عرصه رقابت هاي رياست جمهوري گذاشت .

هدف از ورود و انتخاب مير حسين موسوي به پازل انتخا بات خنثي کردن ماهيت مردمي احمدي نژاد و جذب آراي محرومين بود .

چنانکه مير حسين موسوي پس از ورود به عرصه انتخابات شروع به بازي با واژگاني نظير مستضعفين شد .افشاي روابط پشت پرده مير حسين موسوي و هاشمي رفسنجاني در مناظره تلويزيوني توسط احمدي نژاد تير خلاصي بود که به انقلاب رنگي وارد شد .

در واقع مير حسين موسوي کلاه گشادي بود که توسط مافياي ثروت و قدرت براي بدست گرفتن قدرت مطلقه در ايران بزک و به صحنه انتخا بات وارد شد .

اينک با تحليل حوادث روز هاي اخير در مي يابيم که هدف  از اين انقلاب رنگياستحاله کامل جمهوري اسلامي تغيير کادر رهبري و قانون اساسي و انحلال نهاد هايانقلابي وعقب نشيني از مواضع هسته اي و به رسميت شناختن موجوديت صهيونيستي بود .

چنانکه موسوي در يکي از مناظره ها به اين مسئله اشاره کرد :سالهاست که مي گوييم اسرائيل بايد نابود بشود ولي نشد !

اين گروه کودتا چي در ارسال پيام خود به خارج از کشور کاملا موفق بود . تصوير نيمه عريان دختران در مقابل سفارتخانه هاي خارج از کشور براي راي دادن به مير حسين موسوي گوياي آن بود که کودتا چيان توانسته اند خود را به عنوان اپوزوسيون بر انداز جمهوري اسلامي به خارج از کشور معرفي کنند .

به قدرت رسيدن او باما در امريکا و ارسال پيام نوروزي او به ملت ايران  وپاسخ منطقي و روشن مقام رهبري با اين پيام و ديپلماسي فعال احمدي نژاد در ارتباط با امريکا باعث شدتا حلقه هايي از قدرت در ايران از تثبيت گفتمان عدالت در ايران به وحشت بيفتند. 

لذا طرح کودتاي رنگي با اهدافي کاملا ساختار شکنانه به مرحله اجرا در آمد.کودتا چيان در اين طرح به عنوان گروهي طرفدار حقوق بشرو مخالف انکار هولو کاست  و طرفدار ضمني حفظ مشرو عيت اسرائيل  به خارج از کشور معرفي شدند .پيام هاي انتخا باتي به گونه اي تنظيم شده بود که مخاطب آن نه توده هاي مردم که سياسيون تل آويو و واشنگتن بودند در واقع توده هاي محروم و ميليوني با حضور پرشور و انتخاب دکتر احمدي نژاد طرح کودتاي رنگي را به جلو انداختند در صورت انتخاب موسوي کودتا گران در اولين چالش جدي با مجلس و يا کادر رهبري طرح کودتا را آغاز و طرفداران خود را به خيا بان هاي تهران فرا مي خواندند .هيچ کس منکر آراي ميليوني موسوي در تهران نيست و حضور يک ميليون نفر يا بيشتر در حمايت از موسوي هيچ حق حقوقي را براي او به وجود نمي آورد چون ملاک نهايي در هر دموکراسي اکثريت آراست .در واقع مخاطبين امروز موسوي توده هاي مرفه شمال شهري  و وابستگان مديران اصلا حات و سازندگي و به نوعي در تحليل اجتماعي بورژوازي متعفن دولتي است

اين طبقه به تنهايي در هيچ جامعه اي قادر به تحرکات انقلابي نيستند و صرفا در حرکت هاي هدايت شده از خارج کشور قادر به ايفاي نقش هستند .چنانکه از وجود فواحش و مرفهين در کودتا بر عليه آلنده و دولت مصدق نيز استفاده شده بود .
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

یکم:
آمار اختراع های ثبت شده در ایران

1342 تا 1357: 841 اختراع

1357 تا پایان سال 1383:  4640 اختراع

1384 تا 1387: 20000 اختراع

 دوم:
جمعیت دانشجویی کشور

1357:  176000 دانشجو

1383: 2160000 دانشجو

1387: 3572000 دانشجو

26 سال: 1.984 میلیون / دولت نهم: 1.412 میلیون

 سوم:
تعداد کل اعضای هیئت علمی

1357: 5500 عضو

1383: 40000 عضو

1387: 58000 عضو

26 سال: 35 هزار / دولت نهم: 18 هزار

 چهارم:
تعداد انجمن های علمی دانشجویی

1383: 640 انجمن

1387: 2214 انجمن

 پنجم:
بودجه فعالیتهای فرهنگی مساجد

1384: 2 میلیارد تومان

1387: 17 میلیارد تومان

ششم:
تخصیص بودجه برای ورزش همگانی

8 سال دولت پبشین: 16 میلیارد تومان

3.5 سال دولت نهم: 100 میلیارد تومان

 هفتم:
افتتاح فضاهای ورزشی

از آغاز تاسیس سازمان تبیت بدنی تا مهر 84: 3750 فضای ورزشی

مهر 84 تا بهمن 87: 2000 فضای ورزشی + تعمیر اساسی 500 فضای وزشی

هشتم:
ارزش بازار سرمایه

1383: 387 میلیارد ریال

شش ماه نخست سال 87: 651 میلیارد ریال

 نهم:
سهم اعتبار عمرانی در بودجه عمومی

1358 :  26 درصد

1383: 29 درصد

1386: 32 درصد

 دهم:
وام تخصیص داده شده به تعاونی ها

کل 14 سال قبل از دولت نهم: 440 میلیارد تومان

سه ساله دولت نهم: 1100 میلیارد

250 درصد رشد

یازدهم:
کل واگذاری مسکن

 پس از انقلاب:1800000 قطعه

مسکن مهر در دولت نهم: 1290000 قطعه

احداث و نوسازی واحدهای مسکونی روستایی در دولت نهم: 430000 مورد

دوازدهم:
متوسط ظرفیت سازی خودرو:

 از آغاز انقلاب تا دولت نهم:  32 هزار دستگاه خودرو

در دولت نهم تا پایان سال 87:   151 هزار دستگاه خودرو

رشد در دولت نهم: 5 برابر=500 درصد

سیزدهم:
ظرفیت تولید سالانه خودرو

در آغاز پیروزی انقلاب: 100 هزار دستگاه

در آغاز دولت نهم: 970 هزار دستگاه

در پایان سال 1387: 1.5 میلیون دستگاه

 چهاردهم:
تعداد تلفن ثابت و همراه واگذاری شده:

3.5 سال دولت قبل(1/1/80 تا 1/6/84):  13 میلیون

3.5 سال دولت نهم(1/6/84 تا 1/11/87): 45 میلیون

میزان رشد در در دولت نهم 3.5 برابر  یا 350 درصد

 پانزدهم:
ضریب نفوذ تلفن همراه:

3.5 سال دولت قبل(1/1/80 تا 1/6/84):  7.8 درصد

3.5 سال دولت نهم(1/6/84 تا 1/11/87): 50 درصد

میزان رشد در در دولت نهم 6.5 برابر  یا 650 درصد

شانزدهم:
احداث دفاتر ارتباط ات و فناوری روستایی:

3.5 سال دولت قبل(1/1/80 تا 1/6/84):  1000 دفتر

3.5 سال دولت نهم(1/6/84 تا 1/11/87): 6000 دفتر

میزان رشد در در دولت نهم 6 برابر  یا 600 درصد

هفدهم:
مقایسه ظرفیت ذخیره سازی گندم(واحد؛ هزارتن)

پیش از انقلاب(اعم از سیلو یا انبار مکانیزه): 700

پس از انقلاب(ظرفیت ایجاد شده و بهره برداری شده): 4700

دولت نهم(ظرفیت ایجاد شده و بهره برداری شده): 2400

دولت نهم(کل ظرفیت در دست ساخت سیلو) 4000 (3000 توسط بخش خصوصی)

 هجدهم:
وزارت رفاه و تامین اجتماعی:

درصد رشد

سال 1387

تا سال 1383

موضوع

229%

458000 تومان

139000 تومان

متوسط حقوق بازنشستگان

27.5 %

8800000 خانوار

6900000 خانوار

افراد تحت پوشش بیمه اجتماعی

1900%

37422 واحد

1871 واحد

احداث مسکن برای محرومین

264%

160000

44000

اهدای جهیزیه امداد و بهزیستی

172%

245000

90000

معلولان برخوردار از خدمات توانبخشی

13536%

300000

2200

بیمه مکمل معلولان

239%

5177 میلیارد تومان

1525 میلیارد تومان

بودجه حمایتی و امدادی


 
نوزدهم:
صادرات غیر نفتی(با میعانات گازی):

58 الی 83: 64.5 میلیارد دلار

دولت نهم: 68.5 میلیارد دلار

صادرات غیر نفتی(بدون میعانات گازی):

مجموع برنامه های اول و دوم و سوم: 53 میلیارد دلار

3 سال و 10 ماه از برنامه چهارم(83-87): 54.5 میلیارد دلار

 بیستم:
نسبت صادرات به واردات:

برنامه دوم: 22%

برنامه سوم: 22 %

برنامه چهارم با میعانات گازی: 39%

برنامه چهارم بدون میعانات گازی: 31%

 بیست ویکم:
تولید ناخالص داخلی به قیمت ثابت:

1358: 209919 میلیار دلار

1383: 398234 میلیار د دلار

1386: 4776830 میلیارد دلار

 بیست و دوم:
میزان صادرات صنعتی و معدنی:

آغاز پیروزی انقلاب: 172 میلیون دلار

ابتدای دولت نهم: 7 میلیارد دلار

دولت نهم تا پایان 1386: 12 میلیارد دلار

متوسط رشد سالانه  صادرات از آغاز انقلاب تا دولت نهم: 252 میلیون دلار

متوسط رشد سالانه در دولت نهم تا پایان 1386: 1.5 میلیارد دلار

رشد سالانه دولت نهم نسبت به سالهای پس از انقلاب: 6 برابر یا 600 %

 بیست و سوم:
صادرات غیر نفتی در برنامه چهام توسعه

درصد تحقق

عملکرد تحقق(میلیون دلار)

 

بدون احتساب میعانات گازی

با احتساب میعانات گازی

بدون احتساب میعانات گازی

با احتساب میعانات گازی

اهداف

سال

129

129

11076

11076

8544

1384

137

176

12997

16700

9455

1385

145

200

15312

21173

10465

1386

161

210

13992

18221

8687

9 ماهه 1387

144

181

53377

67170

37151

جمع کل برنامه

 
بیست و چهارم:
شاخص های مهم صنعت گاز

رشد دولت نهم به دولت هشتم

تا دی ماه 87

1384

1357

واحد

شرح فعالیت

30%

498

384

36

میلیون متر مکعب در روز

ظرفیت پالایش گاز کشور

72%

27800

19985

2900

کیلومتر

احداث خطوط انتقال گاز طبیعی

50%

60

40

8

ایستگاه تا پایان سال

ایستگاههای تقویت فشار

51%

156000

104900

2050

کیلومتر

احداث شبکه گاز شهری

45%

10892

7517

46500

اشتراک

مشترکان گاز طبیعی

36%

14042

10342

51000

خانوار

تعداد خانوارهای بهرمند از گاز

26%

54762

43512

225000

نفر

جمعیت تحت پوشش

31%

700

535

5

شهر

تعداد شهرهای بهره مند از گاز

205%

6600

2166

1

روستا

تعداد روستاهای بهره مند از گاز

183%

21120

7470

1

واحد

تعداد صنایع گازدار شده

1030%

723

64

-

واحد

احداث جایگاه سی ان جی


 
بیست پنجم:
سیمان

ظرفیت نهایی

متوسط رشد سالانه

مقدار افزایش

مدت

دوره

24.2 میلیون تن

900 هزار تن

7.4 میلیون تن

8 سال

دولت هاشمی(68-76)

34.3 میلیون تن

1.25 میلون تن

10 میلیون تن

8 سال

دولت خاتمی(76-84)

64 میلیون تن

8.5 میلیون تن

29.7 میلیون تن

3.5 سال

دولت احمدی نژاد(84-پایان87)

 
بیست و ششم:
فولاد

ظرفیت تولید:

ابتدای انقلاب: 370 هزار تن

ابتدای دولت نهم: 9 میلیون تن

دولت نهم: 15 میلیون تن

متوسط ظرفیت سازی سالانه:

از آغاز انقلاب تا دولت نهم: 310 هزار تن

در دولت نهم تا پایان 87: 1.7 میلیون تن

رشد نسبت به سال های پس از انقلاب: 7 برابر


 
بیست و هفتم:
سفرهای استانی آخرین آمار

54 سفر استانی با فاصله زمانی متوسط 19 روز در طی 42 ماه

1310 جلسه هماهنگی برای تهیه پیش نویس مصوبات= 50 هزار نفر ساعت

تشکیل 112 کارگروه تخصصی در دور دوم = 45 هزار نفر ساعت با حضور ریاست جمهوری

جلسات هیئت دولت 57 جلسه(تهران 4 جلسه)= 28 هزار نفر ساعت

10 هزار مصوبه = 93% از دور اول و  49% از دور دوم اجرایی شده


 
بیست و هشتم:
سفرهای خارجی

با نظارت بر سفرهای خارجی کارکنان دولت با وجود انجام کلیه سفرهای ضروری تاکنون 200 میلیارد تومان صرفه جویی نسبت مدت مشابه در 3 سال قبل صورت گرفته.

 

بیست و نهم:

متوسط سالانه در دوره (درصد)

 

84-86

68-83

58-67

1357

 

6.5

5

1.6-

7.4-

رشد اقتصادی(تولید ناخالص داخلی)

7.1

5.4

1.6-

2.6

رشد اقتصادی بدون نفت

6.5

4.3

0.7-

1.9

رشد مصرف کل

7.6

4.8

1.1

2

رشد مصرف خصوصی

1.4

2.3

4.8-

1.7

رشد مصرف دولتی

 

متوسط سالانه در دوره (درصد)

 

84-86

68-83

58-67

1357

 

0.39%

0.40%

0.42%

0.44%

ضریب جینی

14.9%

15.6%

19.8 %

19.6 %

نسبت 10% ثروتمندترین به 10% فقیرترین

 
سیم:

نرخ بیکاری

درصد

سال

11.9

بهار 84

11.3

بهار 85

10.7

بهار 86

9.6

بهار 87

 سی و یکم:
راه و ترابری

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  این مطلب از دوست عزیزم آقای آرشین صادقی هستش و حمتش رو کشیده امید وارم مسببات خیر باشه.

محمودخان براستی تو كی هستی؟
از كجا اومدی؟چرا رییس جمهور شدی؟
ریاست جمهوری برای از ما بهترانه...تو كه ساده ای تو خونت استخر نداری واسه چی اومدی رییس جمهور شدی؟
میدونی اشكالت چیه؟
اینكه سطح زندگیت هم سطح قشر اكثریت مردم این زادو بومه...
راستی یادم میاد یه جا خوندم حضرت علی گفتن زمامداران مملكت باید سطح زنگیشون هم سطح مردم باشه.
تا درد اونارو حس كنه..ولی اینم یادمه وقتی علی شهید شد گفتن مگه علی نمازم میخوند؟

بگذریم...با اجازه ی كی اومدی رییس جمهور شدی؟
مگه نمیدونی این مردم قیم دارن؟17میلیون رای اوردی كه اوردی...
مگه نمیدونی این 17میلیون نفر مردم نیستن؟

       

مردم یعنی سرمایه دارها...مردم یعنی شیرین عبادی ها..مردم یعنی اوناییكه میرن تو آغوش آمریكا
آره تو نباید رییس جمهور میشدی..چون دهانت جلوی مردم 8 متر باز نمیشه اما جلوی یك مشت گرگ شعار گفتگوی تمدن ها سر بدی...
مشكل تو اینه كه همه فریاد یك ملت رو سر كشورهای امپریالیستی خالی میكنی..

        

ببین محمودخان تو نباید بیای..
چون آمریكا و اسراییل تورو نمیخوان..
باید اونایی بیان كه آمریكا و اسراییل واسه اومدنشون لحظه شماری میكنن....
آهان یادم نیود كه آمریكا و اسراییل خوبیه مارو می خوان..
تو نیا...
بزار اونایی بیان كه زمانشون هرروز تو این مملكت آشوب بود...18 تیر....
ما آرامش نمی خواهیم.....پس تو نیا
یادته یه نامه نوشتی به بوش؟
آره یادمه...اما تو خود همین ایران 20000 نفر جواب نامتو دادن...خنده داره نه..؟؟؟...
آره اینا مردمن.اون 17 میلیون نفر مردم نیستن...

                  
تو نباید بیای...
مگه ماشن مدل بالا داری؟مگه بچه هات رفتن خارج درس خوندن؟مگه مربی آموزش شنای دخترت یه مرد غریبس؟بگو ببینم مگه خونت بالا شهره؟
تو نیا...
مشكلت اینه كه مثل یه آدم معمولی رفتی جنگیدی...عكس نداشتی تو جبهه...مثل بعضی ها الان دهانت 8 متر باز نیس كه سر این مردم واسه جبهه رفتن منت بزارن..
تو نیا...چون چند تا طرح بزرگ اقتصادی رو اجرا كردی كه دولت سازندگی و اصلاحات جرات اجراشو نداشتن(سهمی بندی...خصوصی سازی..تحول اقتصادی)

واسه چی می خوای بیای؟
تو نمیدونی خدمت كردن به مردم جرمه؟
بزار اونا بیان كه مردم عزیز ایرانو یه مشت قابلمه بدست میدونن..اوناییكه میگن مردم واسه مرگ موش هم صف میكشن...
تو واسه چی می خواهی بیای؟
یادمه یه جا گفتی واسه مظلومیت حسین گریه كنید نه من...
گفتی حسین..همونیكه اصلاح طلب ها بش میگن(نعوذ با...) خشونت طلب..
این همه مردمی كه واسه حسین گریه میكنن مردم نیستن..
چه حرفا میزنی....واسه چی می خوای بیای؟....
تو چرا میخوای بیای؟واسه ادامه دادنه راه امام؟همونیكه بعضیا میگن بیاد به موزه تاریخ بپیونده؟
اما خودشون به زباله دان تاریخ پیوستن؟...پس نیا...

     
تو نیا...بزار اونایی بیان كه واسه توهین به مقدسات سكوت میكنن اما به آبراهام لینكلن میگن شهید..
راستی محودخان به من بگو بدانم خانه ات در كجای جهان است كه می خواهی رییس جمهور شوی؟تو قلب تك تك حق پرستان و مظلومان جهان؟...
خانه ات در كجای جهان است؟....

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  وقتی می‌گفتند این آخرین شانس کروبی است و به خاطر سن زیاد و کهولت‌ش دیگر نمی‌تواند در انتخابات شرکت بکند. وقتی یکی از اساتیدمان مباحث اخلاقی را میان درس پیش می‌کشید و درباره دنیا و حب جاه و مقام حرف می‌زد با ناراحتی از پیرمردی سخن می‌گفت که نزدیک مرگ به جای اینکه به داد خود و آخرتش برسد خود را غرق در لجن سیاسی بازی و حزب بازی آن هم از نوع کثیفش انداخته ان هم یک روحانی که باید سرمشق جامعه در زهد و تقوا و دوری از دنیا باشد و ما را انذار می‌داد از سرانجام رذایل اخلاقی که انسان را حتی اواخر عمر هم آسوده نخواهد کرد یا وقتی موهای سفید و آثار پیری در چهره‌اش که او را شایسته احترام سن و موی سفیدش می‌کند ولی می‌گویند احترام امامزاده را اول متولی نگه می دارد، وقتی…

               .

 البته باید از سیاق نوشته‌اش فهمید و شاید من هم باید بزرگ می‌نوشتم که طنز بوده است!


           


البته از این خواهیم گذشت که چگونه اصلاح طلبان که خودشان را برای جوانان این همه به در و دیوار می‌زدند چطور شده است که سراغ گزینه‌های پیر و لب مرز رفته‌اند و البته مشخص است که کاری هم به اعتنای آنان به این فرمایش انتخاباتی رهبری هم نداریم که فرمودند که باید نشاط جوانانه در دستگاه اجرایی ایجاد بشود.

          Image and video hosting by TinyPic

اما گویا پیری و از جمله عارضه مد نظر ما در اینجا یعنی چرت زدن و خوابیدن در سایر هم کیشان و اذناب و دوستان وابسته به بند کیف پول ایشان هم مستولی شده است. اتفاقی که امروز البته با نزدیک شدن به انتخابات و به قول رهبری شدت گرفتن تخریب ها علیه دولت انتظارش می رود و عجیب نیست.

امروز روزنامه حزب رئیس جمهور آینده(!) با زدن کاریکاتوری از رئیس جمهور طرحی که سه سال دولت روی آن کار کارشناسی کرده بود و از اوایل سال گذشته نوید آن را داده بود نه تنها طرح تبلیغاتی(!) نامید بلکه بهره‌برداری از رئیس جمهور آینده‌شان خواند! آنقدر این حرکت که گویا حافظه تاریخی مردم را ناچیز پنداشتن در کنار سایر تیترها و نوشته‌های این روزنامه (از جمله تشکیک در میزان رای دهندگان) زشت و ناپسند بود که انسان می‌ماند چه بگوید. گویا خواب بر دست اندرکاران این روزنامه هم غلبه کرده و سخنان و تلاش های گذشته دولت برای این هدف را ندیده‌اند که ناگهان ان را شعار تبلیغاتی و ورودیه دکتر احمدی‌نژاد به انتخابات می دانند.

البته انتظار دیگری نمی‌رود آن هم باید بابت پولی که می گیرند کار بکنند و قلمه حلال داشته باشند

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 
برای ما که از وقتی خودمان را شناختیم وضعیت و شکل جهان آن گونه نبود که می خواستیم و غرق در صفحات کتاب ها و تاریخ و با مداقه و غور در روایات و احادیث آرمان شهری را می جستیم و در ذهن خود آن را شیرین شیرین مرور می کردیم در کنار و همراه دکتر احمدی نژاد بودن لذتی شگرف است. 
لذت ایستادن در کنار مردی که شبیه سیاست مداران عصا قورت داده نیست و کلی دشمن از میان اصحاب قدرت دارد و اهالی پشت پرده – پشت پرده ی هر چیزی – و روشنفکران لب کبود و زیر چشم سیاه هپروتی که تمام دل خوشی شان خواندن شعری بی سر وته در جمعی حداکثر ۴نفر و نصفی است از او متنفرند و روزنامه ها هر روز دروغی جدید برایش می بافند! 

تو نمی دانی در یکی از حساس ترین لحظات تاریخ این سرزمین عزیز چه شور شیرینی است ایستادن در کنار مرد ی بی تکلف و ساده و با ایمان که غرب و صهیو نیست ها با او سر ستیز دارند و اصحاب قدرت و ثروت در داخل نیز می خواهند به هر قیمتی – به هر قیمتی ها ! – دولتش را زمین بزنند ! 
این تحقق همان آرزوی عزیزی است که از نو جوانی سودای مابود: ایستادن و مردانه ایستادن در گروهی که هر روز اهالی قدرت غرق دروغ و اتهامش می کنند و استکبار با تمام توان قصد فرو پاشی اش را دارد.  

آن رییس دفتر اسبق و ... چه خبر دارد از مادر شهید پیری که پس از تقلای فراوان خود را به دکتر رساند و شانه اش را بوسید و گفت : فقط برا خدا قوت آمدم عزیز! فقط برا خدا قوت… و چه می دانند آنان که دستشان از رانت ها کوتاه شده از غرور پرتاب ماهواره با زمزمه نام مولایمان و لبخند شیرین روستایی که سهام عدالت دریافت کرده و…وچه می دانند ازآن جوانان و نوجوانانی که در سفر های استانی در مسیر حرکت می ایستند و بعد چشم های نازنیشان برقی می زند و با شوق می گویند:ایناهاش خودشه احمدی نژاد….ببین برام دست تکون داد… 
روز ها ی پیش رو روز های بیشتر تهمت شنیدن و بیشتر تمسخر شدن و بیشتر دروغ شنیدن است و آن که حقیرانه هر روز چاهی بر سر راه ملت می کند و از هیچ ترفند و توطئه ای بر علیه خادم عزیز ملت فرو گذار نیست چه می داند ما سر بر آورده از آرمان و آرزویی دیرین لحظه لحظه ی این جهاد مقدس را سر خوشانه نیوش می کنیم و …و نمی دانند چه لذتی دارد در کنار احمدی نژاد بودن!
ای خدای بزرگ تو خود میدانی در این چهار سال رجایی زنده ما دکتر احمدی نزاد مظلوم چقدر تهمتها ،بد گوییها ، تمسخرها از ناحیه مدعیان روشنفکری و انهایی که ادعای کلمات شیرین تساهل ، مدارا و تحمل و احترام به حقوق شهروندی و .. را به جان و دل خرید و لی لحظه ای در برابر این باج خواهی و شمنان پست فطرت داخلی و خارجی کوتاه نیامد ای خدا این مرد بزرگ را برای ملت محفوظ دار
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

پرکارترین رئیس جمهور دنیا به روایت آمار

در حالیکه دقیقا 44 ماه از انتخاب دکتر احمدی نژاد به ریاست جمهوری می گذرد، حجم سنگین فعالیت های وی، رئیس جمهور ایران را به پرکارترین مقام عالی رتبه در جهان تبدیل کرده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، انجام بیش از 52 سفر استانی و بازدید حدود 500 شهر بزرگ و کوچک در کشور علاوه بر سفرهای مکرر به برخی مناطق نظیر قم، مشهد و عسلویه در مدت کمتر از چهار سال، بخشی از کارنامه سنگین فعالیتهای دکتر احمدی نژاد را تشکیل می دهد.

انجام فعالیت متوسط 16 ساعت در روز، استفاده از ایام تعطیل برای سفرهای کاری و ملاقات با مردم، حضور در مجامع عمومی و انجام بیش از 950 سخنرانی رسمی و سه هزار ملاقات کاری در طی مدت مذکور، از نظر کمی بیش از دو برابر فعالیت یک رئیس جمهور به طور عادی است.

حضور مداوم در جلسات تخصصی نظیر کارگروه تحول اقتصادی، کارگروه حل مشکل مسکن، کارگروه تنظیم بودجه، از دیگر زمینه های مورد نظر دکتر احمدی نژاد بوده که طی سه سال گذشته انجام شده است.

در بعد سیاست خارجی نیز انجام بیش از 56 سفر خارجی و مجموعا بازدید از 32 کشور مختلف دنیا، برگزاری ملاقات های مداوم با سفرای خارجی در تهران از دیگر فعالیتهای رئیس جمهور بوده است.


انجام بیش از 20 ملاقات عمومی و ویژه با دانشجویان، برگزاری 99 کنفرانس خبری داخلی و 44 نشست خبری در خارج کشور و 11 مصاحبه تلویزیونی زنده با شبکه های داخلی، ده مصاحبه اختصاصی با واحد مرکزی خبر و 55 مصاحبه اختصاصی بارسانه های خارجی و یک مصاحبه اختصاصی با روزنامه ایران از جمله ارتباطات رئیس جمهور با دانشجویان و خبرنگاران بوده است.

برگزاری دو جلسه طولانی با اقتصاددانان منتقد دولت و همچنین جلسات تخصصی با فیلمسازان، پژوهشگران و اصحاب رسانه از ابتکارات ارتباطی رئیس جمهور محسوب می شود.


گفته می شود آغاز ساعت کاری رئیس جمهور از 6 صبح با صرف صبحانه کاری با ملاقات کنندگان آغاز و عمدتا تا ساعت 22 شب ادامه دارد.
 
براساس بررسی های گسترده خبرنگار «آینده» عناوین برنامه های رییس جمهور در طول  44 ماه گذشته در جداول زیر آمده است:
 
 جدول میزان سخنرانی‌ها به تفکیک سال و ماه
 
 
 
جدول مصاحبه با رسانه‌ها به تفکیک ماه و سال
 
جدول سفرهای خارجی به تفکیک ماه و سال
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
    يادداشت پيش روي چرايي شايستگي احمدي نژاد براي رياست جمهوري دهم را با استناد به امتيازهاي برجسته و منحصر به فرد او پي مي گيرد و براين واقعيت نيز چشم نمي بندد كه «فقط آنهايي كه ديكته نمي نويسند غلط ندارند» و كساني كه به هنگامه نبرد، كنج عافيت مي گيرند و در خانه مي نشينند، زخم برنمي دارند!

                      
 «نمايش نقطه ايده آل» يكي از شگردهاي رايج و پرمصرف در عمليات رواني است كه اين روزها در حجم انبوهي از سوي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنان عليه احمدي نژاد به كار گرفته مي شود. حريف در اين شگرد روي نقطه ايده آل به عنوان خروجي قابل قبول يك پروژه انگشت مي گذارد و از اين طريق مي كوشد تمامي گام هاي بلند و اقدامات مثبت و مؤثري را كه براي رسيدن به آن نقطه ايده آل انجام گرفته ناديده انگاشته و بي ثمر جلوه دهد

احمدي نژاد در آغاز كار از اهداف بلند و سرنوشت سازي به عنوان نقاط ايده آل دولت نهم ياد كرد كه آرزوهاي بر زمين مانده مردم و نظام بود، اهدافي نظير، تأكيد بر آموزه هاي اسلامي و انقلابي، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان، مبارزه با مفاسد اقتصادي، توزيع عادلانه ثروت، ايستادگي در مقابل باج خواهي دشمنان، پاكدستي و ساده زيستي دولتمردان، جلوگيري از ريخت و پاش بيت المال، مبارزه با رانت خواري، تلاش و كار بي وقفه و پيوسته و....
اكنون سه سؤال مطرح است. اول اين كه آيا مي توان در ارزشمند بودن اهداف اعلام شده كمترين ترديدي داشت؟ و دوم آن كه آيا احمدي نژاد براي رسيدن به اين اهداف همه تلاش و تمامي شب و روز خود و كابينه اش را به كار نگرفته است؟ و آيا در اين راه هيچ لحظه اي را از دست داده است؟ و سوم آن كه كدام چشم واقع نگري مي تواند، موفقيت هاي فراوان و شگفت انگيز احمدي نژاد و گام هاي بلندي كه براي تحقق اين اهداف برداشته است را ناديده بگيرد؟ هرچند كه در برخي از موارد به دليل طبيعت طولاني مسير، هنوز به نقطه ايده آل نرسيده باشد. راستي چرا شماري از مفسدان اقتصادي در دولت هاي گذشته برو بيا و آلاف و اولوف فراواني داشتند و در دولت نهم همه مفسدان اقتصادي در صف مخالفان احمدي نژاد ايستاده اند؟ و...
 دولت نهم با تلاش پيوسته و شبانه روزي كه متاسفانه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مورد توجه جدي قرار نگرفته بود. كدام مسئول و دولتمردي را مي توان آدرس داد كه در اوج پركاري به اندازه يك چندم احمدي نژاد فعال و در همان حال تلاش بي وقفه او با دو ويژگي انقلابي و مردمي توأم بوده يا باشد؟!

احمدي نژاد، گفتمان امام و انقلاب را نه فقط بر زبان كه در ميدان عمل به كار گرفت و دقيقاً به همين علت -و فقط به همين علت- دشمنان بيروني و دنباله هاي دروني آنها كه اين بار سربازي فداكار و از خودگذشته را پا به ركاب رهبري مي ديدند و حاكميت دوباره گفتمان اصيل انقلاب را در افق ايران اسلامي رصد مي كردند، با همه توان به او تاختند و عجيب آنكه از يك سو عملكرد او را كم اهميت جلوه مي دادند و از سوي ديگر براي مقابله با روش و منش او از هيچ خصومت، توطئه و تبليغ سوء چشم نمي پوشيدند... خدا بر درجات حضرت امام(ره) بيفزايد كه در اينگونه موارد خطاب به آمريكا و اسرائيل مي فرمود؛ «اگر مي گوييد چيزي نشده پس چرا اينهمه سروصدا مي كنيد»؟! كينه توزي دشمنان بيروني از آن روي بوده و هست كه دولت نهم را در اصرار بر مواضع امام و رهبري قاطع و جدي ارزيابي مي كند.

اگر سياست خارجي دولت نهم موفقيت آميز نبوده است چرا آمريكا و متحدانش براي مقابله با احمدي نژاد و دولت نهم، اين همه هزينه مي كنند و خود را به آب و آتش مي زنند؟ آيا آمريكا دوستدار ايران است؟ راستي چه شده كه آمريكا و برخي از احزاب و گروه هاي داخلي روي يك نقطه اشتراك نظر كامل دارند و آن، اين كه رئيس جمهور آينده هركه مي خواهد باشد فقط احمدي نژاد نباشد، چرا؟!
مقابله با رانت خواري، قانون جمهوري اسلامي است، اولويت دادن به محرومان و مستضعفان و جلوگيري از مفت خوري كلان سرمايه داران نظر صريح امام، رهبري و آرزوي مردم است و... بنابراين احمدي نژاد با عرض پوزش «كتك خورش ملس است» و برخلاف بعضي ها كه حفظ منافع خود را بر پاسداشت اسلام و انقلاب و منافع ملي ترجيح مي دهند، در مقابل اين تهاجم گسترده شانه خالي نمي كند.

به كارگيري نيروهاي متعهد اما ناشناخته، ضمن آن كه از ايستايي و گردش مسئوليت در حلقه اي محدود جلوگيري كرده است، سپردن كار مردم به افرادي از جنس خود آنها نيز بوده است كه نزديكي و پيوستگي «مردم- دولت» نتيجه طبيعي آن است.
 نگاهي به صف حاميان و مخالفان دولت بيندازيد، آيا درس آموز نيست كه توده هاي مؤمن و انقلابي مردم يعني همان ها كه به قول حضرت امام(ره) صاحبان اصلي انقلاب هستند در دايره بزرگ طرفداران دولت قرار دارند و تمامي دشمنان تابلودار بيروني و داخلي انقلاب، نظير آمريكا، اروپا، اسرائيل، گروهك هاي تروريستي ضدانقلاب، مفسدان اقتصادي، حرامخواران و برخي از احزاب داخلي كه پرونده سياهي از حمله به ارزش هاي اسلامي و انقلابي و همخواني با قدرت هاي بيروني دارند در حلقه مخالفان سرسخت دولت نهم جاي گرفته اند؟ و صد البته، حساب منتقدان دلسوزي كه به پاره اي از عملكردهاي دولت و يا شخص رئيس جمهور انتقاد دارند و رفع آن را به نفع نظام مي دانند، از حساب مخالفان ياد شده جداست. و در اين ميان، برخي از مردم نيز نسبت به مسائلي نظير گراني و تورم گله مند هستند كه گلايه آنها شنيدني و پذيرفتني است ولي بايد به اين نكته توجه داشت كه اگر مشكلي در ميان است- كه هست- مشكل مشترك دولت و مردم است، نه آن كه دولت در برخورد با اينگونه مشكلات و دغدغه هاي مردم حساب خود را از آنان جدا كرده باشد. و تاكيد دوباره بر اين سخن خطاب به رئيس جمهور محترم ضروري است كه حساب نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه را از مخالفت خواني هاي حرفه اي! جدا كنند و اگر دومي را به حساب نمي آورند كه چنانچه منطقي بود بايد ارج نهند- اولي را قدر بدانند و بر صدر بنشانند، چرا كه همه چيز را همگان دانند و تصميم عقل جمعي بر تصميم سازي فردي، به يقين برتري دارد.
                                                 تلخیص و ویرایش شده از مقالات حسين شريعتمداري

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 
پس از 6 ماه کش و قوس، محمد خاتمی اکنون کاندیداست و این خبر خوبی است. اصلاح طلبانی که به تعدد کاندیداهای اصولگرایان دل خوش کرده بودند اکنون خود نقدا معلوم نیست که چندتا کاندیدا دارند.     

تندروهای اصلاح طلب البته «کشاندن خاتمی به صحنه» را برای خود یک موفقیت می دانند، اما در حالی که اصولگرایان سخن گفتن درباره خاتمی را حتی هنوز آغاز هم نکرده اند می توان علائم تردید، ضعف و سستی در اردوگاه اصلاحات مشاهده کرد. این البته عجیب هم نیست. نباید از کسی که در ماه های گذشته به ده ها روش استدلال کرده نباید و نمی تواند کاندیدا شود -وهنوز هم می گوید:

 «به رغم میلم آمدم» و آخر کار صرفا به این دلیل که راه فراری نیافته و تحت فشار و اجبار و خصوصا تهدید کسانی که اساسا علاقمند نیست خود را به آنها بچسباند کاندیدا شده، توقع شادابی، نشاط، انگیزه و تحرک داشت.
همه سرمایه اصلاح طلبان امروز محمد خاتمی است. سرمایه ای که خود آنها از ناحیه او دل نگران و نامطمئن اند. این قلم مجالی برای شمردن مصادیق اکراه اصلاح طلبان نسبت به خاتمی را ندارد و فایدتی هم در این کار نمی بیند. حتما آقای خاتمی خود از میزان هزینه ای که این جماعت آماده پرداختن در راه او هستند با خبر است و می داند که هدف و انگیزه آنان از هل دادن او به میانه این معرکه چه بوده است.
آنچه برای اصولگرایان مهم است این که اکنون شرایط برای برگزاری یک «رقابت تاریخی» میان نیروهای انقلاب ومدعیان اصلاحات فراهم است، همان که بارها به دوستان نیز گفته ام که نظام سیاسی ایران برای انتخاب مسیر آینده خود در دهه چهارم به آن احتیاج دارد. اصلاح طلبان خود خوب می دانند که شکست در انتخابات 88 «باخت آخر» آنها خواهد بود و فردای 22 خرداد 1388 دیگر مجالی برای بهانه آوردن هم وجود نخواهد داشت. با این شرایط، یعنی در حالتی که اولا خاتمی خود از عاقبت کار خائف و هراسان است، ثانیا چنان که خود گفته به برخی اطرافیان خود بی اعتماد است ثالثا، روابط خاتمی با تندروهایی که نشستند و طراحی کردند تا او را قربانی خود کنند به شدت بحرانی است و رابعا اصولگرایان با شتاب در حال کنار گذاشتن اختلافات سلیقه ای خود و اجماع حول بهترین کاندیدای موجود هستند همه چیز برای ورود به «رقابت بزرگ» در «فرصت بزرگ» خرداد 88 آماده است. می ماند اینکه راه چیست و چه باید کرد.
                                                          یا حسین

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
   سالها پس از دوران دفاع مقدس، وقتي جريان چپ با كمال ناباوري در جهت بازگشت به قدرت فعاليت خود را آغاز كرد، به فكر بهره‌گيري از ظرفيت‌ها و فرصت‌هاي آن دوران برآمده و براي نشان دادن پايبندي خويش به خط امام به سراغ نخست‌وزير آن زمان، ميرحسين موسوي رفت كه با پاسخ منفي وي روبرو گشت. براي مدعيان خط امام كه پيروزي بر رقيب يك اصل بود، پاسخ موسوي از چنان اهميتي برخوردار نبود و مهم ظرفيت وي بود كه مي‌توانست به اهداف و مقاصد اين جريان كمك كند.



اين تاكتيك تا جايي كارگر افتاد كه سخنگوي كارگزاران رسماً پس از سالها كه اذعان كرد حزب متبوعش باني دوم خرداد بوده تصريح كرد كه البته كانديداي جريان چپ شخص ديگري بود و ما روي ميرحسين توافق كرده بوديم. امروز اما بدون اينكه كمترين تشابه ميان شرايط و موقعيت‌هاي هر دو جریان كشور وجود داشته باشد بار ديگر نام ميرحسين موسوي به ميان آمده و اين‌بار خاتمي به عنوان كسي كه جايگزين وي در دوم خرداد 76 گرديد و اكنون با تجربه دو دوره رياست جمهوري و نامزد اصلي اصلاح‌طلبان مصرانه از او مي‌خواهند كه وارد ميدان رقابت‌ها شود.

موسوي گرچه ظاهراً بيش از گذشته به موضوع نامزدی اش در انتخابات دهم فكر مي‌كند اما به اين نكته نيز توجه دارد كه اگر آمدن ساده بود خاتمي که هم شناخته شده‌تر در ابعاد بين‌المللي است و هم با گروه‌هاي اصلاح‌طلب ميانه بهتري دارد و هم تجارب بيشتر و مفيدتر و هم فاصله او از موضوعات روز و مسائل سياسي كمتر است، چرا نمي‌‌آيد ؟ خاتمي چه دليل قانع‌كننده‌اي در پاسخ آقاي موسوي كه به او مي‌گويد خودتان چرا نمي‌آييد ارايه مي‌كند؟ شايد خاتمي از مشكلاتش براي ادامه كار مي‌گويد. شايد از وجود كروبي كه ممكن است به نفع موسوي کنار برود اما به نفع وي هرگز. شايد از انسجامي كه در جبهه مقابل ايجاد مي‌شود، شايد از خطر تخريب و يا... .

در اين ميان واقعيت چه مورد اشاره آندو قرار گيرد يا نگيرد اين است كه امر رقابت سخت است. در دوم خرداد رئيس‌جمهور سابق كانديدا نبود و با كانديداي جريان متعلق به خودش نيز همراه نبود. آنها كه حزب حاكم بودند و قدرت داشتند و به قول خودشان مايل به تعويض ريل بودند، قصد ايجاد موازنه قدرت در بين دو جريان را داشتند . لذا وزنه پاندولي خود را در جناح رقيب قرار دادند.

امروز اما رقابت با رئيس‌جمهور سخت است و خاتمي مي‌داند حتي اگر همه اصلاح‌طلبان هم يكصدا پشت سر او قرار گيرند نتيجه انتخابات مشخص نيست و آنچه در ذهن آنها تصور مي‌شود، صحنه دور دوم انتخابات نهم است و شكست در نظر دوم خردادي‌ها در اين مرحله به عنوان آخرين ميخ تابوت اصلاحات ياد مي‌شود و اين در حاليست كه نه جبهه دوم خرداد، نه اقليت و اكثريت بلكه در كمتر گروهي از اين مجموعه يكدلي و يكدستي مشاهده مي‌شود و اخيراً بخش مهمي از كارگزاران سازندگي به سمت اعتماد ملي كوچ نموده است. آقاي موسوي اما ظرفيت‌هايي دارد كه آنچه از منظر اصلاح‌طلبان مهم است اينكه او مي‌تواند اجماع در جبهه اصول‌گرايان را بشكند و اين دقيقاً عكس كاركرد خاتمي برای اين جبهه است. يعني هر چه خاتمي بر اجماع و اتحاد اصولگرايان كمك مي‌كند موسوي به همان اندازه ائتلاف آنها را متزلزل مي‌سازد.

اما آيا موسوي مي‌آيد و اگر بيايد مي‌تواند پيروز انتخابات باشد؟

گرچه پاسخ به پرسش نخست آسان‌تر از پيش‌گويي در خصوص نتيجه انتخابات است اما ترديد درباره آمدن موسوي كمتر از نگراني در مورد احتمال پيروزي وي نيست چرا كه وي در پاسخ به دعوت‌كنندگان با درايت خاصي به سنجش موقعيت خودش نه در يك جناح بلكه هر دو جناح توجه نموده و ورودش را مشروط به اجماع قطعي و عملي گروههاي اصلاح‌طلب معتقد به نظام و همچنين حمايت بخش‌هايي از اصولگرايان دانسته است.

با اين حساب مي‌توان گفت ويژگي‌هاي فردي و منش آقاي موسوي، نامزدي او را به معادله‌اي پيچيده‌ تبديل کرده كه حل آن ساده‌تر از حل اختلافات ميان گروه‌هاي اصلاح‌طلب نيست. عدم شناخت ميرحسين از نوع واكنش گروه‌هاي افراطي اصلاح‌طلب از يكسو و ضريب ماندگاري و تك‌روي اقليت اصلاح‌طلبان از سوي ديگر و ابهام جدي از تعامل افراطيون با وي پس از موفقيت احتمالي از سؤالات مهم معادله فوق است. از اين رو پاسخ سؤال دوم نيز تا حدود زيادي روشن مي‌باشد و اگر ابهامات موسوي در خصوص ميزان همراهي گروههاي دوم خردادي همچنان پابرجا باشد ترديدها و دغدغه‌هايش نسبت به نتيجه انتخابات نيز افزايش مي‌يابد.

چرا كه دلايل مخالفان وي در خصوص تعلق او به دهه اول انقلاب، عدم آشنايي نسل جوان با وي و عدم همراهي او با اصلاحات در سالهاي اخير بي‌پاسخ مانده و حضور موسوي در اندازه طرح نام وي اختلافات ميان گروههاي دوم خردادي را دوچندان كرده است. ضمن آنكه طرح استفاده از ظرفيت وي براي شخصيت‌هاي ديگر نيز كارآيي خود را براي بار دوم از دست داده است.

                                                                                       یک یا حسین دیگر

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون

جنايت هولناك رژيم صهيونيستی در غزه و قتل‌عام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار ديگر چهره‌ی خونخوار گرگهای صهيونيست را از پشت پرده‌ی تزويرِ سالهای اخير بيرون آورد و خطر حضور اين كافر حربی را در قلب سرزمينهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحه‌كاران گوشزد كرد.

مصيبت اين حادثه‌ی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطه‌ی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصيبت بزرگتر سكوت تشويق‌آميز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصيبتی از اين بالاتر كه دولتهای مسلمان كه بايد در برابر رژيم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمايت ميكردند، رفتاری پيشه كنند كه مقامات جنايتكار صهيونيست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با اين فاجعه‌آفرينيِ بزرگ معرفی كنند؟

سران اين كشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه يقيناً عزادار اين فاجعه‌اند خواهند داد؟ به يقين امروز دل مردم مصر و اردن و ساير كشورهای اسلامی از اين كشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.

دولت جنايتكار بوش در واپسين روزهای حكمرانی ننگين خود با همدستی در اين جنايت بزرگ، رژيم آمريكا را بيش از پيش روسياه كرد و پرونده‌ی جرائم خود را به عنوان جنايتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بی‌تفاوتی و شايد همراهی خود در اين فاجعه‌ی بزرگ،‌ يكبار ديگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبهه‌ی ضديت با اسلام و مسلمين را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانيون جهان عرب و رؤسای الازهر مصر اين است كه آيا هنگام آن نرسيده است كه برای اسلام و مسلمين احساس خطر كنيد؟ آيا هنگام آن نرسيده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنيد؟

آيا عرصه‌ی ديگری عريان‌تر از آنچه در غزه و فلسطين در جريان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكليف كنيد؟

سئوال من از رسانه‌ها و روشنفكران جهان اسلام و بويژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئوليت رسانه‌ئی و روشنفكری خود بی‌تفاوت خواهيد ماند؟ آيا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنيت سازمان ملل بيش از اين هم ممكن است رسوا شوند؟

همه‌ی مجاهدان فلسطين و همه‌ی مؤمنان دنيای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بی‌دفاع غزه‌اند و هر كس در اين دفاع‌ مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسول‌الله صلی‌الله‌عليه‌وآله‌ محشور شود.

سازمان كنفرانس اسلامی بايد در اين شرائط حساس به وظيفه‌ی تاريخی خود عمل كند و جبهه‌ی يكپارچه‌ئی به دور از ملاحظه‌كاری و انفعال، در برابر رژيم صهيونيستی تشكيل دهد. بايد رژيم صهيونيستی به وسيله‌ی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژيم غاصب بايد به جرم اين جنايت و نيز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.

ملّتهای مسلمان ميتوانند با عزّم راسخ خود اين مطالبات را تحقّق بخشند و وظيفه‌ی سياستمداران و علما و روشنفكران در اين بُرهه بسی سنگين‌تر از ديگران است.

اينجانب به مناسبت فاجعه‌ی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام ميكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در اين حادثه‌ی غم‌انگيز فرا ميخوانم.

وَ سَيعلَمُ ‌الذين ظَلَموا اَيّ مُنقلبٍ يَنقلبون.
سيّدعلی‌ خامنه‌ای
8/دی/1387
29/ذی‌الحجة‌الحرام/1429
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

فاصله ی میان شعار و عملکرد همواره یکی از زمینه های بحث برانگیز برای سیاست دوستان بوده است. اینکه شعارها همواره دلنشین هستند اما عملکردها ...

طرح شعار راهی است برای جذب مخاطب و حامی احتمالی و بدست آوردن مخاطب و حامی نزدیکترین راه برای افزایش قدرت. بنابراین تلاش افراد همواره این است که با طرح شعارهای جذاب تر و پر رنگ و لعاب تر؛ قدرتی بیش از رقیبان در عرصه ی متلاطم سیاست کسب کنند.

با این حال تجربه نشان می دهد در شرایطی که کسب قدرت هدف و آرمان نهایی باشد؛ شعارها صرفا جنبه ی تبلیغاتی یافته و با منویات و اعتقادات واقعی طراحان آن مغایرت پیدا خواهند کرد. در این شرایط بهترین راه برای قضاوت، مقایسه ی عملکردها با شعارهاست. کما اینکه به فرموده ی سعدی (علیه الرحمه): " دو صد گفته چون نیم کردار نیست "

یکی از عرصه های جولان همیشگی مدعیان اصلاح طلبی سر دادن شعار « آزادی بیان » و « تحمل سخن مخالف » بوده است. بارها شاهد بوده ایم که جریان مذکور به بهانه های مختلف از محدود شدن آزادی بیان سخن رانده و دیگران را به تحمل نظرات مخالف دعوت نموده است. اما به راستی اینان تا چه حد به شعارهای خود ایمان دارند؟

متاسفانه شواهد بیانگر آن است که منادیان اصلاح طلبی نه تنها به این شعار خود کوچکترین اعتقادی ندارند بلکه اصطلاحا " مرگ را فقط برای همسایه خوب می دانند ".

اما بنابر رویه ی همیشگی مدعیان اصلاح طلبی این شعار نیز صرفا در حد حرف باقی مانده و از سوی منادیان آن به مرحله ی اجرا در نیامده است. متاسفانه در هفته ای که گذشت یکبار دیگر شاهد فاصله ی میان شعار تا عمل بودیم.

اما متاسفانه مدعیان پلورالیسم؛ سخن مخالف را حتی تا این حد نیز برنتابیدند و گروهی از اعضای افراطی این تشکل غیر قانونی اقدام به کندن و پاره کردن پوسترهای فراخوان مسابقه کردند تا میزان پایبندی خود را به شعارهای دروغین شان به نمایش بگذارند. برای مثال و به عنوان مشتی نمونه ی خروار باید از برخورد محمد خاتمی – لیدر جریان مدعی اصلاحات – در آخرین سخنرانی خود به عنوان رییس جمهوری در دانشگاه تهران – سال 83 – با منتقدانش یاد کرد که خطاب به آنها گفت: " می دهم از سالن بیرونتان کنند

 

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  بسم الرب الشهداء.

کربلا / عاشورای 61 هجری / عطش / حسین / اکبر / اصغر / عباس / زینب / یزید، شمر، عمر سعد / کوفیان / پیکر بی سر / دست قلم شده / جسم اربا اربا شده..

       

   

شلمچه، طلاییه، فکه، اروند، مریوان، پاوه، سردشت / فتح المبین، الی بیت المقدس، کربلای 4 و 5، والفجر 8، محرم / تشنگی 3 روز عملیات / خمینی / همت / مهدی و حمید باکری / زین الدین / حسین خرازی / زینب ها و رباب ها و لیلاها / صدام / بنی صدر، مسعود رجوی و مجاهدین خلق / گردان عمار، یاسر، مالک، حبیب..

فلسطین / امروز / قطع و قحط آب / امام احمد یاسین / ابومحمد / اسماعیل / ابورافع / محمد الدوره / ام لیلا / اولمرت / دژخیمان صهیونیست / شیوخ عرب / بمباران و پیکرهای تکه تکه شده و جنازه های سوخته..

برادر، اینکه گفته اند: " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " یعنی همین. یعنی اینکه عاشورا روزی است به وسعت همه تاریخ و کربلا زمینی است به گستردگی کره ارض..

و در این میان تویی که باید تکلیف خویش را تنها با خودت و خدای خودت و ندای هل من ناصر امامت روشن کنی..

و استاد شهید مرتضی مطهری چه خوب گفته است که "امروز اگر حضرت اباعبدالله زنده بود، برای جهاد و شهادت، هیچ دلیلی بالاتر و مهم تر از مسئله فلسطین نداشت."..

حالا تو چه می کنی برادر؟

مثل همیشه می نشینی به دعاکردن و مشت گره کرده و شعار مرگ بر اسراییل سر دادن و مثل تمام این سالها، بوی خون مظلومان فلسطینی را استشمام می کنی و هیچ اتفاقی نمی افتد. و یا لباس رزم بر تن می کنی و فریاد "یا قدس انا قادمون" سر می دهی و به سگ صفتان صهیونیست یورش می بری و جسم پلیدشان را لگدکوب گام های خویش می کنی؟

انتخاب با توست برادر. با حسین و خمینی و مرد فلسطینی می مانی و می جنگی و شهید می شوی؟ یا با یزیدیان و کوفیان و صهیونیست ها و شیوخ شکم پرست و شهوت ران عرب هم نشینی می کنی؟

 

حسین منتظر توست برادر. بسم الله..

                                                                                                 کپی شده از وبلاگ مجاهد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

هاشمي رفسنجاني روز يكشنبه در دومين سمپوزيوم بين‌المللي "ايران توسعه يافته 1404" كه در مركز همايش‌هاي بين المللي سازمان صداوسيما برگزار همانند 3 سال گذشته بار ديگر نظرات خود را درباره عدالت و مديريت كشور مسائل اقتصادي،انحراف از سند چشم انداز و رفاه اجتماعي تكرار كردند ، از آنجا كه علي رغم هنر ايشان در عدم شفافيت مخاطب اصلي در شيوه بيان ايشان، بر همگان روشن است كه مخاطب واقعي اين انتقادها دولت و به خصوص شخص رئيس جمهور است بر آن شديم حال كه بنا بر فرمايش ايشان دوران مدارا به پايان رسيده بر خلاف آقاي رفسنجاني مبهم گويي را كنار بگذاريم و با كنكاش در سخنان رئيس جمهورمكتبي و مورد تاييد خاص و حمايت گرم مقام معظم رهبري آنچه مي تواند به عنوان پاسخ به انتقادات رئيس مجمع تشخيص مصلحت در سخنان دكتر احمدي نژاد باشد را عينا نقل نمائيم تا اصل عدالت براي قضاوت و تصميم گيري همگان مهيا شده و از حق دولت نهم براي رفع شبهات و پاسخ به موج انتقادات از خود نيز استفاده شود

در 3 سال گذشته از آقاي هاشمي و ديگر حاميان و ياران ونزديكان ايشان مكرر شنيدهايم كه عدالت را به توزيع فقر و گداپروري تشبيه نموده اند. هاشمي رفسنجاني اظهار داشت:
 اینکه بگوییم تامین اجتماعی با دادن چند سهم به مردم عدالت اجرا می کند کار درستی نیست.نباید فرهنگ صدقه خور و گداپروری را بر مردم خود تحمیل کنیم



احمدى نژاد دو روز بعد در جمع مردم زنجان:


برخي با مسئله هدفمند كردن يارانه ها مخالف هستند و مي‌گويند كه اگر يارانه‌ها را هدفمند كنيم اين گداپروري است، ولي من خطاب به آنها مي‌گويم كه هدفمند كردن يارانه ها عين عدالت است.
به ملت ايران توهين نكنيد، اگر اين يارانه‌ها را امثال شما كه جيب‌ها و شكم‌هايتان پر است تخصيص يابد، خوب است؟شما از ملت فاصله گرفته‌ايد، شما ملت را خانواده، اطرافيان و هم حزبي هايتان مي‌دانيد، ولي اينگونه نيست. دولت مصمم است كه ريشه‌هاي اصلي مشكلات اقتصادي كشور را به مردم معرفي و علاج كند و علي‌رغم بد انديشي برخي افراد اقتصاد را معالجه كند


هاشمي رفسنجاني:


عدالت توسعه فقر نیست، عدالت توسعه غنا است که آن هم بدون توسعه امکانپذیر نیست. این هدف مسیرهای علمی و روشن دارد و با شعارهای پر زرق و برق امکانپذیر نیست


احمدي نژاد:


من يادم هست هر موقع كه ميگفتيم عدالت ،عده اي كه يك سري تئوريهاي وارداتي رابه زور تحميل مي كردند، مي گفتند آقا اين ها ميخواهند فقر راتوزيع بكنند. چه كسي گفته كه اجراي عدالت با فقر و توزيع فقر مساوي است ؟چرابه خدا دروغ مي بنديد؟ اجراي عدالت دستور خداست ،يعني خدا فقر را مي خواهد ؟به چه استدلالي؟ چرا به پيامبران دروغ مي بنديد؟شما چه كسي هستيد كه فكر ميكنيد خيلي مي فهميد؟چراتئوري هاي شما به پيشرفت بنيادين كشور منجر نشد؟ البته سرمايه گذاري هاي دولت سر جايش هست دولت زير ساخت ها را درست ميكند،اما اسم اين پيشرفت نيست. پيشرفت كشور زماني است كه همه استعدادهاي انساني اين كشور فضا براي رشد پيدا بكند،نه اينكه فكر بكنيم كه آن قدر جاده،پل و فرودگاه با پول بيت المال زده ايم. اجراي عدالت يعني دادن فرصت كافي و يكسان به همه استعدادها، نه فقط به قشر و طبقه اي خاص. 30/7/84

هاشمي رفسنجاني:


عدالت، توسعه، غنا و رفاه برای مردم بدون برداشت درست و توزیع صحیح منابع نفت بدست نمی آید، این که نفت را از چاه ها بیرون بیاوریم و بفروشیم که عدالت نیست.
۲۹ ارديبهشت در گفت و گو با خبرگزاری «موج» گفت: «ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.»

احمدي نژاد:


اجراي عدالت يعني فرصت هاي كشور به طور عادلانه براي مردم توزيع بشود. اجراي عدالت يعني بستن راه درمقابل كساني كه با اتصال به قدرت ، باند ، گروه وجناح فرصت هاي بيشتري را در اختيار مي گيرند
كساني كه از اجراي عدالت متضرر مي شوند نمي آيند بگويند كه دست ما از بيت المال كوتاه شده ،به همين دليل دائم فرياد مي زنند و فشار مي آورند.8/8/84
ما مي گوييم عدالت. البته خوشبختانه ديگر نمي گويند و تكرار نمي كنند، اخيراً ديدم فقط يكي دو نفر مدعي هستند و حرفهايي زده اند. عدالت را به توزيع فقر تشبيه مي كنند يا مي گويند كه اگر دنبال عدالت باشي كشور عقب مي افتد. يا من ديده ام يكي گفته كه با يك لقمه نان بخور نمير
نمي شود عدالت برپا كرد، براي اينكه اصل عدالت را پايين بياورند. اگر بخواهيم جواب معمولي و به اصطلاح خيلي چكشي بدهيم، بايد بگوييم مثل اينكه شما نعوذ بالله از خدا بيشتر مي فهميد. خدا همه پيامبران را براي برپايي اول توحيد و بعد عدل فرستاد. مأموريت پيامبران بعد از ابلاغ توحيد برپايي قسط و عدل بود. چطور شما مي گوييد عدالت موجب عقب افتادگي است؟ ما مي گوييم بر عكس آن است. اگر شما بدون عدالت جلو برويد امكان شكوفايي استعدادها وجود ندارد. امكان ندارد كه بدون عدالت به قله برسي. در دنيا مي بينيم بدون عدالت به كجا رسيده اند. در همين كشور خودمان، پانزده شانزده سال عده اي فرياد مي زدند كه بابا عدالت را بايد وسط كار بياوريد. مي گفتند شما مي خواهيد فقر را توزيع كنيد. نه بابا ما مي خواهيم هم ثروت توليد كنيم و هم درست توزيع كنيم.
ما مي گوييم پيشرفت كشور همراه با عدالت امكان پذير است. ما عدالت را با پيشرفت و پيشرفت را با عدالت مي خواهيم. هر دو اينها را مي خواهيم و هر دو هم شدني است. هر دو با هم هستند. كساني كه آن حرفها را مي زنند بروند حاصل كار خودشان را ببينند. شما الان مي دانيد، من نمي خواهم آمار بدهم كه چقدر خانوار در اين كشور هستند كه تا قبل از اين دولت ماهي هجده هزار تومان دريافتي آنها بود كه حالا از پارسال ماهي 36 هزار تومان شده است و آنها با همين زنده اند. نرفته اند ببينند كه در خراسان جنوبي چه خانواده هاي فراواني كل درآمد ماهيانه آنها 50 هزار تومان است؛ همين الان.
بلوكه كردن ثروتها و توانمنديهاي كشور فقط با عدالت باز مي شود . سياستهايي كه در آن عدالت نباشد، فقط تمركز ثروت در جيب يك عده خاص نيست كه اين هست اما فقط اين نيست. ثروتهاي جامعه در مسير انحرافي به كار گرفته مي شود. مثال آن همين وضعيت قيمت برجهاي تهران است. يك ساختمان متري سيصد چهارصد پانصد تومان در مي آيد، اما متري چهار پنج ميليون خريد و فروش مي شود. خب اين ثروت آنجا بلوكه شده، اين پول بايد در جامعه بچرخد و ثروت و آباداني توليد كند. اما چون مناسبات عادلانه نيست آفات دارد. حالا تبعات اجتماعي و فرهنگي و .... بماند كه من نمي خواهم وارد بشوم.
بله شما وقتي بخواهي در مسير عدالت بروي، امتيازها را قطع كني و … يك عده سر و صدايشان در مي آيد، خب بيايد. يك دوستي چند روز پيش آمده بود به من مي گفت فلاني تو چه كار داري مي كني؟ خيلي داري اشتباه مي روي. گفتم چرا؟ گفت فلاني، فلاني، فلان گروه و همه از دستت ناراحت هستند، خراب كردي. دستش را گرفتم گفتم حالا بنشين اينجا يك آب خنكي بخور. مگر معيار حق اينها هستند؟ اينها كه شما گفتي كه خودشان منشأ بسياري از نابسامانيها در كشور ما هستند. ريشة بسياري از نابسامانيها در كشورند. كجا معيار حق شده اند؟ خب ناراحت باشند، ما كدام كار خلافي كرديم كه ناراحت هستند؟ از اينكه اين تيم، اين معاونين وزرا، وزرا و دولت به جاي اينكه هشت ساعت كار كنند و بروند خانه هايشان، دارند شانزده ساعت كارمي كنند ، اين چيز بدي است؟ از اين ناراحت اند؟ از اينكه راه افتاده اند جانشان را كف دستشان گرفته اند و دارند همة ايران را مي‌گردند و كار مي‌كنند، از اين ناراحت اند؟ اين كار بدي است؟ از اين كه مي گويند دين، خدا و عدالت، اين چيز بدي است؟ از اينكه مي گويند سود بانكي را پايين بياوريم تا توليد راه بيفتد، اين چيز بدي است؟ از اينكه سرمايه گذاري در اين دو سال اخير به شدت در كشور رشد كرده، اين چيز بدي است؟ از اينكه صادارت زياد شده، چيز بدي است؟ آخر چه چيز اين بد است؟ آخر اينها چه كار خطايي كرده اند كه شما مي گوييد بد است؟ بالاخره بگوييد اين جمع چه كار خطايي كرده اند؟ حق كسي را خورده اند؟ به مردم ظلم و بي احترامي كرده اند؟ چه كرده اند؟ خب ايشان چيزي نداشت بگويد. نه اينكه شماها و بنده اشكال نداريم. بالاخره ما هم آدم هستيم، اما بايد مقايسه كرد.

به نظر من علل بى عدالتى اينهاست:
1. رويكردها، يعنى جهت گيريهاى اقتصادى و برنامه اى؛
2. عدم تخصيص مناسب منابع و حمايتهاى دولتى؛
3. سود بانكى بالا؛
4.تمركز در تهران و برخى كلانشهرها؛
5. هزينه هاى مصرفى بالاى دولت؛
6. برخي عملكردهاي غلط غير قانوني.
7. برخي امتياز جويي ها و رانت خواريهاي ويژه


.در همين چند ماهه كه بحث عدالت مطرح شد، گفتند اينها مى خواهند فقر را توزيع كنند. ما مى گوييم اتفاقاً عدالت يعنى توزيع ثروت. يا اينهايى كه مى گويند با عدالت مى خواهند رشد اقتصادى را كند كنند. ما مى گوييم اتفاقاً عدالت باعث افزايش رشد اقتصادى مى شود، چون همه استعدادها شكوفا مى شود و همه فرصت تحرك پيدا مى كنند. تا مى گويى عدالت، مى گويند اينها ضد سرمايه دار و سرمايه گذار و ضد فلان اند. نه، چه كسى چنين حرفى را زده است؟ مردم بايد سرمايه گذارى كنند تا كشور پيشرفت كند. مفهوم عدالت مخالفت با [سرمايه گذارى نيست]. اتفاقاً مفهوم عدالت يعنى آماده كردن زمينه ها براى سرمايه گذارى. و اتفاقاً وقتى عدالت راكنار مى گذاريم، استعدادها مى سوزد و رشد اقتصادى كاهش پيدا مى كند و بعد مجبوريم كه مرتب عددسازى كنيم. يك آقايى كه در تهران يك برج مى سازد و 3 ميليارد تومان هزينه مى كند و 15 ميليارد تومان دريافت مى كند، اين را هم جزو رشد اقتصاديمان مى آوريم و منظور مى كنيم. در صورتى كه اتفاقى در زندگى مردم نمى افتد. نمى گويم كسى نبايد ساختمان بلند يا چه بسازد، بايد به گونه اى اداره كنيم كه اگر 3 ميليارد تومان گذاشت، 4 ميليارد تومان بردارد، نه 15 ميليارد. اينكه رشد اقتصادى نيست. اين جمع كردن پول از دست عموم مردم و كردن آن به جيب چند نفر است. با اين كار كشور پيشرفت نمى كند...[سخنرانى در جمع استانداران و مديران عامل بانكها - يکشنبه 13 آذر 1384]

هاشمي رفسنجاني:


طبق زمان بندی در اجرای طرح خصوصی سازی و بر اساس اصل 44 قانون اساسی دولت باید طی پنج سال فعالیتهایی را که خارج از موارد در صدر این قانون بوده را باید به بخش خصوصی واگذار می کرد اما می بینیم که هنوز بسیاری از آنها در دست دولت است. این یک برنامه گام به گام بود نه سند چشم انداز که افق را مد نظر داشته باشد طرح خوبی بود که اجرای آن تا دولت آقای خاتمی هم ادامه یافت اما با تغییر دولت و شروع به کار آن معلوم بود که آنها در این مسیر حرکت نمی کنند

.احمدي نژاد:

برنامه ريزي و مباني انديشه خودش را دارد و ساز و كارهايش هم برخاسته از آن منابع است. وقتي مي رويم در ادبيات توسعه آن وقت رباي شانزده درصدي را با هزار استدلال توجيه مي كنيم و رنگ و لعاب ديني هم به آن مي زنيم. بالاخره يك پوسته كشيدن كه كاري ندارد. در صورتي كه همين بلاي جان جامعه است.
ما مي گوييم تعالي جامعه، تعالي جامعه هم پيشرفت مادي و هم پيشرفت معنوي در آن هست. هر دو آنها با هم است، بايد رشد كند و اين الگو را بايد طراحي كنيم. مي گويند سخت است. بله سخت است.
مي گويند نمي شود؟ مي گوييم نه خير مي شود. چرا مي گوييد نمي شود؟ چرا خودتان را راحت مي كنيد؟ الگوهايي را برداشته اند كه هر كس خلاف آن الگوهاي يا متفاوت با آن الگوها حرف زد، بلافاصله مي گويند غيرعلمي است. زود يك مارك مي چسبانند و خيال خودشان را راحت مي كنند. اتفاقاً عالمانه ترين احكام زندگي احكام اسلام است، چون خداي متعال فرستاده است. چه كسي عالم تر از خدا؟ ما بايد عرضه داشته باشيم اينها را عملياتي كنيم و نترسيم. نه اينكه در جا بزنيم بگوييم بسيار خوب و جالب است بعضيها براي گرفتن 500 ميليون دلار از مثلاً صندوق بين المللي پول صد تا شرط اساسي را مي پذيرند، اجرا مي كنند، بنيادهاي اقتصادي خودشان را زير و رو مي كنند، اما خداي متعال اين همه به آنها ثروت و امكانات داده ولي حاضر نيستند دو تا شرط خدا را اجرا كنند.ما دنبال ساختن كشور همراه با عدالت [هستيم] و اين ها شدني است. نگويند نشدني است.

هاشمي رفسنجاني:

ساختن اقتصاد کشور با شيوه گداپروری جواب نمی دهد و لذا بايد در عرصه توليد قدم های مهم و اساسی برداريم.تا کنون دولت در اين زمينه [خصوصی سازی] موفق نبوده است و نتوانسته به تعهدات خود در اين زمينه عمل کند. علناً بخش خصوصی هم وارد عرصه نشده،درجا زدن و شعار دادن آينده را تامين نمي‌‏کند و بايد با کار کارشناسي و استفاده بهينه از منابع و نيروهاي انساني، به فکر پيشرفت و توسعه کشور بود.

دكتر احمدي نژاد اسفند ماه 1385 پس از یک سخنرانی انتقادی رفسنجانی از دولت خود در زمینه خصوصی سازی::

ما می ‌دانیم شما از چه چیزی عصبانی هستید و علت عصبانیت خود را نمی‌ گویید ولی می‌ آیید و می ‌گویید که این دولت واگذاری نمی ‌کند، کسانی که در زمان خود اجازه نمی ‌دادند که مردم بقالی داشته باشند و می‌ گفتند که باید فروشگاههای زنجیره‌ ای دولتی ایجاد شود و مردم از این فروشگاههای زنجیره ای وسائل مورد نیاز خود را بخرند، حالا مدعی شده ‌اند".
وی در انتقاد از سیاستهای دولت اکبر هاشمی رفسنجانی افزود: "از پانزده سال پیش بحث سرمایه‌ گذاری مطرح شد ولی طبق آمار، سرمایه ‌گذاریهای جدید دولتی در طول این سالها پانصد برابر مقدار واگذاریها بوده است، این یعنی ایجاد محدودیت برای مردم و بازدهی کمتر".
من خيلي مي بينم اين روزها مرتباً مي گويند آقا سياستهاي اقتصادي دولت چيست؟ سياستهاي خارجي دولت چيست؟ يا بعضيها مي گويند دولت سياست اقتصادي ندارد. اولاً آن كسي كه اين سؤال را مي پرسد اساس سؤالش غلط و ضمناً خلاف واقع است. چرا غلط است؟ وقتي در كشور قانون برنامه و بودجه و چشم انداز مي نويسيم، يعني همه بايد اين را اجرا كنند. معنا ندارد كه هركسي بيايد بگويد همه اينها بروند كنار، ما مي خواهيم چيز جديدي راه بيندازيم. اين غلط است. سؤال غلط است. بعضي از اينها خودشان كساني هستند كه قانون برنامه را نوشته اند و معلوم است كه متوجه نشده اند چه نوشته اند يا اصلاً تصوري كه از يك قانون برنامه دارند تصور درستي نيست. قانون برنامه يعني سياستها و خط مشها اجرايي بشود و وقتي قانوني شد يعني همه بايد همين را دنبال كنند. اما غير واقعي است براي اينكه دولت سياستهاي روشني را دارد دنبال مي كند كه همان سياستهاي انقلاب و نظام است.



انقلاب اسلامي جنسش جنس نهضت انبيا و كربلاست.


براي همين است كه مي ماند و اثر دارد. اين نيست كه حالا يك انقلابي شده است، يك عده بروند كنار و ما سركار بياييم. خب حالا ما براي عالم وجود تخم دو زرده كرده ايم كه همة عالم بيايد، خدا هم كمك كند كه اينها كنار بروند و ما بياييم؟! حالا ما هم آمديم، ما هم مي خواهيم ببينيم غربيها و شرقيها چه مي گويند، فلان كتاب چه مي گويد، ما هم مي خواهيم اقتصاد درست كنيم. مي خواهيم مثلاً يك اقتصاد سرمايه داري يا نظام سياسي ليبرال را در اين كشور برپا كنيم. اين نيست.


گروهها، دسته ها و مجموعه هايى هستند كه باور كرده اند بايد حق بيشترى بگيرند. اينها در مبارزه با دشمن بيرونى همراه هستند. در دفاع از استقلال كشور همراه هستند. چه بسا در دفاع از آزادى هم همراه باشند، اما در اجراى عدالت صفها جدا مى شود. خيلى وقتها آدم ممكن است مجبور باشد با برادر و يار بيست ساله و بيست و پنج ساله خودش هم به خاطر اهميت ندادن و رد كردن توقعات بيجا و تقاضاهاى غيرقانونى برخورد بكند. مطمئن باشيد كسانى كه عادت كرده اند طى پانزده بيست سال با يك تلفن، با يك ارتباط و با يك تقاضاى معمولى همه نيازهاى خود و دوستانشان را برطرف كنند، وقتى مشاهده مى كنند كه اين راه به لطف الهى و به دست قدرتمند ملت ايران بسته شده است، حتماً ناراحت و نگران مى شوند...
[سخنرانى در جمع دانشجويان دانشگاه بيرجند - پنج شنبه 19 آبان 1384]
در ديدار با مردم بهار - پنج شنبه 1 تير 1385]

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

آقای خاتمی یک روز به جامعه دانشگاهي و نخبگان سفارش تهيه بسته هاي انتخاباتي مي دهد و چند روز بعد مي گويد " اگر کسي مي تواند با اختيارات موجود به عنوان رئيس جمهور در اجراي کامل قانون اساسي موفق باشد، بايد وارد صحنه شود و الا صلاح نيست که کسي بيايد...اگر کسي آمد ما هم پشت سر او هستيم."
يک روز در خارج از کشور در جمع خبرنگاران مي گويد اينجا در خصوص انتخابات سخن نمي گويم و همان روز در داخل کشور برايش جشن دعوت به انتخابات را مي گيرند و روز بعد از نگارش نامه خداحافظي از صحنه سياست و عدم حضور وي سخن به ميان مي آورند.


جدا از اين که خاتمي نهايتا در صحنه حاضر مي شود يا نه، اين نوع بازي با افکار عمومي آن هم براي چهره اي چون خاتمي که وجهه اي پوپوليستي در ميان جامعه دارد، خاطره خوشي در اذهان مردم باقي نخواهد گذاشت


يکي از سران کارگزاران در جلسه اي چنين مي گويد: «دليلي ندارد که موهبت تعيين تکليف وضعيت حضور خاتمي را نصيب اصولگرايان کنيم و ابهام يک استراتژي حساس براي ماست.» يکي ديگر از اعضاي سازمان مجاهدين نيز چنين مي گويد: «حتي اگر مطمئن شديد خاتمي نمي آيد تا دقيقه 90 نگذاريد که مردم از اين امر مطلع شوند.»

   آمدن يا نيامدن آقاي خاتمي مورد استقبال جريان اصولگرا و به طور مشخص حاميان دولت فعلي است يا نه نيز در نوع خود، موضوع جالبي است.

 اصولگرايان دوست دارند پيروزي دکتر احمدي نژاد در انتخابات آينده بر رقيبي قدرتمند همچون سيدمحمد خاتمي باشد. ضمن آن که حضور اين دو چهره مطرح کشور انتخابات را کاملاً دوگانه و هدفمند مي کند.

خاتمي و احمدي نژاد هر دو روساي جمهوري مردمي هستند که موفق شدند در انتخابات هاي زمان خود دو حماسه دوم خرداد و سوم تير را خلق کنند و بر خلاف نظرسنجي ها و تصورات سياسيون، با حمايت توده هاي مردم و با شعار تغيير وضعيت موجود بر رقباي خود پيروز شوند.

در واقع انتخابات اين دو فرد، برآيند دوبار تغيير ذائقه مردم در دو دوره 8 ساله است. اما جدا از استقبال اصولگرايان از حضور خاتمي، نکاتي را هم بايد در خصوص چرايي حضور ايشان در صحنه مطرح کرد.

 اين روزها که سخن از آمدن خاتمي است، بيشترين سخني که توسط هواداران و حاميان حضور وي در صحنه بر زبان رانده مي شود «حضور خاتمي متفاوت است» حسين مرعشي در اين خصوص چنين مي گويد: «من تصور مي کنم خاتمي به عنوان رييس جمهور آينده بايد کاملا با خاتمي گذشته متفاوت باشد. اگر من به جاي خاتمي باشم حتما با روش ها و مشي جديدي ظاهر مي شوم. خاتمي آينده بايد خاتمي اي باشد سياستمدار، فعال، پرتحرک، قاطع و داراي برنامه هاي نو و به دور از تعابيري از جنس اين که اگر بگذارند، آيا مي توانيم...»
ماشاءالله شمس الواعظين در اين راستا مي نويسد: وجه اشتراک آقاي خاتمي و احمدي نژاد آن است که هر دو تا چند روز پيش از انتخابات نمي دانستند رييس جمهور ايران خواهند شد اما آقاي خاتمي نتوانست خودش را جدي بگيرد و بر عکس او احمدي نژاد در صحنه بين المللي، خود را جدي گرفت و ادبيات خود را در صحنه داخلي و بين المللي حاکم کرد»
عبارت معروفي نيز ازعبدالله نوري در اين زمينه وجود دارد که گفته است: «خاتمي اگر مي تواند بايستد به صحنه بيايد»
لذا همانطور که مشخص است اصلاح طلبان به واقع هنوز بر شخصيت خاتمي حرف دارند و او را همان طور که بوده و هست قبول ندارند. اين حرف که خاتمي بايد تغيير کند بزرگترين توهين به شعور و شخصيت اين چهره مطرح سياسي کشور است چرا که نشان مي دهد افراد به اصطلاح حامي وي تنها قصد استفاده ابزاري از ايشان و چهره مردمي وي را دارند و او را تنها کسي مي دانند که مي توانند عامل وحدت جريان اصلاح طلب شود وگرنه شخصيت وي را اساسا قبول ندارند
آقاي خاتمي همانطور که پيشتر گفته شد ما از آمدن شما به صحنه انتخابات استقبال مي کنيم اما نگراني ما از جرياني است که در حال حاضر داعيه دار به ميدان آوردن شما شده است. آنان که هر 9 روز يک بحران براي دولت شما درست کردند اين بار نيز با به صحنه آمدن مجدد شما بار ديگر توهم درگيري با ساير نهادهاي نظام را در سر دارند. آنان حتي در مجلس ششم هيچ گاه نفهميدند که ديگر عضو و جزئي از حاکميت به شمار مي روند لذا دائماً به وضع موجود که خود باني آن بودند و بودجه و قوانين آن را تصويب مي کردند، اعتراض مي نمودند.


 نگراني ما از آنجاست که نکند بار ديگر اين جريان شما را به مقاومت در مقابل حاکميت و قانون دعوت کند و باز هم جامعه دچار تنش شود و اين آرامش چند ساله را از دست دهيد، حال خود مي دانيد که بياييد يا نه! ولي لازم است قبل از اين تصميم و اين که براي مردم يا نظام شروطي را بگذاريد، تکليف خود را با اين جريان روشن نماييد. مطمئن باشيد جرياني که خاطره اي فراموش نشدني براي هاشمي رفسنجاني در مجلس ششم خلق کرد با شما نيز بهتر از آن برخورد نخواهد کرد
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 
 نيامدن خاتمي در انتخابات آينده، تضاد دولت احمدي نژاد با دولت 8 ساله اصلاحات! قدرت و محبوبيت خاتمي و كروبي و البته احمدي نژاد و چند سوال از خاتمي و كروبي؛ موضوعات مختلفي كه درباره هركدامش مي‌توان جداگانه بحث كرد . درباره كانديدا نشدن خاتمي كه قبلا نظرم را گفته بودم و نوشته بودم كه خاتمي قطعا در انتخابات آينده نامزد نمي‌شود. به قول اكبر منتجبي فتح دوباره قله انتخابات براي خاتمي بيشتر از ديگران سخت است!دليل تبليغات اين روزهاي خاتمي  علي‌رغم نامزد نشدنش در انتخابات، اين كه خاتمي مي‌خواهد از اين فرصت براي تقويت جبهه اصلاح طلبان و نيز دفاع از خود استفاده كند.
به باور من همايش سه گانه‌اي كه اين روزها انجام شد بي‌حكمت نبودند. خاتمي قدرت خود را در به ميدان كشيدن مردان بزرگ جهان به رخ كشيد و در همايش خود نشان داد كه همچنان محبوب است، چنانكه مهدي كروبي نيز چنين كرد و سياستمداران ايران و ديپلمات‌هاي ريز و درشت را به ميدان حزبي خود فراخواند … اما اين نمايش قدرت ضلع سومي نيز داشت كه بسياري از دوستان آن را با سكوت توام كردند و آن سفري بود كه محمود احمدي نژاد به گيلان كرد و ريز و درشت را به خيابان كشاند تا به كساني كه مي‌گويند او با ريزش آرا مواجه شده يادآور شود كه همچنان پايگاه دارد و هستند خيل كساني كه او را همچنان بر ديگران ترجيح مي دهند.
 
 

قدرت خاتمي دردعوت از مردان بزرگ جهان و قدرت كروبي دعوت از سياستمداران ايران و ديپلمات‌هاي ريز و درشت مي‌دانیم. و قدرت احمدي‌نژاد؟ دعوت از مردم يا «به خيابان كشاندن ريز و درشت».

استقبال بي‌نظير مردم از احمدي‌نژاد، علي‌رغم مشكلات اقتصادي فراوان، دلايل فراواني دارد كه متاسفانه با سكوت آدم‌هاي سياسي روبرو شده، اما مردم كه چشم و گوششان به آدم‌هاي سياسي نيست، هست؟!  اما يك مساله همچنان باقي مي‌ماند، آنهم اينكه مرد قدرتمند اصلي از ميان اين سه نفر چه كسي است؟ و به چه دليل؟ خاتمي به خاطر دعوت از رهبران خارجي؟ كروبي به علت دعوت از مردان حزبي؟ يا احمدي‌نژاد و دعوت از مردم عادي؟ به نظر من نكته اصلي تشخيص همين تفاوت‌هاست . من مي‌گويم شايد خاتمي اين هنر را داشته باشد كه رهبران سابق جهان را به ايران بكشاند (كه البته هيچكدام‌ آنها در حال حاضر نقشي را در دنيا بازي نمي‌كنند) و كروبي هم شايد بتواند آدم‌هاي سياسي و حزبي و ديپلمات‌هاي خارجي را به كنگره حزب اعتماد ملي بكشاند (و حزبش را به اعتماد بين‌المللي تبديل كند!) اما هنرمند اصلي اين روزها چه كسي است جز محمود احمدي‌نژاد كه همچنان مردم ايران را پشت سر خود دارد؟ فراموش نكنيم كه در انتخابات آينده، اين مردم ايران هستند كه بايد رييس جمهور كشورشان را انتخاب كنند نه مری رابینسون و كوفي عنان و سفير سابق سوريه! غير از اينست؟
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

جهت اعلام اعتراض به حکم صادره از سوی دستگاه قضایی برای مدیر مسئول سایت خبری تحلیلی عدالتخانه، فرم زیر را تکمیل و ارسال نمایید.

یک رونوشت از این نامه به روابط عمومی قوه قضاییه ارسال می شود

برای امضای این نامه به پایین صفحه مراجعه کنید.

جهت امضا در این مکان کلیک کنید

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 
بردار گرامی جناب اقای نماینده  این طور که به نظر میرسد شما مسائل را خیلی قاطی کرده اید مردم عکس ارشیوساری در محاصره سیل طوفان شما به دنبال مدرک کردان هستید حتما فراموش کرده اید که مردم ما به شما رای نداده اند تا به دنبال صحت مدرک بروید بلکه رای داده اند تا به فکر انها باشید نمی دانم که ایا به مناطق طوفان زده ساری رفته اید یا نه چون اگر رفته باشی لحاف ملا را بی خیال می شوی و کمی به فکر این امت مظلوم تر از فلسطین می افتی .

آقای نماینده مردم ما خیلی مظلومند و مظلومیت انها همین بس که حتی سایتها خبری و رسانه های محلی تنها گوشه کوچکی از این خسارت بزرگ را به تصویر کشیده اند و حتی بعضی از این سایتها از اوردن این فاجعه در تیتر اصلی شان هم امتناع کرده اند چندین روستا به طور کامل ویران شد مردمانی یک شبه تمام هستی شان را از دست داده اند چو پانان و دامداران مرغداران تمام سرمایه هاشان رفت ای کاش امار واقعی از تلفات انسانی هم باشد که میدانم نیست چه می شد  مردم ما هم مثل کردان برایتان عزیز بودند شاید در مجلس کمی از ما هم دفاع می کردید نمی دانم ایا میدانی یا نه صدها نفر در این باران بی خانمان هستند صد ها خانه بدون سقف می باشد وپولی در جیب شان نیست تا بتوانند سقف خانه خود را تعمیر نماید یا خانه خود را از نو بسازند خانه های بدون سقف هم حتما در این باران خراب می شوند آقای برادر! کاش  می شد تا اسفند ۸۶ تکرار می شد تا ما رای هایمان را پس می گرفتیم ای کاش ولی حیف...

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  حتما ماجرای تولد ملکه انگلستان را در خرداد ماه 86 به یاد دارید.

جشن تولدی که در آن ایام سوگواری در سفارت خانه کثیف انگلستان صغیر بر پا شد و گروهی از بی غیرتان فارسی زبان نیز به آن دعوت شده بودند. مراسمی که گروه زیادی از فرزندان انقلاب با آن مخالفت کردند و در مقابل سفارت تجمع کرده که نهایتا منجربه کتک خوردن دانشجویان و جوانان معترض از نیروهای حفاظت سفارت و بر پا شدن این مراسم با حضور عده ای فارسی زبان فاسد بود.

اما مثل لینکه جدیدا استفاده از سفارت خانه ها در تهران به عنوان خانه فساد مد شده و اکنون سفارت هند در تهران اقدام به برپایی مراسمی در تاریخ پنجشنبه 25 مهر ماه با حضور تعداد زیادی از خواننده های رپ فارسی نموده (همان هایی که میگویند زیر زمینی هستند)

جالب اینجاست این مراسم مثل کنسرت های عادی دارای بلیط ورودی بوده با و شماره تلفن (5...2256)میتوان بلیط 20 هزار تومانی مراسم را رزرو نمود  همچنین در تبلیغات این مراسم اعلام شده نگران نباشید بوفه برای ارائه انواع مشروب موجود است. در تبلیغات این برنامه اسم 20 نفر از رپرهای معروف ایرانی حاضر در مراسم به چشم می خورد. (بدلیل غیر اخلاقی بودن متن دعوت نامه و تبلیغات مراسم فقط به گوشه هایی از آن اشاره گردید)

و در نهایت جالب ترین نکته مراسم این که اعلام شده حفاظت مراسم توسط اماکن نیروی انتظامی چند نفر بادی گارد خصوصی از طرف خانه فساد هند تامین شده است.

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

جمعشان جمع بود، همه بودند، جمعیت "موتلفه" تشکیل داده بودند: "قریش"، "بنی نضیر"، "بنی اسد" و... . یکی یهودی، یکی مشرک، یکی کافر، یکی منافق؛ همه بودند. "اجماع"بلندبالایی تشکیل شد و همه به نفع "ابوسفیان" وارد گود شدند. اما لشکر حق تنهاتر از این حرفها بود. نسبت نیروهای مبارز 10به3 بنفع لشکر باطل بود و نسبت تجهیزات و ساز و برگ جنگی نیز به همین ترتیب.

عده ای سست ایمان ولی "مدعی 2آتشه ی اصولگرایی" از درون سپاه پیامبر وقتی متوجه عِده و عُده ی "احزاب" شدند،خطاب به الباقی سپاه، فریاد "لامقام لکم فارجعوا" را سر دادند تا پروژه ی "عبور از پیامبر(ص)" را عملی سازند. اما به لطف امدادغیبی پروردگار و تاکتیک "سلمانی"، سپاه اسلام پیروز و مهر خاتمه بر تمام خیانت پیشگی های لشکر کفر زده شد و تا مدتی طولانی جریان نفاق به لانه ی خاموشی خزید. اما...

                  

اما جنگ احزاب با خیانت امثال "عبدلله بن امی" و هلاکت "عمربن عبدود" و "نوفل بن عبدلله" تمام نشد. جنگ احزاب همواره در رگهای تاریخ جریان داشته و "حال" هم از این قاعده استثنا نیست. این اسمها و عناوین هستند که تغییر می یابند. "فلان بن فلان"، "ابن فلان" و "ابوفلان" جای خود را به دکتر فلانی، حجت الاسلام دکتر فلانی و دکتر خلبان فلانی داده اند، یمین ویسار و قلب لشکر را هم داده اند به آن مجمع و جامعه و جمعیت و این مرکزپژوهشها و تحقیقات استراتژیک و... .

اما جنگ احزاب فقط این بارزه را نداشت که همه شر علیه همه خیر بسیج شدند بلکه نکته ی دیگری که در این صف بندی وجود داشت آن بود که عاقبت با متقین بود و تا مدتهای مدیدی سلسله فتنه های باطل اندیشان به محاق سکون و رکود فرو رفت و این نکته ایست که سفیانی های امروز بایستی بدان توجه کنند.

"دو جريان الان عليه اين دولت وجود دارد: يك جريان، جريان داخلى است؛ يك جريان هم جريان خارجى است كه او مهمتر است. الان شما اگر رسانه‏هاى دنيا و حرفهاى محافل خبرى دنيا و محافل سياسى دنيا را نگاه كنيد، مى‏بينيد همه‏شان - واقعاً مثل جنگ احزاب - دست به دست هم داده‏اند و دارند فشار مى‏آورند كه اين دولت را بكوبند. هدف واقعيشان هم اين دولت - يعنى آقاى احمدى‏نژاد و شماها - نيست؛ البته آماج اين دعواها شمائيد؛ اما هدف واقعى، انقلاب است؛ هدف واقعى، نظام است. شماها هم چون حرف نظام را ميزنيد، طبعاً آماج اين تهاجمها قرار ميگيريد"

"و لَمّّا رَأُ المؤمِنونَ الاَحزابَ قالوا هذا ما وَعَدَنا اللهُ و رَسولُهُ و صَدَقَ اللهُ و رَسولُهُ و ما زادَهُم اِلّا ایماناً و تَسلیماً"

                                                                                     کپی شده از وبلاگ خاکریزیسم

 

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 
   
 آقای حسن روحانی شما قرآن نخوانده اید!


حسن روحانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است: الان مشکل اینجاست که هم غربی‌ها به ما اعتماد ندارند و هم ما به آنها اعتماد نداریم. +

ولن ترضی عنک الیهود و النصاری حتی تتبع ملتهم

سوره بقره آیه ۱۲۰

وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ

أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِي جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ 

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، [تا به طور كامل‏، تسليم خواسته‏هاى آنها شوى‏، و] از آيين [تحريف يافته‏] آنان‏، پيروى كنى‏. بگو: (هدايت‏، تنها هدايت الهى است‏!) و اگر از هوى و هوسهاى آنان پيروى كنى‏، بعد از آنكه آگاه شده‏اى‏، هيچ سرپرست و ياورى از سوى خدا براى تو نخواهد بود.

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

بعضی ها می گویند "بد" کار کرده، بعضی های دیگر می گویند "خوب" کار کرده؛ بعضی ها می گویند از وقتی رییس جمهور شده گرانی بیداد می کند و بعضی های دیگر می گویند از موعد آمدنش تا بحال پروژه های عمرانی بی شماری افتتاح شده و بیکاری بشدت کم شده. یکی قیمت برنج و مرغ و پودر شوینده را بعنوان شاهد مثال حرفهایش می آورد و آن دیگری ساخته شدن کارخانه و بیمارستان یا لوله کشی آب یا گاز را مصداق ادعاهایش قرار می دهد و... .

این روزها از این قبیل "گفت و شنودها" میلیونها بار در کوچه و بازار و اداره و تاکسی و ... تکرار می شود و مفاهیمی چون "گرانی"، "قیمت"،"پول"و "ثروت" تبدیل به ادبیات رایج و "غالب" بسیاری از مردم، نخبگان و مسئولان شده و سایر مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به اولویتهای دسته چندم و حتی بی اهمیت آنان تبدیل گشته است.

اگرچه در روایاتی توانگری و کسب روزی با حصول شرایطی، امری محبوب و پسندیده به شمار آمده است اما اینکه مادیات جریان مسلط و غالب را در زندگانی ما تشکیل دهد، بی گمان انحرافیست بزرگ که سرآغاز انحطاطی بزرگ را انذار می دهد.

       

این انحراف همان زاویه ی دیدی است که یا به جریانات دینی و فرهنگی کاری ندارد و یا اینکه با زاویه ای مادی و از موضع "منفعت طلبی" به قضایا می نگرد. بعنوان نمونه در هفته های پیشین شاهد آن بودیم که رییس سازمان میراث فرهنگی در اظهاراتی کشور ایران را دوستدار مردم اسراییل توصیف کرده بود اما این اظهارات که واکنشهای تندی را از سوی مراجع و سایر مسئولین متدین کشور درپی داشت، تکان آنچنانی را در مردم بروز نداد اما گرانی چند ده تومانی متاعی می تواند چند روزی گرمی بازار بحث و گفتگوهای بسیاری از مردم را تامین کند.

هر روزه در سطح صدا و سیما و سایر رسانه های کشورمان شاهد آن هستیم که مستمرا بر عملکردها و فعالیتهای دولت در عرصه صنعت، تجارت، اقتصاد و ... تمرکز می شود و گاهی کارنامه ی او را با پیشینیان مقایسه می کنند اما وقتی صحبت از "زنده‏كردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام و مقابله با كسانى كه مي‌خواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند" توسط این دولت می شود، وقتی صحبت از "روحيه‏ مردمى و خاكى اين دولت" و "کم شدن فاصله ی دولت نهم با طبقات محروم کشور" می شود و وقتی حرف از عمل به مبانی اسلامی و شیعی  در این دولت به میان می آید از این میزگردها و مقایسه ها هیچ خبری نیست و تنها و تنها رسانه ای به نام "رهبری معظم انقلاب" است که با تیزبینی مثال زدنیشان این نقاط را می بینند و گوشزد سایرین می نمایند.

کوتاه سخن آنکه در قریب به اتفاق روایاتی که در باب "فقر" یا "تامین معیشت مردم" و "مسئولیت حاکم" آمده است در کنار وجوه کاملا مادی این مسائل، توجه اصلی به زوایای ارزشی و الهی آنها شده است. اگر رسول الله(ص)می فرماید: "نزدیک است که فقر به کفر انجامد" در ادامه می فرماید: اگر "رحمت پروردگار من" به فقرای امت نبود اینگونه می شد. اگر از اهمیت تامین رزق و روزی سخن گفته در کنارش از آنکه روزی بعضی از مردم توسط بعضی از مردم دیگر "باذن پروردگار" داده می شود، بیان به میان آورده است و...

                                                                                              یا علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

هاشمی رفسنجانی که چندی بود شخصاً در فضای انتقادی تند علیه دولت ورود نمی کرد، در جمع فعالان اقتصادي استان خراسان رضوي در اتاق بازرگاني، صنايع و معادن مشهد، این روند را به روال سابق تغيير داد و از زاویه ای که پیش از این نیز حداقل 3 بار در مجامع عمومی دولت را مورد انتقاد قرار داده بود، ادعا کرد خصوصي‌سازي انجام‌شده، با نظر مجمع مطابق نيست.

 این اظهارات در حالی بیان می شود که برخی منابع نزدیک به وی احتمال کاندیداتوری او در انتخابات آینده ریاست جمهوری را منتفی نمی دانند و مواردی مانند شکست سال 84 را مانعی جدی برای رقابت مجدد وی با احمدی نژاد تلقی نمی کنند.

بر این اساس، هاشمی آنچنانکه در سال 83 نیز عمل کرد تا دقیقه 90 حضور قطعی خود در انتخابات را مبهم خواهد گذاشت اما در این فاصله 10 ماهه بر حجم دیدارها و اظهارنظرهای انتقادآمیز درخصوص مسائل روزمره خواهد افزود.

برخی ناظران، افزایش دیدارهای اخیر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اقشار گوناگون و بازدیدهایی مانند بازدید از تونل در حال احداث متروی تهران، پوشیدن لباس ایمنی کارگران در حال بازدید و انتشار عکس های این بازدید را جزء تاکتیک های تبلیغاتی این نامزد احتمالی قلمداد می کنند.

اگرچه برخی تحلیلگران سیاسی نيز احتمال کاندیداتوری مجدد هاشمی با توجه به جایگاه وی در مجلس خبرگان رهبری را بعید ارزیابی می کنند و در این زمینه به سن و سال این سیاستمدار نیز نیم نگاهی دارند.

با این حال، هاشمي در سخنان اخیر خود در مشهد در شرایطی وضعیت خصوصی سازی در دولت نهم را زیر سؤال برده و حتی ادعا کرد "رهبر انقلاب به ما دستور داده بودند که با دولت مدارا کنیم و در این 3 سال مدارا کردیم" که خصوصی سازی انجام شده در 5/2 سال اول این دولت معادل 15 سال قبل تر از آن بوده است.

از سوی دیگر، رئیس جمهور و سخنگوی دولت بارها با انتقاد از نحوه خصوصی سازی در دولت های موسوم به سازندگی و اصلاحات این نحوه واگذاری ها را اختصاصی سازی نامیده بودند.

این در حالی است که در جریان واگذاری های اخیر مانند واگذاری سهام فولاد خوزستان و 5 درصد سهام شرکت ملی مخابرات ایران، این واگذاری ها به صورت شفاف در قالب بورس انجام شده است.

مجمع تشخیص مصلحت سال گذشته در شرایطی که بورس ایران در سال 86 تنها 7 هزار میلیارد تومان سرمایه جذب کرده بود، در الحاقیه ای به بودجه 87 که با اعتراض اغلب نمایندگان اقتصاددان مجلس نیز مواجه شد و آنان تصویب این الحاقیه را خلاف قانون و آیین نامه می دانستند، دولت را مکلف به جذب حدود 40 هزار میلیارد تومان از محل واگذاری ها کرد که این موضوع نیز مورد اعتراض نمایندگان واقع شد اما نهایتاً با مقاومت حدادعادل رئیس وقت مجلس تصویب شد.

بنابراین، حتی چنانچه اظهارات هاشمی ناشی از خیز تبلیغاتی وی برای انتخابات ریاست جمهوری آینده نباشد، می تواند نوعی فضاسازی برای متهم کردن دولت به عدم اجرای قانون برنامه بودجه سال 887 باشد.                                                                  علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

با وجود آنکه اعضاء ارشد حزب کارگزاران سعی می کنند با اعلام حمایت از خاتمی اظهارات چندی پیش حسین مرعشی مبنی بر عبور از خاتمی را توجیه نمایند، ارگان های رسمی و غیر رسمی این حزب همچنانا خاتمی را از حضور در انتخابات بر حذر می دارند

           .سید

سخنگوی حزب کارگزاران در گفتگوی خود با روزنامه اعتماد که 13 تیرماه منتشر شد، از تمایل این حزب به تشکیل کابینه وحدت ملی خبر داده و گفته بود که اصلاح طلبان باید جريان رقيب را متقاعد کنند تا به سمت شخصيتي پيش بروند که مي تواند در جبهه اصلاحات هم مورد اقبال نسبي قرار گيرد. وی در ادامه بدون اشاره به خاتمی، از روحانی، ناطق نوری و ولایتی نام برده بود.

با این حال، روزنامه کارگزاران به عنوان ارگان رسمی این حزب در یادداشتی با عنوان "چه کسی تدارکچی است"، به انتقاد از خاتمی و عملکرد او در دوران ریاستش بر قوه مجریه پرداخته و نتیجه گرفته است چرا دوباره این تدارکاتچی قصد کاندیداتوری دارد؟

                                                  

نویسنده این گزارش با اشاره به اظهارات خاتمی که خود را تنها یک تدراکاتچی معرفی کرده بود، آورده است: نوع حضور آقای احمدی‌نژاد که حتی بدون سابقه تصدی یک وزارتخانه پا به عرصه مدیریت کلان کشور نهاد، گزاره‌های جدیدی را پیش روی اصلاح‌طلبان قرار داده است؛ گزاره‌هایی که پیش فرض آنان مبنی بر  را زیر سوال برده است.

وی در ادامه با بیان اینکه بحث تمنای حضور رئیس جمهور پیشین در انتخابات پیش رو گرم است، بایستی بار دیگر به تجربه هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی نگریست، می افزاید: این بار اما باید با دقت بیشتری میان شخص سید محمد خاتمی و مقام ریاست جمهوری تفکیک قائل شد و پرسید که آیا اگر هر شخص دیگری نیز رئیس جمهور عصر اصلاحات بود آخرالامر به این باور می‌رسید که «رئیس جمهور تدارکچی است»؟ یا اینکه حاصل جمع شخصیتی با ویژگی‌های آقای خاتمی و مقام ریاست جمهوری موجب پدید آمدن چنین گزاره‌ای شده است.

نگارنده این گزارش همچنین اضافه کرده است: اگر آقای احمدی‌نژاد در مقام ریاست جمهوری این حق را برای خود قائل است که سازمان برنامه و بودجه را با آن همه سابقه حتی زمانی که مجلس اصولگرا با چنین امری مخالف است، با یک دستور خود منحل کند و برای خالی نبودن عریضه آن را به یک معاونت جدیدالتاسیس بدل نماید، چرا آقای سید محمد خاتمی در زمان احراز پست ریاست جمهوری با توجه به شعارها و آرمان‌های جریان اصلاحات و التزامی که نسبت به رعایت حقوق قانونی شهروندان در خود احساس می‌کرد، توانایی برپایی مثلا یک معاونت ذیل مقام ریاست جمهوری تحت عنوان «حقوق بشر» را نداشت یا کتاب‌های درسی که جهت آموزش حقوق شهروندی به دانش‌آموزان به سفارش وزارت آموزش و پرورش دولت ایشان تهیه و چاپ شد، پیش از توزیع سوزانده می‌شوند؟ آیا واقعا رئیس جمهور در ساختارحقوقی کنونی همانقدر محدود است که آقای خاتمی به ما نشان داد؟ یا ویژگی‌های شخصی ایشان را نیز باید در به وجود آمدن چنین پیش فرضی دخیل دانست.

   

سید محمد خاتمی

این گزارش در پایان در راستای اجرایی کردن طرح حزب کار گزاران خاطرنشان کرده است: آیا واقعاً لزومی به تجربه مجدد درهم آمیختگی این ویژگی‌های شخصیتی با بالاترین مقام اجرایی کشور وجود دارد، یا اینکه می‌توان درپی تجربه چهره‌های محبوب دیگری در جبهه اصلاحات بود که می‌توانند نمایشی متفاوت از در اختیار گرفتن قوای اجرایی کشور توسط یک رئیس جمهور اصلاح‌طلب را به صحنه آورند؟

پیش از این نیز هفته نامه شهروند امروز در سرمقاله خود به خاتمی هشدار داده بود که برای خفظ اصلاحات از حضور در رقابت های انتخاباتی صرف نظر کند.

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

حقیقتا بیان گزافی نیست این مدعا که اساس "اصلاح طلبی دوم خردادی" برپایه ی "فریب" و "نیرنگ" استوار شده است زیرا استقراء از نمونه های فراوانی که دراین باره از این جماعت سراغ داریم ما را به همین نتیجه ی اسفناک رهنمون می سازد. توجه بفرمایید:

 - "محمدعلی ابطحی" در مصاحبه ای در پاسخ به سوال مصاحبه کننده که از وی پرسیده بود: "چه شد که اصلاح طلب ها بعد از آن همه حملات تخریبی که به آقای هاشمی داشتند الان پشت سر ایشان قرار گرفته اند؟" این گونه پاسخ می گوید:

                  در کنار فاطمه معتمر آریا (بازیگر)      

                              

" این بر اساس سیاست عملگرایانه است که اصلاح طلب ها الان از آقای هاشمی حمایت می کنند و من کاملا" با این نوع سیاست عملگرایی موافقم و معتقدم درمقطع کنونی نباید هیچ اصلاح طلبی با آقای هاشمی برخورد تقابلی داشته باشد. در سیاست هیچ چیزی آرمانی نیست. ممکن است در حوزه سیاست کسی آرمانی حرف بزند اما همین آرمانی حرف زدن ها هم یکی از وسایل پیشرفت کار این فرد است نه واقعیت اعتقاداتش. به همین دلیل من عمل گرایی را خیلی ترجیح می دهم و اساسا" آدم عملگرایی هستم و معتقدم سیاست هیچ چیز ثابتی ندارد... ."

این اعتراف، یک نگاه کاملا ماکیاولیستی و فریبکارانه را که خیلی عریان و واضح زاویه ی انحراف تفکر این جماعت را نشان می دهد، فریاد می زند و در واقع مرامنامه یا مانیفست نانوشته ی[یا شاید هم نوشته!] این دسته، همین اصل است!

 

- بخاطر بیاوریم دوران ترکتازی دوم خردادیها را در قوای مجریه و مقننه؛ هیچ گاه تلخی اهانتهای مداوم این حضرات به امام راحل(ره) را نمی توان فراموش کرد؛ از حمله به امام در بازخوانی ماجرای عزل منتظری آن هم پس از ده سال تا ادعای گرفتن تابعیت فرانسه توسط حضرتشان و تا ادعای به موزه های تاریخ سپرده شدن اندیشه های آن امام و ... . اما همین حضرات که یا قائل این هزلیات بودند یا از دوستان آنان بودند که در مقابل این اهانتها "سکوت مطلق" را پیشه ساخته بودند، در انتخابات مجلس هشتم و با دیدن رویکرد جدی مردم به خط امام خمینی(ره) زاویه ی شعارهایشان را کاملا عوامفریبانه از توسعه ی سیاسی و آزادی بیان و زنده باد لیبرال دموکراسی به سمت "دفاع از اندیشه های امام" و "مبارزه با تورم و گرانی" و ... در عین بی اعتقادی به این شعارها سوق دادند و به بهانه دفاع از خط امام چه فریادها که بر سر این دولت نکشیدند!

بیان نمونه های دیگری از فریبکاری و اخلاق ماکیاولیستی مدعیان اصلاح طلبی نظیر ماجرای قتلهای زنجیره ای یا اساس تشکیل دوم خرداد و رای محمدخاتمی و ... خود مثنوی مستوفایی می طلبد اما ذکر نمونه ی جالب دیگری از این فریبکاری ها که بی مناسبت با ایامی که در آن هستیم نیز نیست، خالی از لطف نیست.

تیر فریبکاری دوم خرداد در ماجرای حادثه ی کوی دانشگاه، این بار نه توده های مردم بلکه طبقه ی نخبه ی جامعه یعنی دانشجویان را سیبل کرده بود تا از آن طریق افکارعمومی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد وگرنه چه معنایی داشت که دانشجویان یکدفعه در بحبوحه ی امتحاناتشان به یاد آزادی بیان و دفاع از قانون مطبوعات بیفتند.

             

    

                                           

 

استعفای معین در کوران حادثه و نیز تشجیع دانشجویان توسط موسوی لاری نیز آتش این "فتنه" را شعله ور می ساخت. بحث تحریک دانشجویان به این 2نفر ختم نمی شد، مصطفی تاج زاده، محتشمی پور، عبدلله نوری و ... نیز مشارکت فعالی در فریب و فتنه گری در این غائله داشتند و بدبختانه باید به این امر اذعان کرد که دانشجو در این حوادث فریب خورد و بد هم فریب خورد از آن باب که آلت و نردبانی شد برای عده ای که قصد براندازی یا ساقط کردن ولی فقیه و یا حداقل تصرف مجلس ششم را داشتند. حرفهای مقام معظم رهبری در 22تیرماه همان سال که این فتنه را نیز "عقیم" گذاشت، در این باره شنیدنی است:

 

"حرف من به دانشجويان اين است كه مراقب دشمن باشيد؛ دشمن را خوب بشناسيد؛ مبادا از شناسايى دشمن غفلت كنيد. غريبه‏هايى را كه در لباس خودى خودشان را در همه جا داخل مى‏كنند بشناسيد؛ دستهاى پنهان را ببينيد. هيچ كس به‏خاطر غفلت ستايش نمى‏شود. هيچ‏كس به‏خاطر چشمها را بر هم گذاشتن، مدح نمى‏شود. اگر بر آدم غافل ضربه‏اى وارد شد، اوّل كسى كه مسؤول و مذموم است، خود اوست؛ مراقب باشيد. دانشجو، قشر فاخر و با ارزشى است. دشمن، دانشجو را هدف گرفته است. چند سال است سعى مى‏كنند بلكه بتوانند دانشجويان را در مقابل نظام قرار دهند؛ اما موفّق نشدند؛ بعد از اين هم موفّق نخواهند شد. اگر يك عدّه نفوذى خواستند از فرصتى استفاده كنند و از آب گل‏آلودى ماهى بگيرند - وارد اجتماع دانشجويان شدند و شعارهايى درست كردند و حرفهايى زدند - خيال نكنند كه ما اشتباه خواهيم كرد؛ نه، ما اشتباه نخواهيم كرد. ما مخاطب و طرفِ خودمان را مى‏شناسيم. دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به اين كشور است. دشمن است كه مى‏خواهد با نام دانشجو يا با نام نفوذ در ميان دانشجويان، فساد و تباهى كند؛ خود دانشجويان بايستى هوشيارانه متوجّه باشند.
در يك چنين موقعيّت و فصل حسّاسى مثل اين فصل سال - فصل امتحانات دانشجويى، فصل كنكور؛ كه همه خانواده‏هايى كه جوانى دارند، اين فصل كه مى‏شود، همه همّت خودشان را مى‏گذارند كه جوانشان حواسش جمع باشد و بتواند در امتحان يا در كنكور موفّق شود - آن كدام دستى است، آن كدام دشمن آينده اين مملكت و دانشگاه اين مملكت است كه اين طور جوانان را به يك سمت انحرافى مى‏كشاند، سرگرمى درست مى‏كند و تشويق مى‏نمايد به اين كه سراغ درس و سراغ امتحان نرويد؛ اجتماع كنيد؟! اوّل كسى كه اين جا بايد هوشيارانه چشم خود را باز كند و تصميم بگيرد، خودِ دانشجوست."

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرتبط:

- ماجرای کوی دانشگاه چگونه آغاز شد؟

- نگاهی به عوامل پدیدآورنده حادثه کوی دانشگاه
نقل از خاکریزیسم

جای شما خالی عجب کشور زیبایی داریم حالا در گیریم زیاده بعدا خاطراتو واسطون میزارم

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

به نظر من اگر روزی بواسطه ی پررویی و سماجت احمدی نژاد روی اصل"دولت اسلامی"، "تمدن اسلامی" هم پس از سالها مجددا احیا شد، در کنار افرادی که در تحقق این مهم نقش بسیار موثری را ایفا کردند بایستی اسم هایی چون، "حسین مرعشی"، "محمدباقر نوبخت" و این آخری، "رسول منتجب نیا" را با فونت درشت(ترجیحا فونت تیتر یا جدید!) نوشت و بر سر دروازه های آن تمدن معهود نصب کرد![البته بدون در نظر گرفتن حسن فاعلی!]

عرفانی و مودبانه اش می شود همان مثل معروف "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!" و عوامانه اش هم می شود حکایت ملیح و معروف فرقه ی "غضنفریه!" که قدمتی به طول تاریخ دارد! اگر من جای احمدی نژاد یا صفارهرندی بودم یک کادوی پر و پیمان به ضمیمه ی یک لوح تقدیر فاخر به حسین و محمدباقر و رسول و سایر غضنفرهای کارگزاران و روحانیون مبارز و مشارکت می دادم تا با این امر موجبات تکمیل انتحار سیاسی این عزیزان فعال و مودب را فراهم سازم. واالله!

شیخ رسول منتجب نیا که یک تودهنی جانانه در انتخابات اخیر نوش جان فرمودند و در پرونده قتلهای زنجیره ای هم با همان مصطفی کاظمی معروف "پیمانه" رد و بدل می کرده اند، این گونه در کلام پرتاب کند که:

 

                             

                               رئیس جمهور

  

 

"- بین خواص شایع است كه [احمدی نژاد] گاهی سر سفره خوراك، یك بشقاب و قاشق و چنگال را در جای خالی كنار گذاشته و اظهار می‌كنند این برای آقا امام زمان است.

- شخصی نقل كرده است، روزی یكی از نزدیكان رئیس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اینكه امام جماعت، مقام رهبری است با او به محلی رفتیم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكیل شد در حالی كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌ای پهن است، وقتی سوال كردم كه رهبری كی تشریف می‌آورند؟ گفتند: هیس ! امام جماعت، حضرت ولی عصر(عج) است.

 

- نماینده‌ای از شورای اسلا‌می، نقل می‌كرد روزی در ملا‌قات رئیس‌جمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت: <كسانی كه با ایشان در تماس هستند، گفته‌اند> و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار كرده است: ایشان تصور می‌كند من رئیس‌جمهور او هستم، من رئیس‌جمهور امام زمان(عج) می‌باشم."

 

کار به تهمت و افترا به احمدی نژاد ندارم چون در حقیقت هر نوباوه ای هم که این چرندیات را می شنود، آن را به حساب حماقت گوینده اش می گذارد. مقصودم، لطف بی منتهای پروردگار متعال به بچه حزب اللهی هاست که دشمنان تشنه به خونشان را از زمره ی "حمقاء" قرار داده است. فکر کنم دعای مستجاب احمدی نژاد هم همین عبارت معروف باشد.

 

الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا !

                 

ما رو حلال کنین قراره یک مسافرت شمال،اردبیل،قم،شیراز و در کل ایران گردی بریم               

 

        کپی شده از وبلاگ خاکریزیسم

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

۳/۴/سال عشق و مهرورزی

از این دولت اصولگراتر پیدا نخواهید کرد(حضرت آقا)

سالروز حماسه سوم تیر ماه، روز انتخاب مرد عدالت و مهرروزی گرامی باد

بر خود می بالیم که رهبر و رئیس جمهور ارزشی مان از تبار بسیجیانی هستند که حضرت روح الله آن را شجره طیبه نامید.

با احـــــمدي عزيــــز پيــــــمان بســـــــــــــتيم

دلـــداده ی اخــــلاص و تــــلاشش هســــتيم

هر چند معـــاويه قحط نمــــود چــــاي و بـــرنج

بـا عشـــق بــه مـــــولا كمــــرش بشكســـتيم
---------------------------------------------
برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت                   

                                                                یا حسین

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحيم
و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معكم انّما نحن مستهزءون                                        

عجب نيست كه در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استكبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انكار بر روي فرزندان حقيقي روح الله بركشند؛ اين آئين تاريخ است كه مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.
كساني كه صرف همراهي جسماني با خميني كبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است كه نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند كه براي جوانان امروز مغتنم باشند.

آقاي محتشمي كه مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اكنون كه نزديك به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم كه بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم كه اثر ملكوتي او را در دل و جان زنده كند. عجيب است نه آنگاه كه هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه كه رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناك هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!

آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست كه سكوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.

آقاي محتشمي!
لحن شما آكنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند كه اكنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اكنون كه رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت كرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را كدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما كسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها كه از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.

آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملكوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميكنم: «فمن نكث فانّما ينكث على نفسه». آن كسانى كه از راه انقلاب برگردند، مثل كسانى هستند كه در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميكنند، اما يك ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميكنند. اين مثل همان كسى است كه از اولِ روز، روزه نگرفته است.»

آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شكسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافكنده يك ريزش ديگر كرده ايد. شما را نصيحت مي كنيم كه به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي كوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد كه فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني كبير (ره) است.
---------------------------------------------
برای آفرینش یک نهال عدالت دل هزاران طلحه و زبیر را باید شکست و اینک این ما هستیم و تلاش سایبریمان در آفرینش نهال عدالت ...

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

دكتر سروش: من ایمان خود را از عارفان گرفته ام نه از فقیهان.

 

دکتر سروش

 

اتفاقآ به نظر من جناب سروش كار خوبي كرده اند كه ايمان شان را از فقيهان نگرفته اند چون فقيهان فقط به امور فروعات و بايد و نبايدها و احكام شرع مي پردازند اما من نمي فهمم كه جناب سروش كه ادعاي محقق بودن و مخالفت با تقليد دارند، چرا در زمينه ايمان از عرفا تقليد مي كنند؟ اصولاً مگر نبايد امور عقلاني و اصول ايماني دين را با عقل و تحقيق خود كسب كنيم؟ سوال ديگر اينكه آيا جناب سروش به فروعات دين عمل مي كنند؟ اگر جواب مثبت است ايشان نماز و روزه و خمس و زكات خود را چگونه و مطابق حكم كدام مرجع انجام ميدهند؟ اگر خودشان مجتهدند كه هيچ و اگر نيستند چگونه تقليد مي كنند در حالي كه منكر تقليد كردن هستند؟ به نظر مي رسد كه جناب سروش علي رغم ادعاهاي خود نه تنها مقلد هستند بلكه مقلد پرور نيز هستند زيرا بسياري از شاگردان و پامنبري هاي ايشان حتي از نحوه نگارش ايشان تقليد مي كنند . مفاهيمي چون "ذاتي و عرضي دين" در سخنان مقلدين سروش فراوان است. جناب سروش! چرا به پامنبري هايتان انديشيدن را نمي آموزيد و فقط مقلد هاي طوطي صفت پرورش مي دهيد؟

دكتر سروش: شما فقیهان به فکر جوانانی باشید که دین شان را از دست شما می گیرند و به تشویق و تبلیغ شما دل در گرو آئین محمدی می نهند و ناگهان و نامنتظرانه چشم می گشایند و بوی خون و خشونت از دهان معلمانشان می شنوند و ناچار "چو بید بر سر ایمان خویش می لرزند".

دكتر سروش: بازگشتن به فضای ماقبل ارتدکسی و بهره جستن از دانش ها و پژوهش های نوین، شرط بقاء سرفرازانه دیانت اسلام در جهان مدرن است. 

در واقع ايشان معتقدند كه اسلام و برداشت ما از قرآن بايد خودش را با آموزه هاي مدرن مطابق كند. خوب چرا برعكس نينديشيم؟ چرا آموزه هاي مدرن، خودش را با آموزه هاي اسلام و قرآن مطابق نكند؟ 

اگر جناب سروش با فقه و فقها مشكل دارند چرا با فقيهي چون آيت الله مكارم شیرازی چونان جاهلي كه نمي انديشد و فقاهت برايش ظلمت ايجاد كرده، برخورد مي كند و با آيت الله منتظري كه ساده لوحي اش شهره خاص و عام است و منافقان از اين ساده لوحي بهره ها برده اند و امام خميني، ايشان را به همين خاطر از دخالت در امور بر حذر داشته اند، چونان شخصيتي برجسته؟! اگر ايشان با فقها مشكل دارند اين مشكل را به آيت الله منتظري تعميم نمي دهند. آيا ايشان در مباحث علمي،حب و بغض هاي سياسي شان را هم دخالت مي دهند؟

 

دكتر سروش: پيامبر، چون زنبوری از همه چیز تغذیه می کرد: از کشف های متعالی معنوی و از پرسش ها و واکنش های شیطنت آمیز و خصمانه مخاطبان و از معلومات خود. آیا زنبور عسل که از گلها و گیاهان محیط خود تغذیه می کند و بر آن ها صورت عسل می پوشاند، گویاترین تصویر از پیامبران نیست که از مواد و مصالح محدود زمان ومکان خود بهره می برند و آنها را در تجربه وحیانی خویش به خدمت می گیرند و خاک را زر می کنند؟

ايشان در اينجا به طور واضحي در مثل مناقشه كرده اند. البته خدا هم در قرآن عنكبوت و پشه را مثال مي زند اما نه براي نيكان و پيامبران بلكه براي كفار و مشركان. البته اگر ايشان شاعر هستند بر شاعر مجاز است هر آنچه بر ديگران مجاز نيست (يجوز علي الشاعر مالا يجوز علي الغير) و جناب حافظ در تشبيه زيبايي مي گويد: "بلبل از فيض گل آموخت سخن ورنه نبود...... اين همه قول و غزل تعبيه در منقارش"

 

دكتر سروش: البته قرآن محصول حالات ویژه پیامبر است، اما چنان نیست که هر چه در آن است فروتر از سخنان دیگر پیامبر باشد. آیا سوره تبت یدا ابی لهب و تب، در دلالت و عبارت و بلاغت، برتر از سخنان غیرقرآنی پیامبر است؟

 

جناب سروش! اگر قرآن محصول خود پيامبر است،‌ پيامبر با چه معياري بعضي حرف هايش را به عنوان قرآن و بعضي حرف هايش را به عنوان حرف هاي معمولي و روزمره طبقه بندي كرده است؟ اگر سوره تبت يدا، برتر از سخنان غير قرآني پيامبر نيست پس چرا در قرآن آمده؟ پيامبر مي توانست در يك حديث يا يك خطابه آن را بيان كند و آن را در ديوان شعر خود! جاي ندهد.


 
دكتر سروش: تجدد ارادات هم در مورد باری تعالی فرض محالی است. خداوند چون معرض حوادث واقع نمی شود و تغییر نمی کند، نمی تواند هر دم اراده یی بکند و تصمیمی بگیرد. لذا رفت و آمد جبرئیل میان خدا و رسول، و پیام آوردن و پیام بردن و برای هر حادثه یی آیه یی دریافت کردن و بزمین آوردن، مطلقا با متافیزیک فیلسوفان و متکلمان مسلمان موافقت ندارد. محال است باری تعالی برای رسیدن به غرضی و هدفی کاری بکند. او فاعل بالقصد نیست. اینکه گاهگاه اراده تازه یی بکند و آیه تازه یی را برای تحصیل غرضی و توضیح مطلبی یا ایجاب و تحریمی نازل کند، از اشد محالات است.

 

آيا جناب سروش خبر دارند كه طبق آموزه هاي اسلامي چيزي به نام نزول دفعي قرآن وجود دارد و قرآن يكبار نيز به صورتي دفعي و كامل بر پيامبر نازل شده است؟ اگر به گفته ايشان خداوند ايجاد حادثه نمي كند تا براي هر حادثه جديدي آيه اي نازل كند آيا اين پيامبر است كه جريان سازي مي كند تا مصداقي براي حرف هايش پيدا كند؟ يا اينكه پيامبر منتظر نشسته است كه حادثه اي رخ دهد تا متناسب با آن حادثه شعري از خودش بسرايد؟ آيا پيامبر جنگ به راه مي اندازد تا بتواند در مورد جنگ شعر بگويد؟ بهتر نيست بگوييم كه مفاهيم قرآني به يكباره بر پيامبر نازل شده بود و پيامبر، متناسب با حوادث روز آن مفاهيم را از قلبي سرشار از مفاهيم وحياني استخراج مي كرد؟

 

جناب سروش در بسياري از موارد نيز به جاي پاسخي فلسفي و مستدل از شعر كمك مي گيرند و مثلآ وقتي به ايشان گفته مي شود كه چرا بارها در قرآن كلمه "قل" به كار رفته به جاي ارائه دليل عقل پسند مي گويند خيلي از شاعران نيز اين گونه سخن گفته اند و بارها در اشعارشان به خود گفته اند كه "بگو". جناب سروش! در ابتداي سوره بقره آمده است كه "هيچ شكي در اين كتاب نيست" طبق نظريه جنابعالي، پيامبر بايد شاعر خودخواهي باشد كه بر سخن اش هيچ شكي روا نمي دارد. البته سروش مي تواند چنين توجيه كند كه بسياري از شاعران نيز چنين گفته اند "كلك حافظ شكرين ميوه نباتيست بچين... كه در اين باغ نبيني ثمري بهتر از اين". جالب تر اينكه ايشان، همين اشعار را نيز طبق سليقه خود تفسير مي كنند مثلآ زماني كه به ايشان گفته مي شود كه مراد شما يعني جناب مولوي گفته است كه: "اين همه آوازه ها از شه بود... گرچه از حلقوم عبدالله بود" ايشان بدون اينكه به كلمه "حلقوم" توجه كنند مي گويند كه بله همه چيز در طول اراده خداست و در نتيجه، اينكه پيامبر اشعاري را مي سرايد چون به ياري و خواست الهي بوده است از جانب خدا بوده است. با اين توجيه همين مطالبي هم كه من مي نويسم وحي الهي است چون خدا خواسته است كه من اينها را بنويسم. اگر بنا به مشاعره و شعرخواني است ما هم همان شعر حافظ را مي خوانيم كه:

 

"در پس آینه طوطی صفتم داشته اند... آنچه استاد ازل گفت بگو می گویم"                                   علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

امام بخشي از اين بار مسئوليت را در زمان حيات خويش بر دوش كشيد و با تعابيري بلند و رسا در توصيف فرزند برنايش فرمود: «يكي از بازوهاي پرتوان جمهوري اسلامي ...برادري آشنا به مسايل فقهي و متعهد به آن ...ازجمله افراد نادري كه چون خورشيد روشني مي بخشد... متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام... عالم به دين و سياست... كسي كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين طنين انداز است... سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي در محراب، خطيبي توانا درجمعه و جماعات و راهنماي دلسوز در صحنه انقلاب... در حكم آيه شريفه اشداء علي الكفار و رحماء بينهم... من آقاي خامنه اي را بزرگ كردم... ايشان سرمايه انقلاب هستند... ايشان از اجتهادي كه لازمه ولايت فقيه مي باشد، برخوردارند... ايشان الحق شايسته رهبري اند، با بودن آقاي خامنه اي شما خلا ء رهبري نداريد و...»

                                                     خدایا رهبر ما را نگهدار

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

نگاهی گذرا به مطالبم مشخص می‌کند که نه خاتمی را قبول دارم نه اصلاحات را، نه حقوق‌بشر و نه جامعه مدنی و ...، هیچ‌کدام برایم ارزش ندارد. اما باز هم می‌گویم، خاتمی بهترین گزینه ریاست‌جمهوری 76 بود.

احتمالا دلیلش را بیشتر ما می‌دانیم، پس بگذریم!

عزاداری اصلاح‌طلبان بر جنازه اصلاحات، ادامه دارد و هنوز اشک‌ریزان بر سر پیدا کردن قاتل اصلاحات جنگ می‌کنند. جنازه بی‌جان اصلاحات بر زمین مانده و کسی به خود زحمت دفن این موجود بی‌خاصیت و شرور را نمی‌دهد.

تابوت اصلاحات بر زمین است، سه اصلاح‌طلب در شورای شهر پایتخت مانده‌اند. از آن سه نفر هم، یکی بسیجی و ورزشکار است و دیگری سخنگوی دانشجویان اشغال‌گر سفارت آمریکا! شهردار، دکتر خلبان سردار سرلشگر ... است که تا دیروز او را «چکمه‌پوش» می‌دانستند و امروز تیتر هر روز نشریاتشان است. آیت‌الله رفسنجانی که دیروز «قاتل روشنفکران» بود، امروز تنها امید اصلاحات است. اصلاح‌طلبان، از «عبور از خاتمی»، عبور کرده‌اند! و امروز به جمع شدن زیر نام خاتمی رسیده‌اند. احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور است و مجلس هشتم هم از قضا بر وفق مرادش نباشد خیلی هم مزاحم به نظر نمی‌رسد...

روضه‌ی فعلی اصلاح­طلبان را همه بلدند، پس بگذریم!

اینها بازی روزگار است. اصلاح‌طلبان می‌توانند بازگردند همان‌طور که خاتمی در سال 76 بازگشت، همان‌طور که رفسنجانی سال گذشته بازگشت، همان‌طور که احمدی‌نژاد چند سالی است که به قدرت رسیده، همان‌طور که قالیباف بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری به قدرت بازگشت، ...

رسیدن به قدرت برای همه آنها که تشنه قدرتند، دیر و زود اگر داشته باشد، سوخت و سوز ندارد! از «قدرت» هر چه بگویید برمی‌آید! این را تاریخ اثبات کرده است.

آقایان اصلاح‌طلب! آقای خاتمی! آقای حجاریان! آقای مشارکت! آقای مجمع روحانیون! آقای کروبی! آقای نهضت آزادی! آقای ضد انقلاب اصلاح‌طلب! آقای انقلابی و حزب‌اللهی! آقای اصول‌گرای اصلاح‌طلب! ... و ایضا بانوان محترم!

بانی شوید و تکلیف جنازه را مشخص کنید! خدا را خوش نمی‌آید!

به خاطر امیدهای بر باد رفته ملت، به خاطر مشروطی‌های دانشجویانی که برایتان دویدند، به خاطر هشت‌سال علاف کردن خود و مملکت، به خاطر فقر و فلاکتی که تحمیل کردید، به خاطر «قدرت»، به خاطر اصلاحات و حقوق‌ بشر و جامعه مدنی و لییرالیسم و ...، این جنازه را تدفین کنید و بحث‌های بی‌انتها و بی‌خاصیتتان را پایان دهید.

خواهش می‌کنم! نه! التماس می‌کنم! به عنوان یک مخالف اصلاحات به دست و پایتان می‌افتم!

هر چه بود گذشت! اگر درد ملت را دارید، قلم را رها کنید و این جنازه را تدفین کنید تا خاطرات تلخ گذشته کمی کم‌رنگ شود. و اگر درد قدرت دارید، مطئمن باشید عروس‌خانوم، روزی هم به شما بله خواهد گفت!

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

آقای احمدی نژاد!از آقای خاتمی یاد بگیرید!


 

آقای احمدی نژاد!

نگاهی به روزنامه‌ها‌ی کشور بندازین.هیچ تیتری مربوط به انتقاد از شما و دولتتان وجود ندارد.با جوی که اطرافیان شما و روزنامه‌ها‌ی زنجیره ای طرفدار شما ایجاد کرده اند دیگر کسی جرات انتقاد کردن از شما را ندارد و هر کس هم که انتقاد کند به مخالفت با رای مردم و دموکراسی و خشونت گرایی و کودتا و … متهم میشود. این در حالی هست که در زمان آقای خاتمی وقتی از دکه روزنامه فروشی رد میشدیم تیتر یک اکثر روزنامه‌ها‌ به انتقاد از ایشان و دولتشان مربوط میشد حتی یک بار دو تا روزنامه قبل از مصاحبه ی آقای خاتمی نقد آن را نوشتند و فرداش چاپ کردن غافل از اینکه مصاحبه انجام نشده بود!


 

آقای احمدی نژاد!

یادتان هست که در زمان آقای خاتمی سایت تابناک ایشان را بنی صدر مقایسه کرد؟ یادتان هست سایت فردانیوز کنار عکس لخت سارکوزی در قایق تیتر "خاتمی از نوع فرانسوی" را درج کرد؟حتما مقاله‌ها‌ی اعتماد ملی رو خوندید.مثلا مقاله ای که در مورد سفر استانی رییس جمهور نوشت و گفت ملت دلفین گرسنه هستند و آقای خاتمی دلفین باز! واکنش آقای خاتمی چی بود؟! هیچ! ولی شما چه؟ با کمترین انتقاد به شما منتقدین متهم به خشونت و فاشیست بودن و مخالفت با دموکراسی میشوند!


 

آقای احمدی نژاد!

یادتان هست در دانشگاه تهران در برابر هو کردن چند تا دانشجو چی گفتید؟ من یاداوری میکنم، شما گفتید نذارید بگم بندازنتون بیرون! ولی آقای خاتمی وقتی رفت امیرکبیر در برابر چند ساعت هو کردن و فحاشی و حتی آتش زدن عکسش سکوت کرد و خاضعانه از کنارشون گذشت.


 

آقای احمدی نژاد!

الان اگر کسی از وضعیت اقتصادی گله کنه توسط هواداران شما قابلمه به دست خونده میشه و گفته میشه مسایل اقتصادی برای مردم در اولویت نیست ولی همین هواداران شما در زمان آقای خاتمی هر روز یک مقاله در مورد قیمت گوجه مینوشتند!


 

آقای احمدی نژاد!

در دولت شما شاهد نرخ تورم 20 درصدی در سال 78 و میانگین تورم 16 درصدی در 8 سال دولتتان بودیم. اما حالا دولتمردان شما از تورم 18 درصد امسال و میانگین 14.5 درصدی دولت آقای خاتمی انتقاد میکنند!


 

آقای احمدی نژاد!

نامه ی سال 2003 دولتتون به آمریکا رو یادتون هست؟همون نامه ای که توش گفته بودین حاضریم حزب الله رو خلع سلاح کنیم، از حمایت از حماس و گروه‌ها‌ی مقاومت دست برداریم و... فقط تو رو خدا ما رو تحریم نکنین! یادتونه که همه ی فعالیت‌ها‌ی هسته ای و غیر هسته ایمون رو تعلیق کردین؟ دیپلماسی منفعل و عذرخواهانه تان را به یاد می‏آورید؟ اما اکنون و در دولت آقای خاتمی دیپلماسی ما فعالانه شده. آقای خاتمی نه تنها تعلیق رو شکوند بلکه پرونده ایران رو هم مختومه کرد.نامه‌ها‌ی آقای خاتمی مثل نامه‌ها‌ی شما از روی ذلت نیست.امروز مردم ما به ایرانی بودن خودشون افتخار میکنن.


 

آقای احمدی نژاد!

یاران شما در انتخابات مجلس با نام "یاران احمدی نژاد" و با حمایت رسمی شما وارد میدان شدند و شکست خوردند.با این حال که شما تمام قامت به میدان آمدید و از لیست "یاران احمدی نژاد" حمایت کردید اما بعد از شکست کسی نگفت مردم به احمدی نژاد نه گفتند اما در انتخابات شوراها عده ای به نام آقای خاتمی وارد میدان شدند و در حالی که آقای خاتمی چه قبل و چه بعد از انتخابات از آنها حمایت نکرده بود، شکست آنها را به پای او گذاشتید و در روزنامه‌ها‌یتان نوشتید "نه بزرگ به خاتمی و دولتش"


 

آقای احمدی نژاد!

همفکران شما چنان فضایی ایجاد کرده ان که انتقاد از آقای خاتمی تبدیل به ژست روشنفکری شود و هر کس از او دفاع کرد متهم به تعصب،تحجر و.... و احتمالا بعد از نوشتن این متن به خاطر دفاع از آقای خاتمی و انتقاد به شما مانند سابق به حماقت و تعصب و... متهم میشوم!

                                                             حسین سلمانی

          علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

 اين الفاطميون؟؟؟.....

بچه هاي حضرت زهراء (س) ديگه ايام فاطميه شروع شد... ديگه بايد همه جا سياه پوش بشه...ديگه لبخند از رو لبها  محو مي شه... ديگه مصيبت هاي حضرت علي (ع) شروع مي شه... ديگه...
ماه جمادي آمد و پيغام دارد                            با خود براي اهل دل الهام دارد
ماهي که درد و رنجهايم را عيان کرد               با اشک ديده غصه هايم را بيان کرد
ماه جمادي رازها در سينه دارد                       تصوير ي از مسمار در؛در سينه دارد
بچه شيعه ها !!!!! فاطميه خيلي غريبه....

مولا چه سان اين صحنه ها را ديد و رنجيد           دشمن چه سان بر گريه هاي آن دو خنديد
يعني مي شه آقا بياد و با هم براي مصيبت مادر مظلوم آقا گريه کنيم؟؟؟ با آقا بشينيم کنار قبر مادرش و سينه بزنيم؟؟
با آقا گريه کنيم و مصيبت مادرش رو تسليت بگيم.....
با آقا گريه کينم و برا مظلوميت امير المومنين علي (ع) و درد درد و دل با چاه ناله بزنيم.......
با آقا گريه کنيم و کنار قبر مادر براي ابا عبدالله الحسين (ع) سينه بزنيم......
با آقا گريه کنيم و ...
کنار مهدي فاطمه(عج) زنا با چادر مشکي و مردا با لباس خاکي بريم براي بيعت با امام زمان (عج) ... از اون لباس خاکي ها که روش نوشته:
مي روم تا انتقام سيلي زهراء(س) بگيرم...
انشاءالله مي رسه روزي که با حمايت امام زمان (عج) به تمام ظلم هايي که به شيعه و بچه شيعه ها شده جواب بديم

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

ايستادگي شجاعانه در برابر مفاسد مديريتي دانشگاه آزاد موجب گشت تا همزمان با مناظره وی با نمایندگان دانشگاه آزاددر روز دوشنبه در دانشگاه تهران، جمعي از دانشجويان مسلمان و عدالتخواه اين دانشگاه به نمايندگي از ديگر دانشجويان تقديرنامه اي را تقديم به ايشان كنند كه متن آن در ذيل مي آيد:

مهندس سليمي نمين

بسمه تعالي

"هركس براي عدل قيام كرد، سيلي خورد" (امام خميني ره)

جناب آقاي مهندس سليمي نمين

به پاس شجاعت  و روحيه عدالتخواهيتان، اين تقدير نامه تقديم مي گردد.

در حالي كه قواي مجريه و مقننه كشور در راه مبارزه با مفسده هاي مديريتي دانشگاه آزاد به عقب رانده شدند ، شجاعت و عدالتخواهي همان خصيصه اي است كه موجب گشته تا حضرتعالي به تنهايي مقابل مفاسد مديريتي اين دانشگاه فرياد بر آوريد، هر چند در اين راه مصائب فراواني را تحمل نموده ايد از تشكيل پرونده تا تشكيل دادگاه، اما بدانيد هم چنان روحيه ظلم ستيزي خميني كبير (ره) در خون فرزندان امروز انقلاب اسلامي باقي مانده است و در راه اين مبارزه سنگين تنها نخواهيد بود.

اميد است سرانجام روزي فرارسد تا مدعيان قانون و قانونگرايي در برابر آن سر به تعظيم فرو آورند.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته 

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

اگر دست ولايت و تصرفات ولايى امام زمان(عج) نبود، در داخل و خارج با اين همه دشمن كه با سرسختى و امكانات و ابزار فراوان در حال مبارزه هستند، دولت بايد از پاى در مى آمد ولى دستى ولايى اين ملت، دولت و رهبر را نگه داشته است.

به يمن قدم امام عصر ارواحنا فداه نه تنها انسانها فيض مى گيرند و زندگيشان را ادامه مى دهند، بلكه ذرات خاك، كرات افلاك، ملائك عالم بالا، عوالم امكان و ماوراى آن، در تمام آنات از امام زمان ارتزاق مى كنند و همه ميهمان حضرت حجت(عج) هستند.

 آنچه كه مسلم است، انقلاب ما با عنايت امام عصر(عج) به سامان رسيد. جنگ ما با عنايت امام زمان(عج) پيروز شد. فتنه هاى داخل مملكت كه كمترين معونه و هزينه را براى نظام و دولت داشت، با توجهات حضرت خنثى شد و به رهبرى رسيدن حضرت آيت الله خامنه اى كه پيش بينى نشده بود و هرگز مقدمه اى نداشت ولى ذخيره الهى بود

 و عنايت و تصرف ولايى امام زمان بود كه اينطور خداوند متعال ايشان را در دلها جا

 انداخت و رهبرى ايشان اين گونه تثبيت ومقبول شد.
در مسافرت آقاى احمدى نژاد به آمريكا و برخورد با وى در دانشگاه كلمبيا و همچني

ن سخنان او در سازمان ملل نيز همين دست وجود داشت.
                   رئیس جمهور
آن حجم از توطئه هاى همه جانبه را براى او از قبل تدارك ديده بودند و در دانشگاه،

در يك جو كاملاً مخالف به «هو» كردن وى مبادرت كردند تا او را تضعيف كنند اما قضيه برعكس شد، آيا اينها تدبير امام زمان(عج) نيست كسى ترديد بر اينها دارد يعنى امام زمان را داراى علم مطلق به تمام كائنات نمى بينند يعنى تصرفات ولايى ايشان ناشى از همان ربوبيت خداوند نيست اگر كسى كه اينها را انكار كند، بايد در خداشناسى، پيغمبرشناسى و امام شناسى او ترديد كرد. دولت با خطرپذيرى هايى كه كرده، اگر دست ولايت و

 تصرفات ولايى امام زمان(عج) نبود، در داخل و خارج با اين همه دشمن كه با سرسختى و امكانات و ابزار فراوان در حال مبارزه هستند، بايد از پاى در مى آمد ولى دستى ولايى اين ملت، دولت و رهبر را نگه داشته است و همه بلاترديد با نظارت مستقيم خليفه الله على الاطلاق، صاحب ولايت مطلقه كليه الهيه كه بر كرسى كن فيكون نشسته است، اداره مى شود و هرچه كه او بخواهد خدا هم آن را انجام مى دهد كه او ظرف مشيت پروردگار متعال است.
هيچ ترديدى در اين حقايق شيعى نداريم، اگر براى ديگران يك امر ذهنى و افسانه است، براى ما عقيده، دين، باور و تجربه است.       ( یاعلی مددی)

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

               بازي خاتمي براي رياست جمهوري دهم

اصلاح طلبان با انتخابات رياست جمهوري دهم چگونه برخورد خواهند كرد؟ مي توان حدس زد بسياري روندهاي جديد در ماه هاي آينده شكل خواهد گرفت و بسياري از روندهاي فعلي هم به زودي دگرگون خواهد شد. با اين وجود، براي تحليل كلي وضعيت اصلاح طلبان، از همين حالا كدهايي وجود دارد كه با اطمينان مي توان گفت تعيين كننده بسياري از تحولات آتي خواهد بود و احتمال تغيير اساسي در آنها ضعيف است.    

              سید محمد خانمی

اصلاح طلبان تصميم گرفته اند در انتخابات آينده رياست جمهوري با جديت شركت كنند. اين نكته اي است كه هر تحليلي درباره راهبرد اصلاح طلبان براي انتخابات آينده را بايد بر آن مبتني ساخت. اتخاذ چنين تصميمي، هم به اين علت است كه مي دانند بعد از اتفاقي كه در انتخابات مجلس هشتم افتاد، غيبت آنان از عرصه رقابت سال 88 به معناي حذف كامل آنها از صحنه سياسي ايران خواهد بود و طبعا اين بدترين اتفاق براي آنهاست و

هم از اين رو كه برخي دشواري هاي اقتصادي و حجم سنگين تبليغات

 عليه دولت اصولگرا آنها را به طمع انداخته كه خصوصا با كمك عامل خارجي

 از راه تشديد فشارها عليه ايران مي توانند به فرو افتادن اصولگرايان از سرير

 قدرت اميد ببندند.

مشكل اما اينجا نيست كه اصلاح طلبان تصميم گرفته اند به دست خود، خويش را حذف نكنند. اين كاملا طبيعي است. بلافاصله بعد از اين است كه دشواري آغاز مي شود. چه كسي قرار است كانديداي اصلاح طلبان در انتخابات سال آينده باشد؟ افرادي مثل مهدي كروبي كه طعم حضور مستقل در صحنه سياست را در انتخابات مجلس هشتم چشيدند.

(والبته پاداش آن را هم با به دست آوردن يك فراكسيون كوچك در مجلس گرفتند)

به رويه سابق خود ادامه خواهند داد و كروبي تقريبا به طور قطع يكي از كانديداهاي انتخابات آينده است كه راي خود را از سبد اصلاح طلبان برخواهد داشت.

مدت هاست طيف تندرو اصلاح طلب به اين نتيجه رسيده اند كه محمد خاتمي تنها كسي است كه ارزش دارد براي حضور در انتخابات آينده روي او سرمايه گذاري كنند. اولين علائم اين تصميم زماني آشكار شد كه خاتمي را به عنوان مرد اول پشت پرده فعاليت انتخاباتي اصلاح طلبان در زمستان گذشته معرفي كردند، به صراحت گفتند به طرح نام خاتمي و همراهي با او به مثابه يك اقدام استراتژيك نگاه مي كنند و نهايتا هم نام او را به عنوان لوگوي فهرست خود در انتخابات مجلس هشتم برگزيندند.

اصلاح طلبان اكنون خود مي گويند و اگر نمي گفتند هم پيدا بود كه اساسا در انتخابات مجلس هشتم نه به قصد پيروزي بلكه با هدف مطرح كردن نام خاتمي وارد صحنه شدند. (آخرين نمونه نوشته شهاب طباطبايي عضو شاخه جوانان حزب مشاركت در ويژه نامه هفتگي رونامه اعتماد است:

«دختران و پسران جوان اصلاح طلب به وعده نسيه حضور سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري نقداً به ميدان تبليغات انتخابات مجلس هشتم آمدند، فحش شنيدند، کتک خوردند و تحمل کردند. خيلي هايشان به خيلي چيزها انتقاد داشتند، به نحوه ورودمان، به روش بستن ليست، به شيوه تبليغات و.... اما همه در برابر اين استدلال که اگر امروز کنار بکشيم و منفعل باشيم فردا چگونه در انتخابات رياست جمهوري کانديداتوري خاتمي را به رخ رقبا بکشيم، کوتاه آمدند و مردانه آمدند.») تست افكار عمومي در اين زمينه كه دلبستگي شان به نام خاتمي چقدر است، تقريبا اصلي ترين هدف اصلاح طلبان در رقابت سياسي زمستان 86 بود و بسياري از آنها اميد فراوان داشتند كه اين نام معجزه كند. نتيجه انتخابات مجلس هشتم اما همه چيز را به هم زد. اگرچه اصلاح طلبان همچنان تلاش مي كنند خود را از تك و تا نيندازند اما به هم ريختگي سازماني آنها پس از اين انتخابات چيزي نيست كه به سادگي قابل لاپوشاني باشد. بدون شك اگر در انتخابات مجلس هشتم اندك نشانه اي از اقبال مردم به اصلاح طلبان تندرو وجود داشت خاتمي به اين سادگي خود را بازنشسته اعلام نمي كرد همانطور كه وقتي صحنه گرداني ائتلاف اصلاح طلبان را بر عهده گرفت يعني زماني كه هنوز اميدي وجود داشت علامتي از تمايل به بازنشستگي در او ديده نشد.

همچنان بايد منتظر آينده ماند؛ اما به نظر مي رسد بازنشستگي خويش فرماي خاتمي دوام چنداني نياورد و او به همين زودي ها تحت فشار دوستانش به صحنه بازگردد. بازگشتي كه جالب است توجه كنيم او در پيش بيني عاقبت آن با اصولگرايان اختلاف چنداني ندارد!

 

                                                                            یا علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

مطابق اعتقادات مسيحيان صهيونيست، حوادث زير بايد به وقوع بپيوندد تا مسيح دوباره ظهور كند و البته پيروان نظريه و انديشه مسيحيت صهيونيستي، وظيفه دارند براي تسريع در عملي شدن اين حوادث، كوشش نمايند:

                          آرماگدون

 

1- يهوديان از سراسر جهان، بايد به فلسطين آورده شوند و كشور اسرائيل در گستره اي از رودخانه نيل تا فرات به وجود آيد. يهودياني كه دست به اين مهاجرت مي زنند، اهل نجات خواهند بود.

2- يهوديان بايد دو مسجدالاقصي و صخره در بيت المقدس را منهدم كنند و بر جاي آن، معبد بزرگ يهوديان را بنا نهند.

3- روزي كه يهوديان مسجدالاقصي و صخره را منهدم نمايند، جنگ نهايي مقدس يا آرماگدون به رهبري آمريكا و انگليس آغاز شده و در اين جنگ تمام جهان نابود خواهد شد.

4- روزي كه جنگ آرماگدون آغاز مي شود، تمامي مسيحيان، توسط يك سفينه از دنيا به بهشت منتقل مي شوند و از آن جا همراه مسيح، نظاره گر نابودي جهان و عذاب سخت خواهند بود.

5- در جنگ آرماگدون، زماني كه ضد مسيح يا دجال، در حال دستيابي به پيروزي است، مسيح همراه مسيحيان به بهشت رفته، ظهور مي كند، ضد مسيح را شكست مي دهد و حكومت جهاني خود به مركزيت بيت المقدس را برپا خواهد كرد.

از وجوه مشتركِ برجسته همه كساني كه مراحل چندگانه انديشه مسيحيت صهيونيستي را برشمرده اند، جنگ آرماگدون يا جنگ فرات است.

 جنگ آرماگدون در دره مجدو در دشت خزرال واقع در شمال اسرائيل و در كرانه اسرائيل

 و در ساحل غربي رود اردن روي مي دهد. گفته مي شود كه آيه زير در صحيفه خزيقال و زكرياي نبي درباره اين جنگ است:

الف- «باران هاي سيل اسا و تگرگ هاي سخت آتش و گوگرد، تكان هاي سختي در زمين پديد خواهد آورد. كوه ها سرنگون خواهند شد، صخره ها خواهند افتاد و جميع حصارهاي زمين منهدم خواهد شد.»

ب- «گوشت ايشان در حالي كه بر پاهاي خويش ايستاده اند، كاهيده خواهد شد و چشمان ايشان در جاي خود گداخته خواهد شد و زبان هايشان در دهانشان كاهيده خواهد شد.»

مسيحيان صهيونيست از كنار هم قرار دادن اين دو آيه نتيجه مي گيرند اين جنگ، اتمي و نوتروني خواهد بود.

به هر روي، كنكاش بيشتر در انديشه مسيحيت صهيونيستي، جنبه هاي ديگري از عقايد آنان را روشنتر مي سازد. 

                                        علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

به گزارش سپهر یکی از تحلیل گران موسسه "کارنگی"واقع در شهر "واشنگتن دی.سی" در جدید ترین کتاب خود به بررسی موشکافانه سه دهه از سخنرانی‌ها‌ و کتب رهبر معظم انقلاب پرداخته است وبر نقش راهبردی ایشان صحه میگذارد.این تحلیل گر در کتاب خود مینویسد:آیت الله خامنه ایی در داخلی ایران قدرتمندتر از هر کس دیگری میباشند و آمریکا برای بهره بری از سیاست با تدبیر در قبال ایران باید ایشان را بهتر درک نماید.
بلاغت گفتار همراه با دید گاه منطقی و روشن و گفتار کنایه آمیز از خصوصیات ایشان میباشد."سجاد پور "نویسنده ای ایرانی این کتاب در ادامه به غرب توصیه مینماید: هم اکنون زمان آن فرا رسیده است که دنیا بیشتر بر" آیت الله خامنه ایی" تمرکز داشته باشند و حتی باید از توجه به رییس جمهور نیزتا حدودی کاست. گفته‌ها‌ی ا یشان به طور قابل ملاحظه ایی بازگوکننده خط مشی سیا ست داخلی و خارجی ایران میباشد. باید به سخنان"آیت الله خامنه ایی" در زمینه‌ها‌ی مختلف از قبیل مناقشه هسته ایی، اسراییل، عراق ومسایل دیگر با دقت توجه نمود تا به اندیشه‌ها‌ی ایشان دست یافت.

              حضرت آقا

نویسنده در رابطه با اهمیت ایران برای آمریکا درزمینه ای تصمیم گیری‌ها‌ی سیاست‌ها‌ی اروپا و آمریکا راجع به: عراق، تروریسم، امنیت انرژی،صلح اعراب و اسراییل؛ افغانستان ؛ به آمریکا چنین سفارش مینماید: از گفتگو با تهران باید دوری جست و این امر مستلزم زمان زیادی میباشد.
به نظر نویسنده در اتخاذ هر گونه رویه ای موفقیت آمیزدر قبال ایران باید نقش محوری" آیت الله خامنه ایی" در فرایند تصمیم گیری‌ها‌ی و میزان ظن ایشان به ایا لات متحده آمریکا را در نظر داشت. وی هم چنین معتقد است: سعی در تعامل با ایران آیت الله خامنه ایی نیاز به صبر فرا وان دارد و هیچ تضمینی در موفقیت آن نیز وجود ندارد. هر گونه شیوه ای برخورد با ایران با هدف نادیده انگاشتن، کنار گذاشتن و یا حتی تضعیف ایشان محکوم به شکست میباشد.                       علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
                                                  

احمدي نژاد در سال 1392: من نه استاندار بودم نه شهردار بودم و نه رئيس جمهور بودم من هيچ كدام از اين ها نبودم من فقط اشتباهي بودم!?

                                                علیرضا احمدی نجاد

فكر می كنم پس ازپايان سريال مرد هزار چهره اولين پيامك طنزی كه برام اومد همين بالايی بود،ازاين دست پيامك ها كم به دست من نمی رسد و من هم مثل بقيه مي خندم و براي دوستام مي فرستم و...،اما نمی دونم اين آخری چرا يه جورايی من رو به فكر واداشت،...من اشتباهی بودم.

چند وقت پيش بابام (دكتر احمدي نژاد) تعريف می كرد كه يكي از اين آقايون بهش گفته بودكه مي دونی مشكل شما چيه؟ و بعد ادامه داده بودكه مشكل شما اينه كه خارج از دايره هستی براي همين هم هست كه چپ و راست ، اصولگرا و اصلاح طلب {داخل دايره اي ها!!}باهات اين طوري برخورد ميكننn. تواين سه سال به واسطه اخباری كه به دست ما می رسيد و شرايطی كه يك نفر مثل من دارد واقعا به اين نكته پی بردم كه احمدی نژاد اشتباهی رئيس جمهور شد!آخه نمي شود كه يكی بيايد همين جوري بخواهد نون ها رو آجر كنی ، زنجير اون دايره رو پاره كند  و بخواهد كه به سمت عدالت(به سمت عدالت) حركت كند و نخواهد در اين بين سهم دوستان داخل دايره را بدهد ، كسي بيايد كه نخواهد ...،

خلاصه اين كه تو اين دوره زمونه كه اتحاد يك حركت كمياب اجتماعي است با كمي دقت مي توان شاهد شكل گيري يك اتحاد بزرگ اصول گرايان(+)اصلاح طلبان_ در جهت دوختن و اتصال نقاط آسيب ديده دايره و همچنين بيرون انداختن نفوذی های احمدي نژادی در دايره_بود كه خوشبختانه فكر مي كنم اين اتحاد تا سال آينده به 100% برسد.

احمدي نژاد اشتباهي بود چون معادلات نبايد اينجوری جواب مي داد و اشتباهی بود چون صاحبان اصلي اين انقلاب (مردم) حامي او بوده وهستند و اشتباهی خواهد بود تا وقتی بخواهد با مردم باشد.                      

                                                      (سعی کنیم شرمنده شهدا نشیم)

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

نمي توانم ... راستش کار من نيست ...من حتي از پس گفتن حرف هاي دلم هم برنمي آيم ...مي خواهم بنويسم برايت ، اما ...  باور کن خيلي سخت است . اين که کلي حرف توي دلت داشته باشي و نتواني بگويي ... اين که خجالت بکشي از نگاه کردن به چشم هاي کسي ... مي داني ؟ هميشه بعد از سجاده ام ، کنار تو بودن را دوست داشته ام ... آخر کنار تو هم همان عطر سجاده ام مي آيد ... دلم مي خواهد ساعت ها بنشينم کنارت ... من باشم و تو باشي و آفتاب ... تو با سکوتت برايم از عشق بگويي و من از شرم نگاه کردن به چشم هاي گيرايت ذره ذره آب شوم ... نمي دانم چرا تا به تو مي رسم همه ي گفتني هايم را فراموش مي کنم ... انگار بايد همه ي تعلقاتم را بريزم دور ... اينجا ، کنار تو ، رها تر از هميشه  پرواز مي چينم از نگاهت ... لبخند که مي زني دلم بي قرار تر از هميشه مي کوبد به سينه ام ... لبخندت از جنس عشق است ... عشقي به عظمت بهشت خدا ...


* فکر مي کردم مي توانم بنويسم ، اما انگار اشتباه مي کردم ...

                                                                                      علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
  کاخ مرمر به دستور رضا شاه پهلوی ساخته شده است . زیر بنای کاخ 2870 متر مربع و در زمینی به وسعت 35462 متر مربع احداث شده است، این کاخ در آبانماه سال 1355 به صورت موزه در آمد و درب آن برای بازدید به روی عموم گشوده شد. تا سال 1359 کاخ به صورت موزه استفاده می شد و پس از آن به دلیل مسایل امنیتی کاخ متروکه گردید و بعدهابه مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار شد.
اکنون هاشمی رفسنجانی دفتر کاری خود را در این کاخ دایر کرده است و به غیر از روزهای شنبه که جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن جا تشکیل می شود در بقیه روزهای هفته این کاخ به محل رفت وآمد ملاقات کنندگان هاشمی رفسنجانی تبدیل شده است .
...
بهزاد نبوی و ۴۰ نماینده افراطی مجلس ششم با هاشمی رفسنجانی در کاخ مرمر دیدار کردند.
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به خبرنگاران :به زودی حقیقتی در مورد موسویان منتشر می شود!
هاشمی رفسنجانی :کشور در شرایط ویژه ای قرار دارد!

                                               حاج اکبر هاشمی
اما براستی در این کاخ چه می گذرد که یک جاسوس در آن پناه می گیرد،شرایط کشور در آن ویژه می شود،بهزاد نبوی تندرو در آنجا به دیدار هاشمی می رود تا از وی برای عدم رد صلاحیت خود توسط شورای نگهبان قول بگیرد،و...
مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام هم که مشخص نیست در چه وضعیتی به سر می برد ،موسویان که به گفته وزیر اطلاعات جاسوس محسوب می شود در آنجا داری سمت می شود،سایت ضد دولت در آنجا راه اندازی می شود و...ودر نهایت به مرکزی برای رفت وامد مخالفان دولت تبدیل شده است.

به راستی آقای هاشمی در کاخ مرمر چه می گذرد ؟ آیا به راستی این کاخ به جایگاه استراحت مخالفان دولت وحتی نظام تبدیل شده است ؟آیا شخصیت شما سزاوار است که از جاسوسی چون موسویان حمایت کند؟وآیا براستی سزاوار شماست که مدیری ناتوان (که از عوامل زیر مجموعه او یکی جاسوس درآمده و دیگری به خارج کشور متواری شده است )در زیر سایه شما مخفی شود؟
آقای هاشمی به راستی فراموش کرده اید که بهزاد نبوی در انتخابات مجلس ششم با شما چه کرد؟آیا فراموش کرده اید که همین نماینده های مجلس ششم که به دیدار شما آمده بودند قصد داشتند در صورت حضور شما در مجلس اعتبار نامه شما را تصویب نکنند؟آیا فراموش کرده اید همین آقایان بودند که در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم می گفتند هاشمی اصلح نیست ولی ناچاریم...؟

آن هاشمی شجاع که در مورد بنی صدر با شجاعت گفت«ما با لیبرال کار نمی کنیم» چه شد ؟آن هاشمی شجاع که در برابر خروج سفرای اروپایی از ایران آن را به گنجشکی تشبیه کرد که از روی درختی استوار پریده اند چه شد؟به راستی چه شده که هاشمی با کسانی کار می کند که زمانی او را تخریب می کردند وامروز خود را لیبرال مسلمان می نامند؟...

آقای هاشمی سوال در ذهن ما زیاد است اما یک سوال مهم تر داریم وآن این است که «به راستی در کاخ مرمر چه می گذرد؟»این سوال بسیاری از مردم است .خواهش می کنیم به آن پاسخ دهید.

                                                                                  علی مدد

 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
        

                         مهندسی

آنچه كه در نظام جمهوري اسلامي اصالت دارد، انسان است. انسان شدن، به تعبير

امام (ره). حال براي انسان شدن، ابتدا بايد مهندسي فرهنگ را انجام دهيم يا مهندسي فرهنگي را. من معتقد هستم كه اول بايد مهندسي فرهنگي را انجام دهيم. اول بايد كل نظام، مهندسي فرهنگي شود. در اين نقشه كلي خود فرهنگ يك جزء است. مقام معظم رهبري در تعاريف‌شان فرمودند: «روح موجوديت هر آنچه كه ما داريم فرهنگ است.» اين نگاه در واقع نگاه فرهنگي است. در اين نقشه ما با همان اصولي كه از تعريف نظام جمهوري اسلامي درك مي‌كنيم يعني اصولي كه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به ما مي‌دهد بايد اجزاء اين نقشه را در جاي خودش طراحي مي‌كند.

اقتصاد، سياست و فرهنگ را طراحي مي‌كنيم، بدون اينكه از ارتباط اينها با هم غفلت كرده باشيم. من معتقد هستم چون نظام ما يك نظام ديني است، اعتقادات و باورهاي ديني بر آموزه‌ها مقدم است. آموزه‌هاي ديني در ترسيم نقشه تأثير اولي و مستقيم دارند. چرا كه تا ما با اعتقادات و باورهاي ديني و با دركي كه از آموزه‌هاي ديني داريم؛ وجه تمايز پديده ديني و غيرديني را تشخيص ندهيم، نمي‌توانيم اين مهندسي را انجام دهيم. مثلاً طراحي اقتصاد در نظام جمهوري اسلامي ايران، تا اقتصاددان ما كه طبيعتاً در طراحي اقتصاد مي‌خواهد به ما كمك كند، اطلاع و اشراف دقيقي به موضوع و وجه تمايز اقتصاد يك جامعه ديني و يك جامعه غيرديني نداشته باشد، چگونه مي‌تواند اين را در مهندسي لحاظ كند. چگونه مي‌تواند اين ويژگي را در مهندسي اعمال كند. اين نقشه مهندسي فرهنگي كه ما دنبال آن هستيم براي خودش مختصات و چارچوبي دارد كه شايد متأثر از دستاوردهاي فرهنگي كشورهاي ديگر باشد. شايد هم دستاوردهاي فرهنگي ما در آن نقش داشته باشد.

كساني كه مي‌خواهند اين طراحي را انجام دهند طبيعتاً به همان دليلي كه توضيح دادم اگرمبتني بر اعتقادات، باورها و آموزه‌هاي ديني خودشان نباشد در مهندسي موفق نخواهند بود. اما اجزاء اين پديده مردم هستند. اجزاء نقشه‌اي كه ما مي‌خواهيم در جامعه محقق شود تك تك افراد جامعه هستند كه اعتقاد و فعاليتشان روي هم گذاشته مي‌شود و فرهنگ جامعه را مي‌سازد. نقش اعتقادات، باورها و آموزه‌هاي ديني براي شكل دهي به اين فرهنگ بسيار مؤثر است.

                                                              علی مدد

                                                    
 
 
   |    نوشته شده توسط محسن اشکاوند
 
 
 

     

بلاگر با ارائه مقاله ای جامع از جواد شمقدری کارگردان ایرانی با عنوان "قواعد شش‌گانه سینمای هالیوود" به برسی لایه های پنهان دنیای فیلم سازی هالیوود پرداخته است.  وی میگوید : نویسنده در این مقاله سعی کرده است با مرور قواعد مشترک آثار سینمایی که کارخانه رویاسازی هالیوود از بدو تاسیس تاکنون به مردم جهان عرضه کرده است، سرنخ هایی از اهداف پنهان و نهان گردانندگان آن به دست ذهن مخاطب بسپارد.
در بخشی از این مقاله میخوانیم : هیچگاه سینمای هالیوود و دنیای رسانه‌ای غرب در ترسیم جایگاه خود در تضاد خیر و شر دچار تردید و شک، پنهان‌کاری، دوگانه عمل کردن و انحراف نمی‌شود یعنی همیشه خود را مظهر خیر و سفیدی و دیگران را مظهر شر و سیاهی قلمداد می‌کند.

هالیوود در ساخت فیلم‌های سینمایی علیه اسلام و